-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ آبان ۲۰, دوشنبه

نقشه راه ایران در افغانستان

نویسنده: ماهان عابدین
منبع: فارن افرز / تحریریه دیپلماسی ایرانی



 افغانستان همواره در سیاست خارجی ایران پهنه‌ای مهم و دشوار بوده و به نظر می‌رسد سیاست‌سازان تهران به تدریج و پس از چندین دهه شکست، مسیر درست را پیدا کرده‌اند. هرچه ایران ثبات بیشتری را در مرکز راهبردش درباره افغانستان ایجاد کرده، روابط خود را با دشمن سابق‌اش یعنی طالبان نیز بیشتر بهبود داده است. ایران نیز همانند ایالات متحده به این نتیحه رسیده که هماهنگی با طالبان تنها راه ایجاد یک آینده صلح‌آمیز برای همسایه شرقی‌اش است.

ایران خواهان ایجاد ثبات در افغانستان است، چرا که بی ثباتی در این کشور علاوه بر سرازیر شدن سیل پناهندگان این خطر را برای تهران دارد که عربستان سعودی از ناآرامی‌های افغانستان برای پرورش نیابتی‌هایش در شرق ایران استفاده کند.

منافع تهران و واشنگتن در افغانستان، برخلاف سایر عرصه‌ها، متضاد نیستند. ایران نمی‌‌خواهد همسایه شرقی‌اش را به صحنه نبرد با ایالات متحده تبدیل کند. ایران پایگاه‌ها و نیروهای آمریکایی مستقر در افغانستان را حتی در اوج تنش‌ها در خلج فارس هدف یورش قرار نخواهد داد، چرا که این اقدام می تواند آشوب و ناآرامی را برای سال‌ها در مرزهای شرقی ایران تضمین کند. اما بدیهی است که سیاست‌سازان ایران خواهان خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان هستند چرا که متقاعد شده‌اند شرایط این کشور از طریق دیپلماسی قابل‌مدیریت است.

با توجه به نقش ائتلاف نظامی تحت رهبری آمریکا در سرنگونی طالبان در سال 2001 میلادی، ایران با حضور آمریکا در افغانستان مخالفت نکرد. اگرچه حضور گسترده آمریکا در افغانستان در رهبران ایران هراسی ایجاد نکرد، اما نفوذ روزافزون پاکستان و عربستان سعودی در این کشور  نگرانی آنها را به دنبال داشت.
مقامات ایرانی با تلاش‌‌های مکرر پاکستان، قبل و پس از تهاجم شوروی به افغانستان، برای استقرار یک دولت پشتو در کابل مخالفت و مبارزه کرده‌اند. پاکستان به کمک عربستان متکی است و با حمایت از گروه‌های تندروی سلفی، منافع سعودی را در منطقه پیش می‌برد؛ از عملیات‌‌های آشوب‌گرانه و خشونت‌آمیز در استان سیستان و بلوچستان به شکل گسترده حمایت می‌کند؛ و مهم‌تر آنکه احزاب ضدایرانی طالبان را تحریک می‌کند.

رهبران ایران می‌پنداشتند که سرنگونی طالبان در 2001 میلادی به نفوذ پاکستان در سیاست افغانستان پایان خواهد داد، اما نفوذ پاکستان، کمابیش، حتی پس از حملات 11 سپتامبر نیز ادامه یافت. اهداف پاکستان در افغانستان تغییر نکرده و اسلام‌آباد همچنان یک دولت دوست در کابل را برای "عمق راهبردی" خود در برابر رقیبش یعنی هندوستان ضروری می‌داند. این ضرورت باعث شده پاکستان برغم مواجهه با رسوایی بین‌المللی همچنان در کنار طالبان بماند.

روابط پاکستان و آمریکا به این دلیل با محدودیت‌هایی روبه رو شده و ایران باور ندارد که حضور نظامی آمریکا در افغانستان بتواند نفوذ پاکستان را کنترل کند. به همین دلیل ایران حتی به بهای تقویت دوباره طالبان با خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان موافق است. تهران همزمان با تحکیم روابط با دولت افغانستان به این نتیجه رسیده که طالبان و حامیانش در پاکستان بازیگران اصلی افغانستان خواهند بود. اگر ایران می خواهد نقش خود در این کشور را حفظ و نفوذ پاکستان را به حداقل برساند باید به طالبان نزدیک شود.

برخی از احزاب و فرقه‌های طالبان با شیعیان افغانستان و علیه ایران دشمنی دارند اما سایر فرقه‌ها تمایل دارند روابط دوستانه‌ای با تهران برقرار کنند. رهبری طالبان برای اعتماد به دیپلمات‌های ایرانی دلایل بیشتری دارد. ایران آشکارا اهمیت طالبان را به رسمیت شناخته است: محمدجواد ظریف، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، در ژانویه 2019 در گفت وگو با تلویزیون هند اعلام کرد که طالبان باید در تشکیلات سیاسی آینده افغانستان نقش داشته باشد.

بیست یا حتی ده سال پیش از این شنیدن چنین سخنانی از یک وزیر امور خارجه ایران غیرقابل تصور بود. اما ایران اولویت‌های خود در افغانستان را بازسنجی کرده و بدون توجه به موفقیت‌‌ها یا شکست‌‌های ایالات متحده، تلاش می کند با طالبان به توافق برسد. تنها یک هفته پس از آن‌که گفت وگوهای آمریکا با طالبان در سپتامبر شکست خود، هیئتی از طالبان به تهران سفر کرد. ایران می‌داند که برای دورنگه داشتن دشمنان بزرگتر خود باید به دشمنان پیشین‌اش نزدیک شود.