-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ بهمن ۱۱, جمعه

یک نظریه افقی نسبت به جنگ/ کلوخ گذاشتن و عبور از آب

اشاره: امریکا علی رغم امضای پیمان امنیتی با افغانستان، هم اکنون ادارۀ امور کشور را دراختیارپاکستان وطالبان قرار می دهد؛ مگر درصورت وقوع جنگ با ایران، این 5 پایگاه را به ساعت تیری بنا کرده است؟

 آرین شریفی، رئیس پیشین ارزیابی تهدیدات دفتر شورای امنیت ملی در میزگردی با عنوان "ارزیابی تنش‌های ایران و آمریکا و تبعات آن برای افغانستان" چنین گفته:
 گفت که تنش‌های ایران و آمریکا تاثیری بر افغانستان ندارد.

او گفت: "افغانستان یک استثنا در سیاست آمریکا در قبال ایران است، تنش‌های آمریکا و ایران بر افغانستان تأثیرگذار نیست."

او اضافه کرد که منافع آمریکا و ایران در مورد افغانستان موازی هستند، نه بر خلاف یکدیگر.
« چه استثنایی؟»؛ ریشه این ابراز نظر سرشار از اطمینان در کجاست؟ کشوری که میدان جنگ است، هرگاه برای یک طرف متخاصم ظاهراً «استثنا» پنداشته شود؛ برای طرف دیگر ماجرا «استثنا» نیست.

تصفیه کاری در وزارت خارجه سرعت گرفته است


اگر در دیدگاه قدیمی تغییر نیاید، جنگ هیچگاه خاموش نمی شود

یک نوشته کوتاه از علی سجادی.
من از تیغ زهری تعصب قومی زیاد صدمه دیده ام. اما راه چاره، عمل بالمثل نیست. قوی ساختن خود است. «متاسفانه» این نکات صد درصد درست است. 

وحدت ملي پشتونها با ديگر اقوام !

١- سرود ملي به زبان پشتو باشد.

٢-زبان ملي و اول بايد پشتو باشد.

٣-از سران پشتون به عنوان بابا و غازی ياد آوري شود؛ و سران ديگر اقوام به عنوان سقاو، دزد، جنگسالار و جوالي...  

٤- قانون اساسي بايد بر وفق مراد پشتونها درست شود. 

٥- از قوم پشتون به عنوان قوم بومي و از ديگر اقوام به نام مهاجر ياد آوري شود.

٦-همه اقوام در شناسنامه هایشان باید به نام افغان (پشتون) ثبت شوند. 

٧-پشتونها به نام قوم اكثريت بالا تر از شصت دو فيصد بدون نفوس شماری شناخته شوند.

۸- موقف هاي مهم بلند دولتي را بايد پشتونها تصاحب كنند.

٩-نوشته بانكنوتهای پول به زبان پشتو باشد. 

١٠-رئيس جمهور براي هميشه باید از قوم پشتون انتصاب شود.

۱۱- زبان فارسی را دری بگویید و اگر فارسی گفتید جاسوس ایران شناخته هستید. 

۱۲- واژه ها و اصطلاحاتی را که آنها خوش دارند باید مصطلحات ملی شناخته شوند و آنچه را که آنها نمیخواهند باید فرهنگ بیگانه شناخته شوند.

۱۳- همه مرز ها به‌ رسمیت شناخته ‌شود؛ بجز از مرز دیورند.

۱۴- باید در ولایتهای شمالی وسمت  شمال همه زمینهای دولتی ‌شخصی در صورت خواست پشتونهای پاکستان برایشان بدون قید و شرط داده شود.

۱۵-زمین های آبایی هزاره ها باید به پشتونهای کوچی داده شود. 

۱۶-تمام هزاره و دیگر اقوام به نکاح پشتونها در بیاید.

۱۸- برای پشتونهای افغانستان  حتی پاکستانی به دلیل  پشتون بودن شان امتیازات عالی از قبیل بورس‌های تحصیلی درجه اول    در کشور های مختلف جهان و پست های مهم دولتی با معاشهای بلند نسبت به دیگر اقوام داده شود.

۱۹-یک پشتون پاکستانی حق اش بالاتر از هزار نفر غیر پشتون در افغانستان باشد.  

خوب شما بگويید ميشود که با این همه خواست های یک جانبه کنار آمد؟

سجادی

غنی قهرمان کتاب «بی شعوری» است

من که دورۀ اشرف غنی را به توان مغز خودم تول و ترازو می کنم؛ این طور گفته می توانم که وی پشتون های افغانستان را مانند طالبان چنان ضربتی زده است که تا پنجاه سال دیگر جبیره نخواهد شد.

 این چه گونه عقل و فراست است که در درون خانه مشترک، ( این طرف خط دیورند)، جنگ همه جانبه علیه تاجک، هزاره، ازبک و حتی بخش گسترده ای از پشتون ها به راه انداخته، اما انتظار دارد که حلقه ریسمان را به گردن پشتون های آنسوی مرز هم بیاندازد تا سعادت دنیا و عقبی را نصیب شوند!
با این ضاله پنداری همچنان اشتها دارد پنج سال دیگر هم روی شانه های شکسته افغانستان سواری دهد و با رفتار سرتا غلط، همه از وی تأسی جویند و پاکستان هم پس سرش را بخارد و فقط سیل کند! غنی، نمونه کامل تیپی است که در کتاب « بی شعوری» بازتاب یافته است. 

فرعون کابل را به چی قسم می دهید؟ او به چی اعتقاد دارد؟

محمد رادمنش
در وضعیتی که ٦٥ فیصد مردم زیر خط فقر اند، جنگ بی رحمانه فرزندان مردم را می خورد و افراد خط اول نبرد حد اکثردوصد دالرمعاش دارند وبرای آینده هم اعتماد سازی نمی شود ؛ از رئیس جمهور شروع تا مامورین عادی اگر واقعا افغان افغانستان هستید، از سه تا هژده وبیست هزار دالر را بس کنید. (افغانستان استطاعت این همه معاش را ندارد، سوپکو هم میگوید ١٣٧ ملیارد دالر در افغانستان گم شده). توجه کنید این پول به شما ارتباط داده میشود بنأ این گونه معاش فساد است وموجد رشوت ودزدی که در قیادت شما انجام میشود؛ به لحاظ آنچه به ٱن عقیده دارید مطابق طرزالعمل معاش، حد اکثر معاش هزار دالر وحد پایین سه صد دالر تعیین واجرا کنید این معاش مناسب است؛ اگر از خارج ٱمده اید ویا از داخل توظیف شدید قبول کنید که در این کشور غریب کافیست در غیر آن همه وعده ها لاف است وگزاف، مردم را فریب دادن افروختن آتش است در خرمن زندگانی مردم ، با این گونه طرز برخورد بالاخره مردم افغانستان بیحد از شما فاصله میگیرند و نظام اداری کشور ازهم خواهد گسیخت.

حتی از کفن و تابوت سربازان دزدی می کنند

مسلم حیات
«ناپدید شدن» اسم مستعار دزدی دولتی است.

پیش بینی سقوط نظام فاسد غنىً توسط جان ساپکو سرمفتش ایالات متحده آمریکا به سبب فساد و دزدی های گسترده !

علت اینکه همه روزه سربازان و افسران در خط مقدم جبهه تلفات می دهند ،
دزدی مواد خوراکی و مواد مایحتاج آنها توسط ارگانهای رهبری حكومت است !
جان ساپکو سرمفتش ایالات متحده آمریکا در گزارش جدید خود بازهم از یک دزدی بسیار خطرناک
در صفوف قوای مسلح پرده برداشته است ، نامبرده گفته است که
پنجاه فیصد تیل قوای مسلح ناپدید میگردد، ناپدید شدن همان نام تحریف شده دزدی است که در ادارات دولتی افغانستان به کار برده می شود؛ ورنه نه سلاح و مهمات و نه هم تیل زنده جان نیستند و پای ندارند که ناپدید شوند .
در همین یک هفته
جنازه های ۱۳ تن افسران و سربازان در بغلان و در همین حدود در قندوز به خاک و خون غلتیدند و علت عمده آن عدم کمک رسانی به آن ها است که همگی در صفوف رهبری در فکر دزدی هستند. و حتی از کفن و تابوت سربازان و افسران می دزدند .
البته پول های این دزدی ها هم معلوم است، یا به قصر ها و خانه های مجلل تبدیل می شوند و یا در بازار های
امارات متحده عربی و ترکیه سرمایه گزاری می شوند. از همین سبب است که جان ساپکو گفته است که فساد در افغانستان به اوج خود رسیده است.
و بدون کمک دونر های خارجی و بدون کنترل از کمک های خارجی دولت افغانستان سقوط می کند، نامبرده در اختیار گذاشتن کمک های خارجی در اختیار اداره های فاسد کابل را چنین تشبیه کرده است که آمریکا و اروپا پول های خود را در چهار راهی مسعود انداخته به آتش می سوزانند .

۱۳۹۸ بهمن ۱۰, پنجشنبه

روحانی خان، «زیر 18 ندارد حق رأی، پس چرا مستحق اعدام است؟»


سعادت موسوی

نگاه تحقیرآمیز حسن روحانی نسبت به‌مردم افغانستان و خندیدن جمعی از حاضران در سخنرانی وی، نگاهِ شرم‌آور و نژادپرستانه است. هیچ ملتی در جهان، شایسته ریشخند و پوزخند نیست. این‌که آمارِ فرار مغزها در ایران تکان دهنده است، باید آقای روحانی خجالت بکشد! این‌که شاعری برای این بند شعرش «زیر 18 ندارد حق رأی، پس چرا مستحق اعدام است»، شش ماه زندانی می‌شود، باید آقای روحانی خجالت بکشد! این‌که دختری برای یک وجب روسری، دیگه هرگز به خانه‌اش برنگشت، جای شرم و خجالت دارد. این‌که زندان اوین پُر از شاعر، سینما‌گر، وبللاگ‌نویس و روزنامه‌نگار است، جای شرم و خجالت دارد. هر گونه انتقاد را می‌شود تحمل کرد و شنید، ولی تحقیر را نه!

آقای روحانی! مردم رنج‌کشیدۀ افغانستان شایستۀ نگاه تحقیرآمیز نمی‌باشند، اگر همسایه‌داری و محبت نمی‌کنید، لطفاً مواظب حرف زدن خود باشید که بوی نامطبوع دهن‌تان، دارد حال ما را بهم می‌زند.

آقای جنرال عتیق الله بریالی!

سعی شد با شما تماس حاصل آید؛ ظاهراً تماس ها برگشت می خورند.

شما درآستانۀ داغ ترشدن معامله تاریخی سازش با طالبان، بنا به فراخوان محمد یونس قانونی از لندن به کابل آمده اید تا یکی از کسانی باشید که از طرف اردوگاه اصلی مقاومت علیه طالبان، وارد دور جدید نظام سازی و طراحی دولت مشارکتی شوید.

مطلع هستم با شماری از شخصیت های سیاسی هم، پی آیند دیدار هایی داشته اید. مقامات لندن هم از مأموریت جاری شما راضی اند.

مگر اطلاعاتی به گزارشنامه افغانستان واصل شده است که مجلس آرایی های شبانۀ شما به طور منظم از سوی مفرزه های امنیت ملی و ریاست جنایی کابل نظارت و  رصد می شود. آن چه درخلوتگۀ شبانه اتفاق می افتد، لحظه به لحظه در ژورنال دستگاه های اطلاعاتی ثبت شده و الحاصل، این هردم مزاحی و حالت نوسانی، شما را افگار خواهد کرد.
تحلیل امنیتی غالب درمحفل قوادان ارگ این است که تصمیم گرفته شده شما را درهمان بزم آرایی ها مشغول و سرگرم نگه دارند تا مزاحم کار امرالله صالح نشوید. شما یک شخصیت تحصیل یافته و کتابخوان هستید. مشوره من این است که به خاطر بز لاغرلحظه های دم غنیمت، گاو چاق ( استراتیژیک) را از دست ندهید! ( رزاق مأمون)

چرا من کتاب ( برای رسیدن به صلح چی باید کرد) را نگاشته ام؟

سید ادریس «میر» از مبارزان سابقه دار برای نجات افغانستان است.

