-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ آبان ۲۳, پنجشنبه

ملت محکوم به‌شکست هستیم!


سید سعادت موسوی

در هژده‌سال اخیر، فرصت فراهم شد که در برخی عرصه‌ها رشد کنیم. در بخش آموزش و پرورش، تحصیلات عالی و نیمه‌عالی رشد قابل ملاحظه‌ای داشته‌ایم. رسانه‌های تصویری، شنیداری و چاپی رشد چشم‌گیر داشته‌اند. سیاست‌گر و سیاست‌باز زیاد تولید شد، کارشناس و خبرنگار به‌وفور عرضه شد، زنان گاهی حضور سمبولیک و گاهی حضورِ سازنده داشته‌اند و هم‌چنان سنت نقد خیلی اندک نهادینه شد. اما یک چیز بسیار روشن و آفتابی است که کسی جای خود را پیدا نکرد. کسی بر سکوی که شایستۀ اوست تکیه نزد.

- وقتی کسی استاد ورزیده و فهیم دانشگاه شد و به درجه‌ای از دانش و دانایی رسید، زیر آن زد و خواست وارد میدان سیاست شود، یا به‌مجلس نمایندگان رفت یا کاندید ریاست جمهوری شد یا... این یعنی فلج کردن دستگاه دانشگاه.
- خبرنگار ما تا می‌آید جان بگیرد و راست و درست خبر را بخواند و درست طرح پرسش کند، دلش سودای سیاست می‌کند و می‌پرد به‌سمت پارلمان، آن‌جا که می‌رود در میان دالر بازها لام تا کام می‌شود و در میان بقه‌های ثروت و قدرت له می‌شود. این یعنی فلج کردن دستگاه رسانه و رسانه‌داری.
- تاجر عزیز ما، تا کمی رشد می‌کند و جان می‌گیرد، پسرش را کاندید پارلمان می‌دهد و خودش با رییس جمهور عکس یادگاری می‌گیرد. از تجارت مشروع و مطلوب، به‌تجارت سیاه و مافیایی روی می‌آورد. و از نرم‌خو و سخاوت‌مند، به‌زورگو و قلدر تبدیل می‌شود.
- شاعر شیرین کلام ما، تا چند غزل و نیمایی تحویل خلق می‌دهد، دوست دارد از حنجرۀ سبز شعر، بولانی و منتو تولید کند و یا مرغ دلش هوای ارگ می‌کند و با قدرت چنان در می‌آمیزد که می‌شود مو را از ماست جدا کرد ولی او موجود خوش قریحه را از سیاست نه.

با این وضع، این وطن، وطن نمی‌شود. تا هر کس به‌نقش خود، به کیاست و فراست خود، به جایگاه خود پی نبرد و به آن مومن نباشد، آبادی و رهایی آمدنی نیست. به‌سخن مرحوم قسیم اخگر، «ملت همه‌کاره و هیچ کاره» ملت محکوم به‌شکست و زوال است.