-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ مهر ۱۳, شنبه

اکنون، دیگر برای نجات کل کشور بسیار دیر شده است

عزیزآریانفر: 
گستره افغانستان به سه بخش تقسیم می شود



گستره افغانستان به سه بخش تقسیم می شود:
لویه قندهار تا هرات زیر کنترل امریکا و باند کرزی و گستره بین زابل و نورستان زیر کنترل طالبان و پاکستان قرار می گیرد.
گستره یی از بدخشان تا هرات هم به میدان جنگ مبدل می شود و امریکا و پاکستان مشترکا با حمایت مالی وهابیون عرب می کوشند این گستره را در یک جنگ فرسایشی از زیر نفوذ روسیه، ایران و هند و کشورهای آسیای میان بیرون بکشند.
در کابل هم اداره مشترک و مختلط با مشارکت نمایندگان سه بخش تشکیل خواهد شد.
دیگر هر اقدامی دیر است و ضیاع وقت.
ار چند اکنون اشرف غنی جست و خیز و داد و فریاد را انداخته و گویا در برابر امریکا ایستاده است و در برابر طالبان اعلام جنگ هم نموده است. اما این کار حنای بعد از عید و چهار زانو نشستن پس از باد در هوا پرتافتن است و دیگر بسیار دیر شده است.

در سال های گذشته کرزی و احمدزی با هزاران حیله و نیرنگ نگذاشتند امریکایی ها طالبان را سرکوب و نابود کنند. برعکس تا توان داشتند طالبان را از زیر ضربه بیرون کشیدند و هزاران هزار طالب را از زندان ها رها کردند و جلو وحدت ملی و یگانگی و اتحاد را گرفتند و بر دهل تبارگرایی افراطی کوبیدند. نگذاشتند کشور صاحب دولت فراگیر ملی گردد.
نگذاشتند صاحب قانون اساسی کارا و پذیرا شویم و نگذاشتند صاحب ساختار نظام درست شویم. نگذاشتند صاحب احزاب فراگیر توده یی شویم. نگذاشتند جامعه مدنی رشد کند و نگذاشتند دموکراسی به بالندگی برسد. برعکس، فرهنگ سخیف و ناسخته تقلب و جعلکاری و بزهکاری را نهادینه ساختند.
از برکت خودکامگی، انحصارگرایی و خودرایی این دو مشر تحمیلی و نابه کار امروز کشور به این حال افتاده است.
امروز در پهنه بین زابل و بدخشان شبکه حقانی، حزب اسلامی، طالب، داعش و ده ها باند جنایتکار وابسته به پاکستان و شیوخ وهابی عرب فرمان می رانند و حضور دولت در مراکز با پشتیبانی امریکا اسمی و صوری است.
اکنون، دیگر برای نجات کل کشور بسیار دیر شده است. پس، هر چه بادا باد. چه داکتر عبدالله رویکار بیاید، چه غنی بتواند با تلقبات بیاید، چه پمپ یو بیاید و یک دولت وحدت ملی دیگر بسازد و یا هم برنامه های خلیلزاد و کرزی پیروز شود و دولت انتقالی یا موقت روی کار بیاید، تفاوتی در سرنوشت کشور نخواهد داشت:
طرح تقسیم کشور در هر صورت پیاده خواهد شد. امریکا در اصول بر سر تقسیم کشور و قدرت در کابل با پاکستان به توافق رسیده و بخواهیم یا نخواهیم، این برنامه را پیاده خواهد کرد.
برای امریکا منجمد ساختن و کنسروسازی بحران افغانستان تا زمانی که بار دیگر زمینه برای حضور گسترده و پیش گیری فارود پالیسی به سوی آسیای میانه فراهم گردد ، و حضور محدود در بخشی از کشور تا آن دم؛ اولویت دارد و چنین هم خواهد شد. افغانستان دیگر برای امریکا لولویت ندارد و باید خود را متوجه مسایل مهم تری چون رقابت با روسیه در قطب شمال، گرفتن گریلند، ونزویلا، بحران اوکرایین، رقابت با روسیه در تیاتر اروپا، مبارزه با ایران در خاورمیانه و جنگ بازرگانی با چین نماید.
بی چون و جرا کرزی و احمدزی مقصران اصلی در این فاجعه هستند.
از همین رو، باید کوشید تا هر دو گرگ پیر و خونخوار از گردونه سیاسی کشور به دور انداخته شوند. ماندن بیشتر آن ها در صحنه تنها معادله را پیچیده تر و سر در گم تر می سازد.
در هژده سال گذشته، کرزی همچون سردمدار باند مافیایی مواد مخدر و غصب زمین و احمدزی، همچون سالار مافیای الیگارشی مالی، از هیچ جفای در حق مردم و کشور دریغ نکردند و آن را در آستانه فروپاشی و از هم گسیختگی کشاندند. 150میلیارد دالر کمک های جامعه جهانی را برباد دادند و حیف و میل کردند.
اکنون باید در اندیشه نجات گستره یی از بدخشان تا هرات برآییم. کار گستره یی از زابل تا نورستان تمام است و در گستره لویه قندهار هم کسی کاری نمی تواند. در آن جا حضور امریکایی ها دایمی است و بازرگانی مواد مخدر هم به خاندان کرزی سپرده شده است.
مرکز ثقل بحران به کابل و شمال کشیده شده است.
باید همه نیروی خود را برای نجات شمال و هزارستان و کابل متمرکز سازیم.
آری!