۱۳۹۸ بهمن ۹, چهارشنبه

خود فریبی باند اشرف غنی

محفل قوادان ارگ، جوان مدنی تبعه خود را که برای صلح و مبارزه با تروریزم دادخواهی می کند، می کشد و از روی جسدش تانک هاموی را می گذراند. اما برای اهداف شخصی خود، به میلیون ها افغانی کلاه تاری تاقین فرمایش داده بودند که مظاهره چیان دولتی به خاطر منظور پشتین بر سر بگذارند. وقتی هزاره ها به خاطر برق و سرک به دادخواهی برمیخزند، به شبکه تروریستی از کود اپراتیفی پول واریز می کنند که دسته جمعی قتل عام شان کنند. شما غیر از خود چه کسی را می توانید فریب بدهید؟

شما فکر می کنید که این عمل بدون انتقام می ماند؟

"بمب‌باران خانه‌ نظام الدین قیصاری بدون حکم دادگاه و به دستور خوشحال سعادت و ولی احمدزی قوماندان قول اردوی شاهین صورت گرفته است."

در گزارش هئیت حقیقت‌یاب آمده است که قطعه خاص که از سوی خوشحال سعادت از کابل فرستاده شده بود آشپز و یکی از مهمانان قیصاری را بعد از بازداشت بسته نموده و به دروازه خانه اش گلوله‌باران کرده‌اند.
اشرف غنی و امرالله خام سنجیده اند. گرفتن یخن پاکستان به خاطر استفاده تبلیغاتی از یک موضوع داخلی پاکستان، هیچ فایده ندارد؛ اما تبعات بسیار بسیار وحشتناک دارد. این اقدام غنی- امرالله مانع پیشرفت درپروسه مذاکرات دوحه نخواهد شد. هرگاه چنین مذاکرات با سکته گی یا سبوتاژ هم مواجه شود، حتی فایده یک درصدی برای بقای اشرف غنی درقدرت ندارد.

کدام موضع گیری این ها را قبول کنیم؟


اشرف غنی! تو به خواندن این یادداشت ضرورت نداری. سخن برسرآدم های چند چهره است و با سیما و قضاوت انسانی خویش آگاهانه وداع گفته اند.
همان نقابداران سیاه و سفید، درخارج و داخل، که گاه در دفاع از بدعت های ضدملی تو ردیف می شوند؛ گاه، سر زیربرف تجاهل و دوگونه بازی فرو می برند؛ اما راستکاران شان کسانی اند که رأساً و مستقیم، زخم های چرکین کین و نفرت قومی ترا با لذت می لیسند و در دو چهره به میدان نمی آیند. هیچ کسی از داعیه برحق پشتون های پاکستان انکار نمی کند. دفاع از هرحرکت مدنی آن مردمان، وظیفه وجدانی است.
اما روی سخنم با دسته جاتی است که از سرکوب هموطنان خود شان به شعف و شادمانی می افتند. قیافه به ظاهر روشنفکری می گیرند و اکت و ادای مفت در می آورند. نیم صورت خود را سفید و نیم صورت خود را به رنگ نارنجی یا خاکستری درمی آورند تا روشنفکری شان زیر سوال نیاید.
فکر می کنند افکار تیره و تار مزین به «منافع ملی» هم به درد شان می خورند. وقتی تانک هاموی را از روی جوان های زیر چهار راهی زنبق عبور می دادند، حرکت مدنی «جنبش رستاخیز» و خواست بسیار ساده و انسانی آن ها دیو تنفر را درمغز های شان بیدار کرده بود. مرده های جنبش تبسم را تحقیر کردند. به خاطر کشتن حرکت مدنی رستاخیز به یکدیگر تبریکی می دادند؛ مثل آن که یک جبهه بزرگ متشکل از صد ها هزار لشکرپاکستانی یا متجاوزان ایرانی محو و مضمحل شده بود. حالا همان ها برای دفاع از منظور پشتین درکابل مشت تکان می دهند. اما زمان نیاز، در اوج حقارت عقب درب سفارت پاکستان برای گرفتن ویزا به تضرع می افتند.
کدام موضع گیری این ها را قبول کنیم؟

امیرآهنینی که از بیماری دایم خردو خمیر شده بود.

جاناتان لی، مرض الملوک، نسخه انگلیسی، برگ 215
دکتر گری را به دربار ( امیرعبدالرحمان خان) فراخوانده بودند تا معلوم کند که علت تب و لرز امیر که بالاتر از 102 درجه فارنهایت ( 38.9 درجه سانتی گرید) رسیده بود؛ و زکام گلو و لوله های وسطی گلو که سبب نا شنوایی وی شده بود؛ چه است. تب و لرز همراه با درد در شانه ها و عقبه بدن امیر تا بامداد روز بعد نیز ادامه داشت. طبیبان بالینی امیر می گفتند که وی شب پر تب و تابی را از سر گذرانده؛ اما دکتر گری این موضوع را رد کرد. با این حال وی پذیرفت که امیر از اثر «بیماری غیرعادی» شب گذشته، ذله و پریشان به نظر می آمد. وقتی از وی خون گرفته شد، امیر عبدالرحمان اظهار داشت که حالش بهتر شده  و تا حوالی بعد از ظهر به گونه مساعدی حالش جا آمده بود. 
بعد از زمستان و بازگشت امیر از ترکستان اوضاع بیشتر تغییر یافت. در 9 سپتامبر 1890 گزارش شد نقرس در پای راست وزانوی امیر، بار دیگر التهاب کرد و درد همراه با تب و لرز سراپای او را فراگرفت. روز بعد، درد و الم بر اثر مالش انواع روغنیات، مساج پا ها و گرفتن خون تقریباً کاهش یافت. با آن هم تا یک هفته دیگر امیر از درد نقرس در پای راست هنگام پائین آمدن از پله ها در عذاب بود. طبیب های بالینی کار مساج و گرفتن خون از پا را ادامه داده و پای امیر را در ظرف آب یخ فرو می بردند تا درد آن کمی آرام شود. ( به حواله دکترگری). پس غیر طبیعی نبود که امیر بر اثر این گونه دارو و درمان بیشتر از پیش توان خود را باخته بود. 

تکه هایی از تاریخ گمشدۀ افغانستان

پاره ای از متن کتاب ( منشورامان الله در نقشه هیتلر و موسولینی)، رزاق مأمون، برگ 18

از ورود شاه امان الله و گروه چهل نفری از همراهان ایشان به روم، مدتی سپری شده بود که بربنیاد اطلاعات رسمی و رسانه های انگلیس، شجاع الدوله خان غوربندی داروندار سفارت افغانستان در لندن را غارت کرده بود. این درحالی بود که هنوز هیچ سفیر جدیدی از سوی حکومت تازه پای کابل معرفی نشده بود. شجاع الدوله خان بسته های جواهرات گرانبها را نتوانست ازلندن خارج کند. اما وضعیت سفارت در مجموع  به شدت درهم و برهم بود و یک ساختمان متروکۀ پس از یک زمین لرزۀ مهیب را درخاطر زنده می کرد که به تازه گی همه چیز در آن آوار شده است.

 اتاق های سفارت درهم و برهم، موبل و فرنیچرهای گران بها ناپدید شده، تخت ها به نظر می رسید که هفته های متوالی پاک نشده بودند. لباس های آلوده و چتل و بستره ها روی کف اتاق ها تلمبار شده و با قشر ضخیمی از کثافت پوشیده بودند. شماری از دروازه ها بسته و مهروموم شده بودند. وقتی مهرو موم ها برداشته شدند، فرنیچر ها و بسته های اشیای قیمت بهای دیگر در اتاق انبار شده بود که قراربود به خارج از انگلستان انتقال داده شوند. اولین اقدام یونس خان این بود که 14 تن از کارکنان وابسته به شجاع الدوله را از کار برکنار کرد. 
روزنامه ونکوور سن نوشت: کارکنان جدید سفارت به تمیز کاری سفارت اقدام کرده و در بارۀ شماری از خشت های بسیار گران بهای طلا و جواهرات تحقیقات خود را شروع کردند. یک اندازه اشیای گمشده دو باره دستیاب گردید. از زمان خروج شجاع الدوله از سفارت، شماری از افراد به شمول شماری از بانوان، با سفارت پیوسته تماس می گرفتند. یونس خان- جوانی که در حال حاضر امور سفارت را برعهده دارد، فرزند یکی از ثروتمندان افغانستان است که شخصاً مالک جایداد های وسیع به شمار می رود. شجاع الدوله به سفارت افغانستان در برلین رفته است. افزون برآن، بعد از خروج وی از لندن معلوم شده که وی قبل از ترک آن جا چهل هزار پوند را از سفارت خارج کرده و علاوتاً در لندن مبلغ هزار پوند قرضه خود را پرداخت نکرده است. هرگاه وی دو باره به لندن برگردد، اقدام قانونی برای حصول قرضه در برابر وی صورت خواهد گرفت. 

ملک ستیز به روحانی: وضع شما بدتر از ماست!

آقای دکتور حسن روحانی رییس‌جمهورِ دولت «برادر» ایران!

امروز شما در نشست رسمی که از سوی رسانه‌های ملی و بین‌الملل پوشش یافت، فرمودید: «آخر، انتخابات را الکترونیکی سازید! آن‌گاه ریش‌خندی بر سیمای شما نمایان شد و ادامه دادید: «حتا افغانستان انتخاباتش را الکترونیکی ساخته است». 

اجاز بدهید از شما بپرسم:
آیا انتخابات را در کشور جناب‌عالی، دموکراتیک می‌خوانید؟ آیا مشروعیت ارزشی بر انتخابات ایران حاکم است؟ آیا یک منتقد نظام و سیستم در کشور تان می‌تواند رییس‌جمهور شود؟ آیا شما که رییس‌جمهور ایران هستید، می‌توانید ولایت فقیه و یا رهبر کشور تان‌را نقد کنید؟ آیا آزادی بیان که فلسفه‌ی مردم‌سالاری است در روند انتخابات شما رعایت می‌شود؟ آیا کشور شما زندان دیگراندیشان نیست؟ آیا شما نهادی به‌نام آزادی شهروندی در کشورتان ثبت کرده‌اید؟ آیا تظاهرات که معنای حقوق مدنی و سیاسی‌است در کشور شما مشروعیت دارد؟ 

اگر پاسخ‌های شما به این پرسش‌های من مثبت باشد، کاملا حق دارید بر انتخابات افغانستان «ریش‌خند» بزنید. در غیر آن مواظب حرف‌های تان باشید، سخن‌گفتن پیرامون انتخابات در ایران نیاز به اجازه‌ی رسمی شورای نگهبان و رهبر معظم دارد.

سوگ‌مندانه، بنا به دست‌کاری‌های نامشروع خارجی‌ها از جمله دولت جناب‌عالی و خیانت‌های آشکار داخلی یک تعداد عوامل مزدور، ما سزاوار ریش‌خند‌ها شده‌ایم. اما، نه از طرف شما. وضعیت شما خیلی بد‌تر از ماست. اجازه دهید مثال‌های آشکار نیاورم و همین‌جا بسنده کنم.

کارروایی لاش های «افغان» درخارج

نویسنده گزارش: برشنا نظری

طالبان راکت ضد طیاره ندارد؛ آیا موشک ایرانی دراختیار شان داده شد؟

یک هواپیمای نظامی امریکا که بموجب گزارش های اولیه شماری از افسران بلند پایه و مقامات سازمان اطلاعات مرکزی امریکا (سیا) در آن بوده اند با شلیک موشک روز گذشته سقوط کرد. درباره کشته شدگان آمارهای متفاوتی اعلام شده، از 5 نفر تا یک صد نفر! از آنجا که خبرگزاری های ایران معمولا عادت به اغراق در این زمینه ها دارند، باید منتظر اطلاعیه های رسمی درباره این آمار بود و متکی به گزارش های خبرگزاری های ایران نبود.

طالبان اطلاعیه ای صادر کرده و مسئولیت این اقدام را برعهده گرفته است و این درحالی است که طالبان درحال مذاکره صلح با امریکا هستند!!

