-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ مهر ۲۹, دوشنبه

بعضی نوشته ها به شأن استاد ناطقی نمی آید

استاد محمد ناطقی در برگه خویش نوشت:
 دو هفته پيش مامون نوشته بود كه مرتضي در لين داكتر فضلي كار مي كند و باموتر شيشه سياه نمبر پليت ٣٩ براي داكتر فضلي مشتري مي برد. اين حرف مامون بي بنياد و مزخرفات است.

اما من هیچ گاه به گونه سر راست چنین چیزی را درحق مرتضوی نه نوشته ام. هرگز چنین کاری را هم بدون مبنا نمی کنم. من این طور نوشته بودم:

«اخیراْ شایعاتی در شبکه اجتماعی پخش شد که گویا در موتر شیشه سیاه و رسمی شاه حسین مرتضوی سه دخترجوان به ارگ انتقال داده می شدند که از سوی ایست بازرسی پلیس متوقف و سپس رها شده و مسأله سری نگه داشته شده است.»

مرتضوی هم در رابطه به همان شایعات نسبت به من متوهم شده بود و به سوی من یکی دوبار بی جهت دهان انداخته است. آدم های زیادی در فیس بوک شناور اند. برخی اوقات متون ناجوری را از نام من همرسانی می کنند.

این یادداشت را به خاطری نوشتم که ادعای ناطقی را در دقایقی ملاحظه کردم که اتفاقاً تازه از خواندن کتاب ایشان « سال های تغییر» فارغ شده بودم! بین متن کتاب و فرسته نگاری ناطقی خیلی تفاوت است. من مطلع هستم که ناطقی پیش ازین نیز اصطلاح زاغ مرا به چوب زده است.
دلیلش را نمی دانم. چرا ناطقی مبرا از نوشتن خبرهای خیالی باشد و حتماً من مغضوب واقع شده ( مأمون) دست به چنین کاری بزنم؟ فایده این کار چه است؟