-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ آذر ۱۱, دوشنبه

خورجین خالی «مدیریت جهان» روی شانه شاد مهر عقیلی


آوازخوان ایرانی به مهمانان غیرایرانی به شمول شهروندان افغانستان به شدت اهانت کرد. 



شاد مهرعقیلی درکنسرت امریکا، نماد آماسیدۀ یک وضعیت ویژه درمیان ایرانی جماعت را به نمایش آورد؛ اما درعین حال، عکس الحرکت طنز آمیز همان توهم « مدیریت جهان» است که احمدی نژاد شعار می داد.
سخنان مشارالیه برآیندی از یک پریشان حالی جاری و ساری است که جهان پرگسترهُ امروز و حقایق قابل لمس در زنده گی واقعی ایرانیان را در ذهن شماری از ایرانیان بسیار کوچک ساخته است. ازین غلطی فاحش ضد هنری و کورسان، گوگوش هم کرده بود.

وقتی رده اول های اردوگاه هنر وفرهنگ به این حال و روز می افتند، فهمیدن احوال باقی مردم درایران زیر سیطرۀ مانیفیست سرکوب از بهر ثواب، دیگر زحمتی ندارد. این جاست که یک تعامل دیالکتیکی دراحوال نوع دیگر ایرانی درکلوپ ها و باشگاه های خارج، نطفه بسته و شمایلی دیگرسان به خود یافته است. به همان پیمانه ای که انحطاط دن کیشوتی درجبهه خیالی «امام زمان» در داخل کشور عود می کند، بازتاب کاریکاتوری اش دراوهام ایران گرایی تحریک آمیز بی غم باشان از نوع شاد مهر عقیلی ها برجسته تر می شود.
 شادمهر عقیلی ها مثل همیشه، پاسخ خود را نه از خورجین باد کردۀ تصورات درحال انقراض، بلکه از عامل زمان دریافت می کنند. 
آقایان! اگرخالصانه درخلوت خویش، سر به گریبان فروبرید، هرآئینه از آیندۀ ایران و توهمات خود تان به لرزه خواهید افتاد. گراین سقف امام زمان برافتد؛ که خواهد افتاد، چیزی به نام ایران نوع شادمهری را صرفاً درمکاتیب عتیقه سراغ خواهید گرفت. زیاد هم دور نیست...