هواپیما در ارتفاع 28 هزار پائی در منطقه غزنی ساقط شده و اکنون این سئوال مطرح است که آیا طالبان دارای چنان امکانات موشکی برای ساقط کردن هواپیمائی در 28 هزار پائی است؟

از هم اکنون زمزمه ها به آنسوی افغانستان و متهم کردن ایران به این اقدام آغاز شده است. زمزمه هائی که می خواهد زمینه ساز قبول استدلال امریکا برای مقابله با توان موشکی ایران بشود. بدون هیچ قضاوتی باید منتظر اخبار تکمیلی بود.

اعلامیه طالبان به زبان فارسی در زدن طیاره امریکا به چه معناست؟


پیک نت می گوید که سقوط هواپیمای نظامی امریکا در غزنی بسیار سوال برانگیز است.

شلیک راکت به منطقه سبز بغداد و نزدیک سفارت امریکا و سقوط هواپیمای نظامی امریکا در غزنی افغانستان و بیانیه ای که بنام طالبان به زبان فارسی برای قبول مسئولیت ساقط کردن این هواپیما صادر شده، نه تنها سئوال برانگیز، نه تنها مشکوک، بلکه نشانه توطئه هائی است علیه ایران و بزرگ نمائی توان موشکی ایران. در عراق هم "حشد الشعبی" و هم "عصائب اهل حق" که هر دو تحت حمایت سپاه قدس جمهوری اسلامی اند نقش خود در شلیک به سوی سفارت امریکا و منطقه سبز و دیپلماتیک عراق را تکذیب کرده اند. نخست وزیر عراق نیز این اقدام را محکوم کرده است. بنابراین، سئوال اینست: پشت راکت پرانی در عراق کیست؟ و بیانیه فارسی طالبان را برای قبول مسئولیت ساقط کردن هواپیمای نظامی امریکا را چه کس و یا کسانی نوشته اند؟ درحالیکه طالبان افغانستان عمدتا و حتی کاملا "پشتو" هستند و روی زبان خود بسیار هم حساسیت دارند و فارسی (دری) را نه قبول دارند و نه زبان اصلی افغانستان می دانند.

همزمان با این رویدادهای مشکوک، در ایران فشار به وزیر خارجه "ظریف" تشدید شده است تا زبان دیپلماسی ایران را ببرند. آنها که این فشار را در داخل ایران سازمان داده و پیش می برند، پیوند ندارند با آنها که دو حادثه بالا را بوجود آورده اند و هواپیماهای بمب افکن اتمی ب 52 خود را در پایگاه امریکائی "دیگوکارسیا" در روزهای اخیر مستقر کرده اند؟

سه پایگاه آمریکا در نزدیک ترین نقطه مرز ایران

منابع اطلاعاتی اسراییل می گویند ایالات متحده آمریکا نه تنها قصد خروج از عراق ندارد، بلکه قصد ساخت 3 پایگاه جدید نظامی در نزدیکی مرز ایران را دارد.

به گزارش عصرایران وب سایت اسراییلی" بریکینگ دیفنس" به نقل از منابع اطلاعاتی اسراییل با انتشار این خبر گفته است این پایگاه‌ها قرار است در منطقه کردستان عراق و در نزدیکی مرزهای ایران ساخته شوند.

بر اساس این گزارش ایالات متحده در نظر دارد یک پایگاه نظامی را در نزدیکی شهر "سلیمانیه"، یک پایگاه بزرگ نظامی دیگر در نزدیکی شهر "حلبچه"، که تنها 14 کیلومتر از مرز ایران فاصله دارد، تأسیس کند؛ پایگاه سوم هم قرار است در جنوب استان اربیل تاسیس شود.

منظور پشتین آزادی خواه است؛ مگر شما چی؟


شاداب بیگزاد نگاشته است:
اگر منظور پشتین برحق است؟

جنبش روشنایی که حق هزاره را خواست چگونه محکوم به مرگ شدند، جنرال دوستم که حق اوزبیک ها را می‌خواهد خانه نشین وحتی تبعید شد، داکتر لطیف پدرام که حق تاجیک ها را می‌خواهد چگونه از پارلمان بیرون کشیده شد!  

قبول میکنیم منظور پشتین یک آزادی خواه پاکستانی؛ اما شما جارچی های کرایی بگوید تاثیر آزادی خواهی او بر افغانستان چی‌است؟

چرا داکترلطیف پدرام بر حق نیست اما، منظور پشتین از دیدگاه شما برحق است؛ مگر پدرام چیزی کمتر از منظور پشتین خواسته، چرا عدالت خواهی تاجیک ها سرکوب شود؛ ولی عدالت خواهی یک پاکستانی حمایت شود؟

پدرام حق تاجیک های افغانستان را خواسته نه کم، نه زیاد؛ منظور پشتین حق پشتو زبان های پاکستانی را خواسته ما را به مسائل داخلی پاکستانی ها چه کار اگر تعصب زبانی نداریم.

اگر منظور پشتین را پشتون افغانستانی می‌گوئید پس چرا برای عبور از مرز تورخم روزها در پشت سفارت پاکستان برای گرفتن ویزه، خواب هستید؛ بروید بدون ویزا چون ادعای مالکیت دارید؛ واگر بدون پاسپورت و ویزا به خاک خودتان رفته نمی‌توانید شما واقعا که ناتوان، بی‌چاره و درمانده های هستید که فقط زنده باد و مُرده باد بگوید ودهن تان را به کرایه بدهید وبس.

مگر جنبش روشنایی چیزی بالا تر از خواسته های منظور پشتون داشت؟
جنبش روشنایی حق هزاره ها را می‌خواست که توسط شما طرفداران اشرف غنی سرکوب و حتی محکوم به مرگ شدند چقدر فاجعه بار است هزاره خودت اگر عدالت بگوید به دهنش میزنی، تاجیک خودت اگر عدالت بگوید از پارلمان بیرون اش می‌کنی، معاون ازبیک تبار خودت را تبعید می‌کنی اما از پشتون پاکستانی بخاطر تنها همزبان بودن حمایت می‌کنی بدون شک که چیزی به نام مدنیت و ازادی خواهی در وجودت نیست جز همان تعصب و قوم پرستی. 

مبارزان افغانستان را لنده غر می‌گویی مبارز پاکستانی را زیارت ساخته ایی، مبارزه هزاره را جاسوس ایران می‌گویی مبارز پاکستانی را برسر شانه هایت سوار کرده ایی، مبارز اوزبیک را محکوم به قتل می‌کنی، از هلیکوپتر آویزان میکنی اما مبارز پشتون پاکستانی را نمی‌گزاری که حتی چند روز در زندان باشد و آمده ایی تا مداخله پاکستانی ها را در امور کشورم توجیه کنی خدواند رحم کند بر حال شما دزدان هوشیار ونادان.



یافته های گزارش نامه افغانستان حکایه از آن دارد که افراد عطا محمد نور در بدامنی ها و حوادث دلخراش اخیر در مزارشریف دست دارند.
هدف عطا بازگرداندن صلاحیت ها در  عزل و نصب های دولتی در شمال است. محاسبه عطا نور آن است که دولت مجبور شود برای گرفتن کمک به سوی او دست دراز کند. علت سفر حمدالله محب به شمال، اجرای بی درد سر تبدیلی جنرال احمدزی فرمانده قول اردو است. بعد از افشای یافته های کمیسیون تحقیق دررابطه بر حمله پرتلفات بر خانه قیصاری و دست داشتن جنرال احمدزی در کشتار نفرات قیصاری، حکومت از بابت امنیت جان احمدزی او را فوری تبدیل کرده است. از سویی هم امکان دارد حسیب قریشی فرمانده پلیس مزارشریف مقرر شود.

۱۳۹۸ بهمن ۸, سه‌شنبه

کج و کور خوانی اخبار از سوی شگوفه دانش

شگوفه دانش گویندۀ شبکه طلوع، از مدتی به این سو، متن اخبار را به درستی قرائت کرده نمی تواند؛ یا از روی یک نوع بی مبالاتی شنونده را به حساب نمی آورد. حق کلمات را ادا نمی کند. یک واژه را بی جهت و غلط، کش می دهد و بین دو کلمه به طور غیر ضروری فاصله می اندازد. آیا در طلوع کسی به عنوان ناظر و ویرایشگر سبک خوانش نطاق وجود ندارد؟
 این دختر طوری می خواند که اول نمی فهمی؛ بعد اگر کمی بفهمی، ناقص می فهمی و عصبانی می شوی!

شدت بیماری امیر، سبب از دست رفتن جان هزاران نفر شده بود


نقاط عمده یافته های جاناتان لی محقق انگلیسی در باره مریضی عبدالرحمان خان
کتاب مرض الملوک، متن انگلیسی، برگ 214

امیرعبدالرحمان خان هنگام اقامت در بلخ در سال 1888 چشم انتظار رسیدن پزشک انگلیسی از هند بود. به مدت هجده ماه، بلخ را عملاً به پایتخت موقتی تبدیل کرد و درین مدت « سلطنت کشتار» بنا نهاد و زنده گی بسیاری از جماعات ساکن در ترکستان افغانی را برباد داد. در واقع قساوتی را که امیر در ترکستان در پیش گرفته بود، رابطه اش با انگلیس را تا مرز انقطاع نزدیک کرد.
هرچند امیر، هدف ازین کشتار ها کاهش نافرمانی مردم عنوان می کرد، از انهدام مرگبار مردم در ترکستان به درستی دانسته می شد که بیماری کشنده امیر نه تنها توان بدنی وی را فرسوده بود بلکه نیروی روانی اش را هم از کار انداخته بود.

درهمین جریان نیروی بدگمانی و بی رحمی امیر دو باره به اوج رسید و اقدامات ویرانگری را علیه نفرات اسحق خان که تهدیداتی را علیه پادشاهی وی به وجود آورده بودند؛  به کار گرفت. درین که راه اندازی خشم و ددمنشی در ترکستان اثرات مستقیم بیماری اش بود و بالنتیجه روانش را خراب کرده بود؛ تردیدی وجود نداشت. می توان گفت که تا سال 1889، تاریخ سلطنت وی با بی رحمی های مدهش دربرابر اقوام افراد و نفرات مذهبی همراه بود.

به حواله آقای گری، پزشک خاص عبدالرحمان خان که از یک سال پیش درمحضر وی حاضر می بود، مریضی امیر در سال های 1889 تا 1890 به حدی وخیم گردید که مجبور شدند وی را حین سفر با تخت روان انتقال بدهند. موازی با تشدید وضعیت بیماری امیر، اعمال فشار و قلع و قمع مخالفان هم درحال افزایش بود. گری در ژورنال خویش نگاشته است که امیر در معرض حملات سخت مریضی قرار داشت که هم از نظر بدنی و هم از نظر وضع روحی بروی اثر گذاشته بود. در 1889 امیر بر اثر شدت بیماری نقرس در قسمت چپ بدن به ویژه در بازو، دیگر نتوانست مجلس دربار را برگزار کند. فشار درد به اندازه ای طاقت فرسا بود که بازوی چپش بیخی از کار افتاده بود. 
یک هفته بعد، روزنامه نویس کابل ( که البته مردی انگلیسی بوده) که او را درترکستان همراهی می کرد گزارش داد که مریضی چهره ظاهری اعلیحضرت را تغییر داده است....

اشتباه خطرناک اشرف غنی

اشرف غنی خواستاررهایی منظور پشتون از بازداشتگاه پاکستان شده است. او رفتار خطا را در زمانی کاملاً نا مساعد ( البته نا مساعد برای خودش و محفل کوچک قوادان) در پیش گرفته و پی آیندش را هم پیش خرید کرده. درطول تاریخ، پشتون پاکستان درهیچ مساله ای بالای پشتون افغان حساب نکرده و طالب کمک هم نشده است.

کسی که در خانه خودش آش بریده نمی تواند چطور می تواند به همسایه، سیمیان رشته کند. یک شبکه علنی تروردولتی در سطح امنیت ملی سازمان داده، و بر مقتضای هردم خیالی وهوس، با هر کسی با بدترین شگرد ضد ملی از نوع داعشی، تصفیه حساب می کند. کاری که آخرین نمونه اش، کشتار دسته جمعی فامیل آمرستار بود.

