-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ آبان ۲۸, سه‌شنبه

جلالت مأب جان باس، سخنگوی تیم دولت ساز چنین گفت:

گزارش ها می رسانند که فشار دپلومات های خارجی بالای دکترعبدالله افزایش یافته است.



سرانجام سفیرامریکا درکابل، بر امکان واگذاری مجدد قدرت یکه تاز به دکترغنی سنگ تمام گذاشت.
 وی اعلام کرد« هیچ مدرکی در دست نیست. نیروهای امنیتی افغان در روز انتخابات افغانستان یا بعد از آن مشغول فعالیت انتخاباتی پارتیزان بودند ، و ما آنها را به دلیل حرفه ای بودن آنها ستایش می کنیم از همه افغانها بخواهید که آرام بمانند و اظهارات مبتنی بر واقعیت را ترویج کنند، نه حدس و گمان».

درحالی پشتاره هایی از مدارک در دسترس است!

با وجود شکست انکارناپذیر دکترغنی درانتخابات و پوشانیدن بالاپوش چرکین تقلب بر اندام «جهوریت»، قرار نیست فارمول قدرت درافغانستان تغییر داده شود. ظاهراً هنوز وقتش نه رسیده است سلسلۀ قومی قدرت دگرگون یا منصفانه به سود آیندأ افغانستان تعدیل شود.
قدرت های منطقه ای و همسایه نیز درهمین خط جلو می روند. غیرپشتون ها و پشتون های مؤتلف با اردوگاه ضد طالبان هم هیچ گاه یک پایگاه اعتباری درسطح ملی را ایجاد نتوانسته اند. فشار گروه های مجاهدین، بیشتر گرفتن سهمیه ( یک بارمصرفی) است تا نظام سازی.  تیم «گذشته گرا» نیز یک قدم از عادت قدیمی خویش فاصله نمی گیرد؛ دنبال اجاره گیری نخبه گان است وحتی خوی کدخدایی اش نسبت به اختلال رفتاری های سابق، شقی تر شده است.

دو عامل تعیین کننده و مهم این است که تیم عبدالله یک تشکیل التقاطی به ظاهر متحد؛ اما درباطن متشتت است؛ از سوی دیگر، یک نهاد رهبری لایق و ورزیده و متکی به برنامه دولت سازی در جناح عبدالله وجود ندارد که مردم به آن امید ببندند؛ حتی اگر مردم آن را تحمل کنند، سیاست کشورهای بازیگر برضد آن است. این وضعیت دست کشورهای خارجی را درحمایت از یک گروهک وفادار به خودش باز می گذارد تا بالای مصالح ملی افغانستان سوار کند.

 ضربه ای که از دکترغنی وشرکاء به سلامت ملی افغانستان وارد آمده، به آسانی قابل جبران نیست. اما او با وجود آن که رگ و ریشه زنده و مفید در جامعه افغانستان ندارد و اکثریت نهادهای سیاسی وسنتی پشتون مخالف او می باشند، این خبره گی را از خود نشان داده است که فردی قاطع است و می داند که چه گونه با به کارگیری بودجه کم شیمه کشور، نخبه های خود خوانده و پول جو را بخرد و هرگاه لازم شود دو باره با لگد از خود براند.

عبدالله بارها به تاریخ اثبات کرده که مرد ایستاده گی نیست. ستون های «مقاومت» شکسته نشده، به گونه ای خود خواسته از سوی مدعیان مقاومت وکاراپراتیفی متحدان جهانی فرویخته است. درسطح درون خانه، در احوال جاری، غنی و عبدالله از هیچ منظری با هم قابل برابرگذاری نیستند. هردو به پالیسی امریکا کار می کنند؛ با این تفاوت که دکترغنی، جهت حفظ مرکزیت قدرت و استواری تهداب «گذشته گرایی» سیاسی ظرفیتی برجسته ای دارد که حس احترام را در ذهن آدم بر می انگیزد. متاسفانه، توانمندی دکتر غنی در مسیر منفی کارآمدی دارد و به جای رفع بحران، آن را بازهم عمیق تر کرده است.

بخش قابل توجهی از تحصیل یافته ها و ناظران خام طمع تک قطب باور، فعلا ازین وضع، گاه علنی و گاه درلفافۀ «منافع ملی!!» لذت می برند؛ یا قیاس می کنند کارکردهای مشارالیه به نفع «همه» است؛ اما این لذت تنها یک اشتباه استراتیژیک نیست؛ مثل افتادن یک آدم از بام بلند بر زمین سنگ فرش است که دردقایق گرمی ناشی ازضربه، فکر می کند جان سالم به دربرده؛ وقتی بدن سرد شد؛ آنگاه می دانند که واقعاً چه فاجعه ای روی داده است. فاجعه ای که تاوانش را نسل جدید و حتی نسل تا هنوز به دنیا نیامده می پردازند.