ثانیاً با توجه به تنش گره شده در سطح داخل، با طالبان و با امریکا و پاکستان، این دست اندازی بی فایده ( ای چه بسا که خطرناک)، گردنش را زیر ساطور حادثه قرار خواهد داد. همین اکنون، تمام دسته جات «مجاهدین» با پاکستان دو باره متحد شده و غنی را از قدرت ساقط می کنند. مضاف برین، همان راه اشتباهی را که داوود خان و دیگران رفته و به بهای ویرانی افغانستان و اسقاط حیات شان تاوان داده اند؛ این آقا نیز می رود.

 با دیوانه گی نمی توان منطق سیاسی خلق کرد.

قلاب قوادان تروریزم دولتی به سوی حسیب قوای مرکز

حسیب قوای مرکزی وضاحت داده است که یکی از افراد کلیدی امنیت ملی (جنرال شفیع) برایم پیام داد که می‌خواهد با من ببیند. با میانجی‌ گری یکی از وطندارانم زمینه دیدار با این فرمانده امنیت ملی فراهم شد. این عضو کلیدی امنیت ملی از من خواست که فرمانده گل‌حیدر خان، حمید خراسانی و چهار تن دیگر را ترور کنم و در بدل آن، هفت‌ونیم ملیون افغانی بگیرم.
یافته های گزارشنامه افغانستان بیان می دارد که جنرال شفیع پسرمامای محمد حنیف اتمر اهل ولایت لغمان است که قبلاً درزمان کار حنیف اتمر درمشاوریت امنیت ملی، به هدف مدیریت امنیتی درشمال انتصاب شده بود. شفیع وظیفه داشت که تا راه را برای تحکیم موقعیت فرماندهان داعش در شمال باز کند. 
از همین رو، شفیع فرماندهان طالبان و همچنان فرماندهان «مجاهدین» را در ازاء پرداخت «معاش خوب» استخدام کرده و برای شان وظایف خاص درنظر بگیرد. کسی را که حسیب قوای مرکز به نام جنرال بهروز نام برده، فرزند همایون پائیز است که به حیث سکرتر شفیع کار می کرد. بهروز یک رشته کارهای مخفی را در پنجشیر و شمال بنا به هدایت شفیع انجام داده است. 
بخش دیگرکارشفیع، ترور شخصیت های سیاسی مخالف ارگ در شمال بود و همچنان آن عده فرماندهان طالبان که با ارگ نزدیکی نداشتند. تمام این برنامه و نقشه مستقیم از سوی حنیف اتمر مدیریت می شد و اکنون هم می شود. 
عملیات شناسایی از سوی آی اس آی انجام می شد، و شفیع پلان را تطبیق می کرد. شفیع درهمسویی با شبکه انگلیس تصدی معدن طلای راغستان را احراز کرده بود و برنامه های ترور را در شمال به وسیله ملانجیب پیش می برد.
شبکه شفیع وابسته شورای امنیت ملی است. اخیراً به همکاری شفیع برای زن دوم آن عده فرماندهان پروتوکولی طالبان خانه گرفته و معاش شا از کد 91 رئیس دولت پرداخته می شود.

۱۳۹۸ بهمن ۷, دوشنبه

آرزومندی سوزان امرالله صالح به خفه کردن آزادی بیان

امرالله صالح در پاسخ به سخنان محقق و دکترعبدالله چنین نوشته است:

گزیده ای از سخنان و موقف گیری بازنشسته گان و مضطرب شده های سیاسی را شنیدم و خبر شدم. ظاهرا یک تعداد اینها حاضرند اعضای علی البدل (عضو احتیاطی) شورای کویته شوند. سوغات نقدی دشمنان جمهوریت و قانون اساسی افغانستان نیز به جیب و خرجین بعضی هایشان ریخته شده است. وقتی دشمن حلقات ضد نظام را دعوت رسمی میدهد هدفی و مقصدی را دنبال می کند. یکی از آرزو های دیرینه من همواره این بوده که روزی بتوانیم دستگاه های تبلیغاتی تمویل شده توسط حلقات استخباراتی را با تطبیق واضح و بی ملاحظه ای قانون مسدود نماییم تا ذهن ملت ما از زهرپاشی ها مصون گردد. از نشست بازنشسته ها کاری برنمی آید جز ایجاد اغتشاش در اذهان. اینها توان برخاست را ندارند.

المعنی فی البطن المکتوب الچخانسوری: اما به فکر بنده معنی این مکتوب چنین است: کسی خود سرانه با امریکایی ها ملاقات نکند!


داکترعبدالله موازی با حرکت سفارت امریکا جلو می رود

جرئت و جسارت های ناقص و غیرقابل اعتماد که دکترعبدالله گاه گاه از خود ظاهر می سازد، به شدت ناپایدار است و اجرای ضد آن از سوی وی امری متصوراما برای برخی ها نا متوقع است. چیزهایی که دیروز بر زبان آورد، چکیده های سخنان مقامات سفارت امریکا است که خیلی حساب شده و گام به گام، محتاطانه برایش دیکته می کنند. درین میان، بدنه مردمی که از هر طیف به دور وی شناور است، فکر می کنند که وی این بار تغییر کرده. اما از سیمای شان فهمیده می شود که بر داکترعبدالله به درستی اعتماد ندارند. چنان چه خود شان می گویند اگر داکتر هم تن به خواسته های شان برای نجات انتخابات ندهد، خود دست به کار خواهند شد. این در واقع ثبوت حس بی اعتمادی جریان های شامل در ثبات و همگرایی نسبت به عملکرد های آینده عبدالله است. 

غنی تجربۀ برخورد با مردم را نداشت

مهم ترین وقایع محتمل در هفته های آینده، نحوه تلاش های ارگ برای نجات خودش خواهد بود. اوضاع درحال انکشاف است و تجزیه و انزوای اشرف غنی هم دیدنی و عبرت بار است. این عنصر ضد ملی، چهار سال تمام با همه مردم افغانستان جنگیده است و هنوز امید دارد بدون دادن تاوان از مخمصه رهایی یابد. گروه غنی در شرایط بسیار سختی قرار گرفته است. او با عصبانیت، دامن زدن به مخاصمت قومی و شیوع دزدی و خویش خوری، همه نیروها را علیه خود بسیج کرده است. غنی اشتباه کرد. گروه های جهادی گرگ های باران دیده اند و درخرید و فروش خود و دیگران شهرۀ آفاق اند. غنی تجربه برخورد سنجیده با مردم را نداشت. او با بیروکرات های بانک جهانی سروکله زده بود.
سازماندهی ترور های هدفمند از سوی حلقه قوادان مستقر در ارگ، امری بدیهی است. نمونۀ زنده و مشهودش، حمله بر خانه قیصاری و ترور جمعی خانواده آمرستار بود. تلاش ها برای استخدام حسیب قوای مرکز برای کشتن چند فرد معروف، سلسله همان پروگرام است. جای تعجب این است که شماری از آدم های به ظاهر روشنفکرو محترم هنوز برنامه های ضد ملی قوادان را امری جایز می شمارند.

آغازی برای پایان جنگ هفتاد و دو ملت

سفر به عربستان برای اسرائیلی ها مجاز شد.
اسرائیل برای نخستین بار به شهروندان خود اجازه سفر به عربستان سعودی را داد.

به گزارش اسپوتنیک به نقل از روزنامه هاآرتص، آریه درعی، وزیر امور داخلی اسرائیل برای اولین بار حکمی را امضا کرد که بر اساس آن به شهروندان این کشور مجوز سفر به عربستان سعودی داده می‌شود.

بر این اساس، سفر به عربستان زمانیکه با هدف انجام مراسم و مناسک حج و عمره یا برای امور تجاری باشد تنها به ۹ روز محدود می‌شود و مشروط به این است که فرد مورد نظر دعوتنامه از یک مقام‌های سعودی داشته باشد و در حال حاضر حکم دیگری وجود ندارد که بتواند مانع ورود آنها به عربستان سعودی شود همچنین به اسرائیلی‌های یهودی نیز اجازه داده می‌شود برای انجام معاملات تجاری به عربستان سعودی سفر کنند.

رئیس امنیت ملی خوست در نظارت خانه

خبر می رسد که رئیس امنیت ملی در خوست را به نظارت خانه آورده اند. او مسوول همان گروه عملیاتی بود که آمرستار و خانواده اش را از بین برده است. اما برنامه ریز اصلی اجمل عابدی معاون امنیت ملی است که تا هنوز هیچ مرجعی از وی درین باره پرسان نکرده است. پیوست به گزارش های قبلی، تازه ترین گزارش حاکی است که تلاش ها برای برکناری ضیاء سراج از مقام امنیت ملی و نصب اجمل عابدی به جای او کماکان ادامه دارد. ولی گروه کوچک ارگ اخیراً از چندین مسیر تحت فشار قرار گرفته و توان عزل و نصب های بیشتر را ندارد. 

دکترغنی خدمات امنیتی برای دکترعبدالله را قطع کرده است.

گزارش می رسد که به دستور دکترغنی پروسه خدمات امنیتی برای تامین امنیت دکتر عبدالله را متوقف شده است. 
ارگان های امنیت طبق تعامل رسمی مسوول تامین امنیت مقامات عالیه دولت است. همچنان ریاست رجال برجسته امنیت ملی روزانه دو بار در مسیر رفت و آمد دکترعبدالله امنیت وی را تأمین می کرد. دکترغنی همچنان دستور داده است که خدمات ریاست رجال برجسته برای دکترعبدالله قطع شود. 
درحال حاضر، قطعه امنیتی عبدالله متشکل از یک گروه از مجاهدین کماندو است. وقوع هر نوع اتفاق ناگوار علیه جان دکترعبدالله به دوش دولت خواهد بود. 

دروازه فلزی وزارت خارجه یک کارمند را استخوان شکن کرد

گزارش شده که به روز پنجشنبه همزمان با معرفی هارون چخانسوری به سرپرستی وزارت خارجه حادثه ای روی داد. 
در دهلیز وزارت خارجه، برای تأمین امنیت وزیر و معیین وزارت خارجه یک دروازه زرهی کارگذاشته شده است. روز معرفی وزیر زمانی که یک کارمند وزارت به نام عبید می خواست داخل دهلیز شود، دروازه زرهی او را از دو طرف درهم فشرد و چنان فشار داد که دمادم جانش برآمد. این ها به خاطر امنیت شخصی شان ماشین های آدم خوار را فعال کرده اند.

۱۳۹۸ بهمن ۶, یکشنبه

فرشته کوهستانی! قبل از رفتن نزد مجیب الرحمان، سکس چت این سالوس را ببین!

میثم پارسیا

پخش فیلم های " سکس چتِ" مولوی عبدالرحمان فاتح، مبلغ تلویزیون تروریستی " وصال" یکی دیگر از جنایاتِ هزار هزاری این موجودات است.
این موجود که پیوسته تلویزیون های افغانستان را متهم به ترویج فحشا می کرد و خواهان سنگسار شدنِ جوانان به خاطر عاشق شدن بود، با بی شرمی تمام پیش روی دوربین وتسپ یا اسکایپ خودش را برهنه می کند، سینه های خود را به طرف می‌مالد و با دست دیکر به علامت اشاره فلان جای خود را نشان دهد.
او دختر احتمالی را " کُتمبه" صدا می زند، و می گوید: من شب فقط تورا می خواهم تورا...!

پس قوادان ارگ نشین، چرا موسی محمودی را مجبور به معذرت خواهی کردند؟

جمشید رسولی، سخنگوی دادستانی کل افغانستان اعلام کرد که در بررسی آزار جنسی کودکان در ولایت لوگر، ۱۸ نفر توسط هیأت تحقیق دادستانی افغانستان شناسایی شده‌اند.

او گفت که تاکنون هفت نفر آنان بازداشت شده‌اند و پرونده دو نفر آنان تکمیل و به دادگاه فرستاده شده و تحقیق از پنج نفر دیگر ادامه دارد که بزودی پرونده آنان نیز به دادگاه فرستاده خواهد شد.
پس قوادان ارگ نشین، چرا موسی محمودی را مجبور به معذرت خواهی کردند؟
گزارش می رسد که ساخت و بافت و جور آمد بین عطانور و اشرف غنی بر سرمقام ولایت بلخ به گونه پنهانی درجریان است.

مجلس خانه استاد محقق و دیدارهای شبانه یونس قانونی با اشرف غنی


یک «تولی» از نخبه گان سیاسی مخالف دکترغنی، اخیراْ در منزل استاد محمد محقق گردهم آمده بودند تا روی تدوین طرح مشترک در رابطه به آغاز مذاکرات بین الافغانی مباحثه کنند.
هدف ازین نشست، تشدید تلاش ها برای خلع دکترغنی از قدرت در آستانۀ نزدیک شدن مواضع امریکا و طالبان در دوحه بود. اما براساس گزارش واصله، محمد یونس قانونی که همچون فردی مهم درمرکز توجه حضار قرار داشت، تا کنون چند دیدار مخفیانه شبانگاهی با اشرف غنی انجام داده است. منبع می گوید که یونس قانونی از طرف شب دیده شده است که به ارگ رفته و با غنی دیدار داشته است. گزارش می افزاید که اشرف غنی روی شماری از معامله  گران تمرکز کرده و قصد دارد در اطراف یونس قانونی حلقه ای از معامله گران را حمایت و حراست نماید. تلاش ها درجریان است تا برادران یونس قانونی در مناصب عالی دولت انتصاب شوند. فعلاً بحث نجیب امان یکی از برادران قانونی در میان است که احتمالاً دریکی از کرسی های وزارت داخله نصب خواهد شد. 

امیر به وایسرا: یک داکترانگلیس را روان کن!



این که بیماری رنجبار امیر یک هفته  تمام عود کرد؛ احتمالاً شوک برخاسته از شورش اسحق خان و تلاش های سخت بدنی خود امیر برای سازماندهی اردو بود تا اسحق خان را از پادشاهی براندازد. بار دیگر درد گرده ها او را آزار می داد. درد های شدید در زانو ها و پاهایش دو باره برگشته بود. گفته می شد که درد بزرگی را تحمل می کند. 
به زودی پاهایش به اندازه ای فلج شده بودند که قادر نبود بیش از دو سه قدم به جلو بردارد. با این حال، علی رغم شدت حمله مریضی، امیر به انگلیس اطمینان داد که بیماری اش « خطرناک» نمی باشد. داروها را به موقع مصرف می کرد. درنتیجه مقامات انگلیس درکلکته و لندن در کشف این مساله که بیماری امیر درماه های اخیرتا چه مقیاسی وخیم بوده است؛ ناکام شده بودند.
مگرآنانی که مستقیم با امیر درتماس بودند می دانستند که او به شدت بیمار بود و اعضای خانواده در دربار سلطنتی به طور جدی نسبت به سلامتی وی نگران شده بودند. در پایان ماه جون زن برگزیده ( سوگلی) *امیرحین دیدارغیرموسمی از حرم مزارشریف درگفت وگو با دیگران یاد آور شد که بیماری امیر درمان ناپذیر است. 
اشاره: سوگلی امیر، احتمالاً حلیمه است.
شورش اسحاق خان سرانجام درهم کوبیده شد. اما عبدالرحمان خان مصلحت درآن دید که حضور وی در شمال ضروری است. پس برنامه سفر به ترکستان را روی دست گرفت. درماه دسامبر 1888 کمی حالش بهتر شده و همزمات با ترک کابل به مقصد ترکستان، درنامه ای به وایسرای انگلیس در هند از وی خواست یک پزشک انگلیسی را به حضور وی اعزام بدارد. 

تُرد گویی های عجیب امیرعبدالرحمان خان


ترجمه بریده ای از کتاب مرض الملوک، اثر پژوهشگر انگلیسی جاناتان لی، برگ 213

معلوم بود که امیر نمی خواست به غیر از مشاوران نزدیک و اعضای خانواده اش، کس دیگری از اسرار بیماری اش مطلع باشند. او نه تنها توان فزیکی خود را از دست داده بود، بلکه ضعف می کرد و بی هوش می افتاد و این نشانه آن بود که عقلش مختل شده بود. به این ترتیب، به گفته سلطان احمد خان، دیگر پرده از راز بیماری اش بر افتاده بود. از همین رو آوازۀ مرگ امیر در بین عوام انتشار یافته بود. این آوازه ها در افغانستان همه گانی شده بود تا سرانجام به وسیله یک زن ارمنی به گوش حاکم ترکستان افغانی- اسحق خان فرزند سردار اعظم خان هم چکیده بود. 
اسحق خان به تشویق مشاوران، و به کمک قدرت مندان محلی بر یک محاسبه نادرست تکیه کرد، و به تاریخ ده آگست خودش را پادشاه مزارشریف اعلام داشت. خبر سرکشی اسحق خان درمدت کمتر از سی و شش ساعت به کابل رسید. این خبر، امیر را که با بیماری سختی دست و پنجه نرم می کرد، به جوش آورد.  امیراز شنیدن خبر شورش اسحق خان چنان به خشم اندر شد که عشیرۀ محمد زایی را که خود عضو آن بود، به عنوان « مردم بد» توصیف کرد و گفت که هیچ کسی از آن ها توقع خیر و نیکی ندارد. قوم بی قانون است؛ بی ارزش است؛ مثل شترها؛ خالی از احساس هستند. گفت: اگرچه خودم وابسته به این قوم هستم، مگر نباید سرشان اعتماد میکردم.
ادامه در روز آینده...

قطعات اردو یا دسته های تروریستی و خود سر؟

شماری از اعضای هیئت بررسی کننده این رویداد می‌گویند که بررسی‌های آنان نشان می‌دهند که حمله نیروهای ویژۀ پولیس و نیروهای هوایی بر خانۀ نظام‌الدین قیصاری بی حکم نهادهای عدلی و قضایی و خلاف قانون انجام شده‌اند.

در حمله بر خانۀ قیصاری، هفت تن از افراد او کشته شدند و نیز شماری از خانه‌های مردم ویران شدند.

ظاهر مسرور، عضو هیئت بررسی کننده حمله بر خانۀ قیصاری گفت: «مستقیم خوشحال سادات رهبری جنگ را به عهده می گیرد و نیروهایش وارد خانه آقای قیصاری می شود که درنتیجه هفت تن از افراد قیصاری کشته می شود و یک مقدار خساره های هم که در اطراف خانه آقای قیصاری بودند می رسد و قیصاری می تاند از محل فرار کند.»
محمود خروشان، از نزدیکان نظام‌الدین قیصاری نیز بیان داشت: «چندین بار به تماس شدیم که همین مسله را از راه مزاکره و مفاهمه هم می شود حل کنیم، شما درحالی که یک زنگ هم نزدید، جلب هم روان نکردید و قضیه هم مبهم است برای ما ومعلوم نیست که گپ از چی قرار است»

در گزارش این هیئت هم‌ آمده‌است با آن‎که نظام‌الدین قیصاری می‌خواسته به نیروهای امنیتی بلخ تسلیم شود، اما خوشحال سعادت، معین امنیتی وزارت امورداخله و فرمانده قول اردوی ۲۰۹ شاهین بر فشار نظامی ادامه داده‌اند.

مهدی راسخ، عضو دیگر هیئت بررسی کننده حمله بر خانۀ قیصاری اظهار داشت: «اردوی ملی به قومانده قوماندان قول اردو و قوای هوایی هم به قومانده قوماندان قول اردو و قطعات خاص هم با قومانده . هدایت معین ارشد وارد اقدام می شوند»

بربنیاد گزارش هئیت بررسی کنندۀ حمله بر خانه قیصاری، واحدهای ۳۳۳ و ۸۸۸ ویژۀ پولیس و نیروهای هوایی ارتش بی هماهنگی با مقام‌های محلی بلخ در این عملیات شرکت کرده‌اند.
در بخشی از این گزارش که به هیئت اداری مجلس نماینده‌گان نیز فرستاده شده‌است، آمده‌است که نیروهایی که داخل خانۀ قیصاری شده بودند، تمامی اموال این خانه را به تاراج برده‌اند.

آرش شهیرپور، حقوق‌دان در این باره گفت: « ماده سی و هفتم قانون اساسی افغانستان تعرض بر مسکن را ممنوع قرار می دهد و تفتیش و باز رسی مسکن را به قرار محکمه ویا اجازه صاحب خانه مشورع می پندارد»

گزارش‌هایی وجود دارند که این عملیات بی هماهنگی با نامزد وزیران دفاع ملی و امور داخله انجام شده‌اند، اما موفق نشدیم در این باره دیدگاه وزارت‌های دفاع ملی و امور داخله رابگیریم و نیز موفق نشدیم که دیدگاه خوشحال سعادت معین پیشین امنیتی وزارت امور داخله را بدست آوریم.

غنی جایی به گریز دارد؛ بدمعاشان تفنگی اش کجا می روند؟

به نظر می رسد که شمارش معکوس برای حسابدهی اشرف غنی شروع شده است. او در چهارسال حکومت مسخره اش، با همه جنگید و هیچ قشری را بدون زخم زدن به حال خود شان نگذاشت. حال ائتلاف اعلام ناشده و فراگیری به شمول طالبان و دیگر مدعیان قدرت سیاسی علیه وی شکل گرفته است. برای غنی بهترین موقع است که بگریزد و جان خود را به چت کند. هیچ کسی بروی رحم نخواهد کرد. اما درین میان، تفنگی های خود سر نظیر خوشحال سعادت و دیگر بدمعاشان که تنها درحمله بر خانه قیصاری هفت جوان را بی گناه به خون غلتانده اند؛ کجا خواهند رفت؟

پوتین: اوضاع جهان قابل تشویش است

رئیس جمهور روسیه "پوتین" پس از شرکت در اجلاس ناموفق صلح لیبی که در پایتخت آلمان "برلین" تشکیل شده بود، راهی اورشلیم و بیت المقدس شد. دلیل سفر به اسرائیل شرکت در مراسم وسیع 75 مین سال پایان دومین جنگ جهانی و یادبود میلیونها قربانی یهودی این جنگ بود. در همین مراسم که رهبران و نمایندگان 40 کشور در آن شرکت کرده بودند پوتین که نخستین سخنران مراسم بود گفت: 40 در صد یهودی های قربانی جنگ  شهروندان روسیه بودند. او پس از دیدار با نخست وزیر اسرائیل و در پایان این مراسم راهی بیت المقدس شد و با محمود عباس رئیس دولت خودگردان فلسطین دیدار و مذاکره کرد. نوعی حفظ توازن در رابطه با  اسرائیل و فلسطین!

پوتین در همین سفر گفت که پیشنهاد می کنم رهبران 5 قدرت جهانی دارای حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل دور یک میز نشسته و برای تمام چالش های کنونی جهان و خطراتی که جهان نگران وقوع آنست (شاید  اشاره به حمله اتمی به ایران) چاره ای بیاندیشند. جهان در مرحله خطرناکی قرار گرفته است. پوتین اضافه کرد: من در سفر به برلین با رئیس جمهور فرانسه و صدراعظم آلمان دراین باره صحبت کردم. آنها از این پیشنهاد استقبال کردند. محل و زمان این اجلاس را به تفاهم طرفین واگذار می کنم. این 5 کشورعبارتند از امریکا، فرانسه، روسیه، چین و انگلستان.

بدنبال اعلام این پیشنهاد از سوی پوتین، چین حمایت خود را از این پیشنهاد اعلام کرد اما تاکنون امریکا و انگلستان در این باره نظر خود را اعلام نکرده اند. حدس زده می شود که پس از دیدار پوتین و ترامپ نظر امریکا نیز در این باره اعلام شود.

حکومت طالبان، حکومت غنی و کرزی نیست

از زمانی که مذاکرات امریکا با طالبان درجریان بوده، رهبران مخالف اشرف غنی، خاموشی اختیار کرده و منتظر رسیدن موعد برگزاری کنفرانس بن دوم می باشند. طالبان به قواعد و کنش گری سیاسی عادت ندارند. وقتی با رهبران کابل نشین دور یک میز گردهم آیند، تنش و کش وگیر از آن لحظه آغاز خواهد شد.
طالب خودش را فاتح میدان جنگ با امریکا تصور می کند و درمقام مدیریت داخلی مملکت، به رهبران کابل نشین مانند مأموریت دون پایه خویش برخورد خواهند داشت. درین باره شک نداشته باشید. همین گروه ها دو باره در درون همان دولت طالب، یک دولت فرکسیونی تشکیل خواهند داد. طالب، حوصله و تدبیر سیاسی ندارد. این رهبران را اول مطابق قوانین خود شان زیرضربه گرفته و منزوی خواهند کرد. طالب یک نیروی جنگی برای تمام فصول است.

خواب حکومت دوم آشفته شده روان است

جلسه رهبران پیوسته به پروسه صلح امریکایی با طالبان در خانه محقق، نخستین گام برای کنار زدن و ختم حکومت غنی را به جلو برداشته اند. طالبان با همین گروه ها وارد تعامل می شود و گروه غنی نیز درهمین ترکیب ادغام می شود.

۱۳۹۸ بهمن ۵, شنبه

والله طالبان از یک نگاه شاید راست بگویند

طالبان با نشر اعلامیه‌ ای در ویب سایت خود گفته اند که نمایندگان امریکا در قطر وقت آنان را ضایع می کنند.

در این اعلامیه آمده  است، با آنکه در برابر توافق صلح با زلمی خلیلزاد متعهد به کاهش خشونت‌ها شده‌است، اما خلیلزاد خواست‌های نو را مطرح کرده است.
طالبان راست می گویند که امریکا وقت شان را ضایع می کند. ترمپ شاید امروز به صباح کرده، منتظربرگزاری انتخابات امریکا است. انتخابات که سپری شد، باز جان طالب را تازه خواهد کرد. وقتی کشی دارند و درپشت این وقت کشی کدام کلان واقعه خوابیده است. 

عبدالرحمان خان به خبرنویس انگلیس: حالم وخیم است!


مرض الملوک، جاناتان لی، پژوهشگر انگلیسی، برگ 212

امیرعبدالرحمان خان هماره از چند نوع بیماری به ویژه بیماری نقرس در عذاب بود. اوایل جولای 1888 که از اقامت دیرمدت در آب و هوای گرم جلال آباد به کابل برگشت، بیماری اش به ناگهان دو باره عود کرد. او در بهترین حالت، اختلال مزاجی داشت و با هرکسی که دم راهش قرار می گرفت، بد رفتاری می کرد. شاه ناگزیر شده بود جلسات دربار را لغو کند. اواسط جولای به منظور پرهیز از مرض شایع کولرا درکابل، دربار شاهی به پغمان منتقل گشت. مگر چند روز پس از رسیدن درباریان به پغمان، سرفه و سرما خورده گی به جان امیر افتاد و به دنبال آن مرض نقرس تشدید گردید و او مجبور شد که مسوولیت انعقاد مجالس دربار را بر عهده پسرش حبیب الله بگذارد. 
بعد از گرفتن دارو وضع امیر رو به بهبود گذاشت و به این مناسبت دستور توزیع نذر و صدقه صادر کرد؛ اما همزمان در گفت و گوی خود مانی با خبر نویس انگلیس درکابل اظهار داشت که هنوز احساس می کنم حالم وخیم است و به مدت هفت شبانه روز خواب به چشمانم نیامده است. فقط یک روز توانسته بخواند و درد طاقت فرسای دو پاهایش کاهش نیافته است. 

او گفت  سفارش کرده که یک تعداد جوک دریایی ( زالو) بیاورند. ( شاید برای مکیدن خونی که از نقاط نقرس زده بیرون می زند). همان روز امیر  با نظامیان ارشد خویش و همچنان با خانی ملاخان روحانی سرشناس کابل با زشتی و اهانت رفتار کرد. وی به مقامات حکومت گفت که نظریه آن ها در باره روسیه از نظر وی باطل است. 

احتمالاً در هفته های اخیر ماه جولای 1888 که «نقرس» امیر رو به وخامت نهاد، براثر ناتوانی ضعف کرده بود؛ در بین مردم آوازه افتاده بود که وی جان خود را از دست داده است. مگر در پایان ماه جولای، درد نقرس از انگشتان پاهای امیر به طرف ران ها تسری یافت. سپس درد شدید گرده او را در برگرفت و چه هفته دوم ماه اگست با مشکلات بسیار زیاد و به کمک عصا در مجلس دربار حضور یافت. دراصل، غیابت امیر امور رسمیات را توقف داده بود. به هر حال حضور امیر برای برخی از آدم ها فال نیک نبود و او چند نفر را به جرم پخش آوازه مرگش در روزهای بیماری، به مرگ محکوم کرد. 

سناریوی محتمل برای عراق، شوراندن و انسجام سنی مذهب ها علیه حکومت مرکزی است. به داعش نیز سر از نو دم تازه دمیده خواهد شد. جنگ مذهبی به سود انحصارات بین المللی است. درافغانستان نیز مجیب الرحمان هراتی را کم کم دارند باد می دهند.

پشت نمایش فرشته کوهستانی رازی خوابیده است

من معنای دفاع آبکی یک دختر خانم به نام فرشته کوهستانی از ملامجیب الرحمان را به درستی نفهمیدم. اما به حقیقت آن چه می گوید تردید دارم. تۀ دل این چنین خانم ها درین مسایل چیز دیگری است.

البته دختره  مطالعه ای مطلوب در زمینه اسلام شناسی و تاریخ و تمدن بشری ندارد. از حمایت نامه اش از داعش هراتی معلوم است.

ثانیاً این دفاع از ارزش ها نیست؛ اول او باید ارزش ها رابشناسد و تعریف کند؛ بعد دفاع کند. چیزی را که او ارزش می گوید، عموم انسان ها در جامعه افغانستان ارزش نمی گویند. این ارزش ها دقیقاً چه اند که چهل سال است بی وقفه برباد می رود و جالب این که از سوی مجیب الرحمان ها و شاگردان شان برباد می رود؛ و هرگز این ارزش وجود مفید خود را نتوانسته حفظ کند.

با یک نول زدن سرسری به نصوص و برداشتن یک تکه از احکام، به مطالبات زنده گی پیچیده ای حیات آدمی راه حل دایمی پیدا نشده و هرگز هم نخواهد شد. افغانستان را غلظت دین گرایی مسلحانه عوام الناس به ویرانه بدل کرده است. درعقب این موج، پدران و مادران ما قرار نداشته اند؛ استراتیژیست های اطلاعاتی و گرگ مشرب انگلیس، پاکستان و عربستان قرار داشته اند.
فرشته از نظرذهنی و تجربی عقبۀ کافی از زنده گی دارد؛ اگر زیاد مایل گشایش مفاهیم باشد؛ او را نه به دهلی و پاریس لااقل به جده و ریاض ببرید.
به نظرم، فرشته کوهستانی با مهارتی نه چندان ماهرانه، ( به اساس حساب و کتاب خودش) خودیت شخص خودش را در لای این سخنان پنهان می کند. مثل فرشته کوهستانی در مدرسه های غیررسمی کندز که از طرف شبکه های اطلاعاتی عربستان و آی اس آی راه انداخته شده، کم نیست... پیشنهاد من برای وی این است که خونسردی پیشه کرده و یک مدت مطالعه کند.

پاسخ حکمتیار به منتقدان

شماری از اعضای حزب اسلامی از حکمتیار انتقاد کرده بودند که برای نزدیک شدن به اشرف غنی چرا از شاه نواز تنی به عنوان شفیع واسط استفاده کرده است. حکمتیار پرسیده: از کی ها باید کمک می گرفتم؟
منتقدان گفته اند: از جمعه خان همدرد، انجنیروحیدالله سباوون و ...
حکمتیار قاطع گفته است:  شاه نواز تنی صد برابربهتر است از کسانی که نام گرفتی! صدتای این ها به او نمی رسند!

۱۳۹۸ بهمن ۴, جمعه

داستان های ناگفتۀ امیرعبدالرحمان خان

ازکتاب مرض الملوک، اثر پژوهشگر انگلیس، جاناتان لی
این حقایق درتاریخ افغانستان اصلاً پدیدار نیست. برش های مهم یافته های جاناتان را متناوباً ترجمه می کنم.
این هم بریده نخست:
جاناتان می نویسد: در ماه جون 1882 سردارعبدالعزیز خان فرزند سردار محمد اعظم خان از اعضای مهم دربار امیر، شخصاً به یک جاسوس انگلیس گزارش داد که امیرعبدالرحمان خان «دیوانه شده است».  درماه سپتامبر همان سال، بیماری امیر تشدید گردید و فعالیت های روزانه امیر در اتاق بودوباش وی محدود شده بود. او از بیماری های مزمن و گونه گونی رنج می برد. درد شکم و «نقرس» بیماری شایع بود که همه از آن خبر داشتند. حتی در 1868 زمانی که یک قطعه از نظامیان پدرش را در شمال افغانستان رهبری می کرد، گاه مواردی از درد شدیدی او را درهم می فشرد که مجبور می شدند او را روی چهارپایی برداشت و بر بالای یک بام بلند بگذارند تا وی از آن جا از حالت نشسته بتواند جنگ را هدایت کند. 
در زمستان سال 1887 امیرعبدالرحمان خان ازبیماری درازمدت نقرس در عذاب بود. شدت بیماری اش مدت شش ماه ( خزان 1888) ادامه یافت. وی دو زمستان همان سال ها را در جلال آباد سپری کرد. دربازگشت به کابل وضع امیر بدتر شد و درین مدت با هرکسی که دم رویش قرار می گرفت، خشونت و بدرفتاری می کرد. 
چند روز بعد در انظار عام ظاهر شد اما هنوز بیمار بود. او در نخستین جلسه دربار همه را نفرین کرد که به گفته کافران و بی دینان ، به غیر از « تمام افغان ها به شمول خودم»، « تنها فارسی زبان ها و قزلباش ها مسلمانان راستین می باشند».
او همچنان به نقل حضرت علی از مزارشریف اعلامیه ای صادر کرد که درسایه سلطنت امیر، باید شیر و بز از یک چشمه آب بنوشند».

قوای امریک و روسیه در برابر هم دست به ماشه اند



به گزارش ایسنا، سایت النشره گزارش داد، گشتی آمریکایی در انتظار کاروان روس در نزدیکی ایستگاه سوخت "حطین" واقع در نزدیکی تقاطع شهرک "تل بیدر" در جاده "M4" بود و نگذاشت کاروان روسیه به مسیر خود در این جاده ادامه دهد.

دیده‌ بان حقوق بشر سوریه رصد کرده که نیروهای آمریکایی مسیر گشتی نظامی روسیه را در روستای "کرزیارات" در مسیر المالکیه – معبده در حومه حسکه را بند آوردند به طوریکه گشتی روسیه بار دیگر مجبور شد به گذرگاه سیمالکا در مرزهای عراق برود که تحت کنترل نیروهای سوریه دموکراتیک و ائتلاف آمریکایی است اما آمریکایی‌ها بار دیگر مانع آنها شده و اجازه ندادند به گذرگاه برسند تا اینکه گشتی روسیه به فردگاه قامشلی؛ جایی که از آنجا حرکت کرده بود، بازگشت.

منطقه کشیده شده از روستای "تل الفخار" تا روستای "خانه سری" در حومه حسکه میدان درگیری روسیه و آمریکا برای بسط نفوذ است. دیده بان حقوق بشر سوریه افزود: نیروهای روسیه اقدام به انتقال تجهیزات از جمله سامانه‌های دفاع هوایی پیشرفته و جدید به فرودگاه فامشلی در دورترین نقطه شمال شرقی سوریه کرده‌اند.

جنگ سالاران دولتی از طالب چه تفاوت دارند؟


اشاره: حقیقت یابی از مرگ آمرستار بیخی زیر پرده مستتر گشته. امنیت ملی، ضدملی عمل کرده

هیأت هشت نفری مجلس نمایند‌گان تحقیقات خود درباره «ابعاد جرمی» حمله مرگ‌بار ماه قوس سال جاری به خانه نظام‌الدین قیصاری در شهر مزارشریف را تکمیل و برای نشر آماده کرده است.

طبق تحقیقات این هیأت، اسدالله خالد، سرپرست وزارت دفاع و مسعود اندرابی، سرپرست وزارت داخله دستور انجام این حمله و اجرای عملیات برای بازداشت قیصاری را صادر نکرده‌اند. هم‌چنان این عملیات بدون مجوز سارنوالی و حکم دادگاه اجرا شده است. هیأت حقیقت‌یاب مجلس نمایند‌گان، پس از تحقیقات درباره این حمله، فرمانده پولیس بلخ، معین ارشد پیشین وزارت امورداخله و فرمانده پیشین قول اردوی ۲۰۹ شاهین را مقصر شناخته است.

همه گروه های سیاسی، همانا از جنس« خلقی های سور» اند... هرکس به رقمی!

یک شب معاون سیاسی زندان پلچرخی، نشئه به اتاق درآمد.

صدای کاهن مومیایی‌شده مصری پس از سه هزار سال شنیده شد

دانشمندان بریتانیایی توانستند صدای یک کاهن مصری را از روی مومیایی سه هزار ساله وی بازسازی کنند.

یورو نیوز
این کاهن دوران رامسس ششم که نسیامون نام داشته، بین سالهای ۱۰۹۹ تا ۱۰۶۹ پیش از میلاد می‌زیسته است و از آنجا که کاهن تِبِس بوده، برای انجام آیین‌های مذهبی و آوازخوانی به‌احتمال زیاد صدای رسایی داشته است.

دانشمندان کالج رویال هالوویِ دانشگاه لندن، نخست سر و گردن جسد مومیایی‌شدهٔ وی را به‌دقت اسکن کردند و آنگاه به یاری چاپگر سه‌بعدی توانستند حنجره و تارهای صوتی وی را با دقت بالا بازسازی کنند و در نهایت صدایی شبیه تلفظ یک حرف صدادار را از آن استخراج کردند.
صدایی از اعماق تاریخ؛ آرزویی که برآورده شد
پروفسور جوان فلچر سرپرست این پروژه معتقد است که بازسازی صدای نسیامون آرزوی این کاهن باستانی را برآورده کرده است چراکه او می‌خواسته پس از مرگ صدایش از نو شنیده شود، خواستی که بخشی از باور آیینی وی بوده است.

خانم فلچر گفت:‌ «در واقع این آرزو روی تابوت او نوشته شده است،‌ این چیزی است که او خود می‌خواسته و می‌شود گفت ما به‌نوعی آرزوی او را برآورده کردیم.» تیم پژوهشگران معتقدند این نخستین پروژه‌ای است که در آن توانسته‌اند صدای یک مرده را با موفقیت بازسازی کنند، آنان قصد دارند با استفاده از الگوهای رایانه‌ای جملات کاملی را با صدای او در آینده بازسازی کنند.

صلح با طالب، سفر بری به سوی ایران است

به پیشواز آخرین جنگ فیصله کن با ایران، جبهه مذهبی و سیاسی در افغانستان را تحکیم می کند. ادغام طالب با دولت و ضد طالب ( هرچند گذرا)، امداد رسانی تسلیحاتی، عملیاتی و نفراتی به اهل تسنن ایران که در مرز های ایران و افغانستان موقعیت دارند. اهل تسنن ایران انگیزۀ سوزانی برای جنگ با رژیم دارند. علم کردن مجیب الرحمان هراتی نیز در نزدیکی ایران بخشی از همین محاسبه است.  کسی نمی داند که بعد از سقوط احتمالی خامنه ای، در خراسان شرقی ( افغانستان) و غربی ( مشهد) چه اتفاقی خواهد افتاد. تاریخ نشان داده که در شکسته شدن حکومت ها در ایران، همیشه عامل «افغان» نقش عمده داشته است. 
ایرانی ازین موضوع مطلع اند. برهم خوردن پلان انتقال طالب از پاکستان به ارگ کابل هم بسیار محتمل است. 

طالبان از پناه گاه خویش برآیند؛ درکابل دانه دانه کشته خواهند شد

طالب نیروی جنگی است. از فرهنگ و تمدن بویی نمی برد. همین شکل تربیه شده. یک نیروی فشار خارجی است. از ول چنین بوده؛ حالا هم ماهیتش همان است. اگر لباس سیاسی تنش کنند، طلسمش می شکند و صفر می شود. هرگاه خلع اسلحه شود دیگر به درد پاکستان نمی خورد. 
رهبران طالبان همیشه درپاکستان منزل گرفته و کیف کرده اند. به کابل بیایند وضع تغییر می کند. در صورت بروز اوضاع نا مساعد و یک چپ غلطی، دانه دانه کشته خواهند شد. تشویش پاکستان از همین زاویه است.

دختر و بچه ملا مجیب به چه مصروف اند؟

سیامک هروی

در واکنش به گفته‌ها و شعارهای مجیب‌الرحمن، ملای گازرگاهی زیاد نوشتند. من نمی‌خواهم بگویم که کی خوب نوشته و کی بد. من می‌خواهم به جناب شان حالی کنم که این عصر شلاق و قمه نیست. این عصر تکنالوژی و ارتباطات است. وقتی تو در منبر به شیوه قرون وسطایی تبلیغ می‌کنی و مردم را از زدن و کندن می‌ترسانی و یا در حول و حوش خود شعار نصب می‌کنی و طالبچه‌ها را به کشیک وامی‌داری هزارها دختر و پسر باهم "لایف چت" و"فیس چت" دارند یا پیام رد و بدل می‌کنند و یا در حال تماشای "کیم کارداشیان"، "براد پیت" و دیگر هنر پیشه‌ها اند، ممکن در میان این هزاران دختر و پسر تو هم باشند. تو جلو تکنالوژی و ارتباطات را با شوریدن و شلاق گرفته نمی‌توانی، لطفن به نظام آموزشی نوینی فکر کن که اولاد تو و دیگران را توان تشخیص خوب و بد بدهد.

آماده گی برای آخرین جنگ با ایران

ارتش آمریکا پدافند هوایی در عراق مستقر می‌ کند.
مقامات وزارت دفاع آمریکا(پنتاگون) به فاکس نیوز گفتند در پاسخ به حمله موشکی بالستیک سپاه پاسداران، احتمالا اوایل ماه جاری یک سیستم دفاع موشکی در عراق مستقر خواهند کرد.

ارتش آمریکا قبلا گفته بود ۱۱ سرباز خود را از عراق به مراکز پزشکی‌اش در آلمان و کویت منتقل کرده تا به دلیل علائمی شبیه به ضربه ملایم مغزی تحت ارزیابی و معالجه قرار گیرند.

اظهارات تاکتیکی در تفاهم قبلی با امریکا

تمیم عاصی و امرالله هردو به میدان رها شده اند. پایان کار اشرف غنی!

امرالله صالح، معاون اول تیم انتخاباتی محمد اشرف غنی می‌گوید که نتیجه هرنوع مذاکره با گروه طالبان باید از طریق لویه‌جرگه تایید یا رد شود و به گفته او به همین دلیل ترکیب تیم مذاکره‌کننده طرف افغانستان با این گروه اهمیتی ندارد.

آقای صالح که در برنامه اعلام نتیجه یک نظرسنجی در مورد صلح در کابل صحبت می‌کرد، گفت هیچ خارجی نمی‌تواند از منافع افغانستان در مذاکرات با طالبان نمایندگی کند یا توافقی را بر افغان‌ها تحمیل کند.

روسیه به برایان هوک: از چوکات خارج می شوی!

سخنگوی وزیر امور خارجه روسیه نسبت به تهدید آمریکا نسبت به ترور سردار قاآنی هشدار داد.

ماریا زاخاروا سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه گفت: تهدیدات برایان هوک نماینده ویژه ایالات متحده در امور ایران در خصوص فرمانده جدید یگان ویژه قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، قابل قبول نیست.
آمریکا، سردار قاآنی را به ترور تهدید کرد.
 برایان هوک هشدار داده که اگر اسماعیل قاآنی بخواهد رویکرد کشتن آمریکایی‌ها را ادامه دهد، با همان سرنوشتی روبرو خواهد شد که قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس با آن روبرو شد.
زاخارووا در این خصوص گفت: "یک بار دیگر می گویم که برای ما این موارد (چنین اظهاراتی ) غیرقابل قبول است. برای ما این (تهدیدات) بیانیه هایی خارج از قانون و خارج از عرف هستند که نمایندگان کشورهای مستقل به ساده گی حق سخن گفتن از آن را ندارند"

مدعیان جمهوریت شاخ دیکتاتوری کشیده اند.


امرالله صالح معاون تیم دولت ساز ۱۳ کارمند دولت را بدلیل اینکه در پست های فیسبوک او کمنت گذاشته اند به سارنوالی معرفی کرده است. از میان ۸ تن این جوانان از ولایت پنجشیر استند. پیش از این صالح نیز گفته بود که او هرگز مخالفینش را فراموش نمیکند و در این قسمت ذهن خوب دارد. این تنها امرالله صالح در دولت ساز نیست که چنین برخورد میکند. زمانی که که یک جوان در هرات درمقابل غنی حرف می زد، لت و کوب شد و بیشتر از یک سال است که هنوز زندانی است و موارد این چنینی در سابقه این جمهوری خواهان وجود دارد.

آراد آزاد

۱۳۹۸ بهمن ۳, پنجشنبه

به راستی که کرزی - عبدالله برنامه خطرناک جنگ قومی خانه به خانه را تدوین نکرده بودند

دکتر غنی در نشستی در مجمع جهانی اقتصاد در داووس سویئس با اشاره به انتقادات کرزی و عبدالله نسبت به سیاست وی در امور صلح گفت:
چون دست‌شان به انگور نمی‌رسد. آیا رئیس جمهور کرزی توانست با طالبان به آتش‌بس دست پیدا کند؟ نه، من توانستم. آیا او به طالبان پیشنهاد بدون قید و شرط مذاکرات را داد؟ نه، من دادم. براساس نظرسنجی‌ها مردم افغانستان در مورد مذاکرات صلح به کی بیشتر اعتماد دارند؟ به من. من مشغول کار با مردمم هستم، برنامه دارم و روی آن کار می‌کنم. برنامه رئیس جمهور کرزی و دکتر عبدالله چیست؟
 لطفا یک صفحه برای من نشان دهید که یکی ازاین آقایان در مورد آینده افغانستان نوشته باشند."

درآمد ملی در جیب یک هزار دزد ... وحشتناک است

از برگه  Soud Bakhtyar

در حالی که ۷۵ درصد مصرف حکومت افغانستان توسط کمک های بیرونی تمویل می شود! هزاران میلیون عواید داخلی اختلاس می گردد! قرار محاسبات وزارت مالیه عواید #گمرکات کشور روزانه بصورت میانگین ۵۰۰ میلیون افغانی می باشد، اما بین ۱۵۰ تا ۱۸۰ میلیون افغانی جمع آوری می شود! در حدود ۳۲۰ میلیون روزانه توسط تجار در شراکت با دزدان گمرکات، بخش دخیل رهبری وزارت مالیه در امور گمرکی، دلالان دخیل در امور گمرکات و شرکای نا متعارف در مجلسین شورای ملی و ارگ دزدی می شود.
به اینصورت سالانه در حدود بیشتر از ۸۰ میلیارد افغانی توسط ۱۰۰۰ تن تنها از عواید گمرکات ربوده می شود.
وضعیت در مالیه دهنده گان کوچک وحشت ناکتر از این است.
در ترانسپورت زمینی و هوایی با اندکی تفاوت! با این وضع ما هیچ وقت خودکفا نخواهیم شد و همان روزیکه کمک های خارجی قطع شود انسان افغانستانی همدیگر خود را خواهد خورد.

مذاکره هند و پاکستان بر سر طالبان


بدون حضور و رضایت هندوستان، هیچ نیرویی در دنیا قادر نیست تا جنگ و صلح افغانستان را مدیریت کند. پاکستان بیش از دیگرجوانب قضیه ازین راز مطلع است و درآستانۀ امضای پیمان طالب – امریکا که در واقع همان پیمان پاکستان – امریکا است؛ رهبران ارشد استخباراتی هند و پاکستان دراتاق های مذاکره و تعامل نشسته اند تا چه حاصل آید.

هند، به طالبان همانند اردوی فرامرزی مطلق قومی وافراطی تحت فرمان آی اس آی نگاه می کند که برای سلطه و تخریب منافع هند و افغانستان طراحی شده؛ دقیق مانند حزب الله، حشدالشعبی و فاطمیون که ایران برای خودش و برای ویرانی بسترهای معاند جمهوری اسلامی سازمان داده و تمویل می کند.

تا جایی که از فحوای مبادلۀ اطللاعات درشبکه اجتماعی شبه قاره بر می آید، هند، با حفظ فشار دایم بر پاکستان، درعقب داعیه «لوی پشتونستان» ایستاده است؛ اما درنهایت، راه حل پایدارمعضل افغانستان را ایجاد ادارۀ فدرالی درافغانستان می داند. از نظر آن ها کابل باید همچون مرکز رسمی کشور، یک زون بی طرف باشد. هرولایت درجنوب یا شرق که شیفته و حامی «شریعت طالبانی» اند؛ درانتخاب خویش آزاد اند؛ اما گنبد شریعت طالبانی هرگز درشمال افغانستان به اکراه برپا نخواهد شد. درتقسیماتی که قرار است همزمان با امضای پیمان امریکا – طالب به وجود آید، حضور پاکستان از طریق طالب درمناطق جنوب و شرق مجاز است؛ اما هندی ها حضور نظامی طالب همراه با شریعت بدوی را در شمال به هیچ عنوانی قبول ندارند. شمال، دنبالۀ مسیرراهبردی «چاه بهار» است و به کنترول طالب درنمی آید.چ
 ادارۀ فدرال نحوۀ حکومت داری شمال و جنوب را خود به خود شکل می دهد. پاکستانی ها با این طرح مخالفت ندارند؛ اما نگرانی آن ها ازین است که با تشکیل اداره جنوب و شرق براساس «شریعت طالبی» و ایجاد ساختار معتدل اداره در شمال، رقابتی در می گیرد که در دراز مدت به انزوای حوزه طالبانی خواهد انجامید. این حالت باخت پاکستان است. جنوب وشرق ازنظام متشرع و خشن طالبان به زودی به ستوه خواهد آمد.
این که طالبان یک تنه دعوای کنترول کل افغانستان را به شیوۀ «امارت اسلامی» و شریعت شعار می دهند یک داستان بیهوده است.

با این وضعی که شاهدیم، صلحی درکار نیست

احمدولی مسعود
امریکا به روشنی می‌گوید که به دنبال تعامل با طالبان است و هیچ ضمانتی برای صلح افغانستان وجود ندارد و پاکستان از انتقال منظم قدرت سیاسی در افغانستان سخن می‌زند! حکومت به جز حفظ قدرت خودش، هیچ‌گاهی استراتژی ملی برای صلح نداشته است (چون با وجود تلاش‌های دو دهه‌ی زمام‌داران، آجنداهای شخصی، گروهی و قومی با پیچیده‌گی‌های بازی‌های منطقه‌ای جور نیامد)، پارلمان در خواب رخصتی‌های زمستانی رفته است و جمعی از سیاسیون نامدار مدت‌ها است که منتظر ورود به قدرت از دریچه‌ی صلح‌اند.

بالاخره از هر آدرس و منظری که دیده شود، رسیدن به صلح افغانستان به یک سراب می‌ماند.

شاهکار اشرف غنی در امر صلح چه است که ما خبر نداریم؟

اشرف غنی گفته است که عبدالله عبدالله، رئیس اجرایی و حامد کرزی، رئیس جمهوری پیشین این کشور برنامه‌ای برای صلح و آینده افغانستان ندارند.

وی در مجمع جهانی اقتصاد در داووس سویس، با استفاده از عبارت "دست‌تان به انگور نمی‌رسد، می‌گویید انگور ترش است"، گفت چون آقای کرزی و آقای عبدالله نمی‌توانند کاری در این زمینه بکنند، انتقاد می‌کنند.

غنی گفت اگر گروه طالبان آماده نباشد که از خشونت دست بکشد، او اجازه نخواهد این گروه با سوء استفاده از مذاکرات صلح با آمریکا به قدرت برگردد. کرزی نیز سال های سال این داستان بیهوده را تکرار می کرد. اما او یک دست آورد داشت؛ چنان که یک دکانداری از کویته، به ارگ آمد و پول های زیادی را با خود برده بود!

۱۳۹۸ بهمن ۲, چهارشنبه

حکومت اسلامی ایران به سقوط نزدیک می شود

همین سخن تک عبارتی، مؤید سقوط است.

احمد حمزه نمایندۀ کهنوج در مجلس شورای اسلامی صریحاً خواستار ساخت سلاح اتمی توسط جمهوری اسلامی شد و گفت: اگر امروز سلاح هسته‌ای داشتیم از تهدید مصون بودیم.

واکنش احمد زیدآبادی به تعیین جایزه برای ترور ترامپ

سخنگوی قوه قضائیه ایران ادعا کرد که قصد دارد رئیس جمهور آمیکا را برباید و او را به ایران بیاورد و در دادگاه انقلاب محاکمه کند و او را تیرباران نماید. سخنگوی قوه قضائیه، در سخنان خود گفت که برای اجرای این هدف، تماس هایی نیز با وزارت خارجه برقرار شده است.

این در حالیست که یک نماینده مجلس شورای اسلامی نیز گفته: به هر کس که ترامپ را به قتل برساند سه میلیون دلار جایزه نقدی می‌دهیم.

از سوی دیگر سفیر آمریکا در ژنو گذاشتن چنین جایزه‌ای را خنده‌دار دانسته و آن را تاییدی بر تروریستی بودن جمهوری اسلامی عنوان کرد.


مردم محروم کهنوج و جایزه سه میلیون دلاری!

احمد زیدآبادی، تحلیلگر سیاسی در کانال تلگرامی خود نوشت: احمد حمزه نمایندۀ شهر محروم کهنوج به نیابت از مردم استان کرمان وعدۀ پرداخت سه میلیون دلار به کسی داده است که دونالد ترامپ را ترور کند! من نمی‌دانم آقای حمزه سه میلیون دلار از کجا آورده که می‌خواهد به قاتل ترامپ هدیه دهد!

شاید منظورش این است که این پول را از بین مردم استان کرمان جمع آوری کند. اگر او موفق به جمع‌آوری چنین پولی شد توصیه‌ام این است که آن را خرج ساخت مدرسه یا درمانگاه یا جاده یا بنگاهی تولیدی برای مردم فقیر و محنت‌زدۀ حوزۀ انتخابی خود کند، وگرنه در ایران بنیادهای پولدار بسیاری برای تعیین این نوع جوایز پیدا می‌شود!

پیشنهاد بسیار منطقی به لارنس هرات

هارون الرشید عارف یکی از جوانان نخبه بغلان به مولانا انصاری :
حرف‌تان دربارۀ حجاب خیلی خبرساز شد، ممکن حالا دانسته باشید که همه مردم افغانستان طوری نیستند که فقط ساز شما را برقصند، حالا باید درک کرده باشید که هر حرف موافق و مخالف خود را دارد و هیچ‌نیروی هم نمی تواند مانع ابراز نظر مردم بشود.

من؛ اما درین مورد سکوت را صلاح دیدم، ممکن خیلی ها به ایمانم شک کردند که معمول است.
حالا می‌خواهم چند بنر تبلیغاتی در شهر هرات، بدین عناوین نشر کنید، مطمین باشید که اون‌هم خبرساز شده و به شهرت و ثواب‌تان خواهد افرود:

۱- انتحاری، انفجاری، ویران کردن جاده، کلینک، مکتب و دانشگاه حرام است؛
۲- زنا و لواط در مساجد ننگ است و عاملان آن فورا باید اعدام شوند؛
۳- سلاخی کردن اطفال و زنان گناه است و عاملانش محکوم به اعدام؛
۴- جامعه تنها به ملا نه، بل به داکتر، مهندس، جامعه‌شناس، فیلسوف، حقوق‌دان و... نیاز مبرم دارد؛
۵- زنان نیم‌پیکر جامعه است و باید حقوق‌شان داده شود؛
۶- جنگ‌حاضر جهاد نیست، کشتن پولیس و اردو حرام است؛
۷- ملا و مولوی مخصوص منبر و محراب نیست، باید در مسایل بزرگ‌تر و مهم تر، از جمله مسایل سیاسی، اقتصادی و... سهم فعال داشته باشند. اگر سوادشان قد نمی‌دهد، باید علوم معاصر را نیز درج سیستم کرد.
۸- تعلیم حق زنان نیز است، درِ هیچ مکتب و دانشگاه نباید از آدرس دین بند شود؛

اندرباب دهشت‌دیروز کابل هم باید جدن واکنش داشته باشید، اگر واقعن خدمت به دین خدا می‌کنید، روی این موارد انگشت بگذارید و جان مردم بینوا را نجات دهید. ببینم چقدر تاثیر خواهد گذاشت.
سالهاست آرزو دارم از منبری بشنوم که انتحاری حرام است و کشتن پولیس گناه، این سد را شما بشکنید.
اگر اسلام شما هم پولیس را واجب‌القتل می داند، سرک و پل را ویران می‌کند، زنان را جنس دوم می‌داند، حق تعلیم را از افراد جامعه می‌گیرد زین بعد از مردم توقع نداشته باشید که شما را برگرده‌های شان سوار کند.

دکترعبدالله از بی مضمون گپ می زند

نکته شگفت آور در سخنان دکترعبدالله وجود دارد. وی با گزینش ها و انتصابات اداری در بدنه دولت و حکومت به مخالفت برخاسته. دلیلش چیست؟ اشرف غنی تا کنون هر چه دلش خواسته و هر سازی که زده، برای خودش و گروه قوادانش زده و پروای هیچ کسی را هم نکرده. حتی سخنگوی وزارت خارجه را برکنار کرد و از سنگ صدا برآمد؛ از عبدالله نه. حالا در روزهای آخر که هیچ چیزی نمانده، با چه نیرو و صلاحیتی مقرری های بی وقفه غنی را مزاحمت می کند؟
از یکسو با بخردی سیاسی و ملی غنی توفان کرده است. هرچه او انتصاب کند؛ به زودی همه برکنار می شوند. غنی از تحلیل اوضاع بیخی نا توان است. 

ملابرادر اکنون به جای اشرف غنی امور روزانه دولت را به پیش می برد

طالبان: با نماینده آمریکا و فرمانده ناتو در افغانستان گفتگو کردیم.

طالبان از دیدار معاون سیاسی این گروه با نماینده آمریکا دیدار و گفتگو کرد.
به گزارش دفتر منطقه‌ای خبرگزاری تسنیم، «سهیل شاهین» سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در قطر با انتشار بیانیه‌ای خبر داد که شب گذشته «ملا عبدالغنی برادر» معاون سیاسی رهبر طالبان با «زلمی خلیلزاد» نماینده ویژه آمریکا در امور صلح افغانستان و ژنرال «اسکات میلر» فرمانده نیروهای آمریکایی و ناتو در افغانستان دیدار کردند.
این سخنگوی طالبان افزود که در این دیدار، «شیر محمد عباس استانکزی» و «امیرخان متقی» از اعضای ارشد تیم مذاکره‌کننده طالبان نیز حضور داشتند و دو طرف درباره «اقدامات بعدی» گفت‌وگوی مفصلی داشتند.
شاهین ادامه داد که هیئت آمریکا و نمایندگان طالبان امروز نیز نشست مشترکی را برگزار خواهند کرد.
دو طرف روز چهارشنبه و پنجشنبه هفته گذشته نیز در دیدار با یکدیگر درباره «امضای توافقنامه صلح و چگونگی مراسم آن» گفت‌وگو کردند و به گفته سخنگوی طالبان در این مذاکرات هیچ چیز جدیدی وارد نشده است.
شاهین اخیراً به «دان نیوز» نیز گفته بود که طالبان با طرف آمریکایی توافق کرده تا در روزهای منتهی به امضای توافقنامه صلح "عملیات نظامی" خود را کاهش دهد اما این به معنی آتش‌بس نخواهد بود و دلیل این اقدام را نیز ایجاد گذرگاهی امن برای خروج نیروهای خارجی از افغانستان عنوان کرد.
به گزارش الوقت، در حالی که از تقریبا دو ماه پیش به این سو روند مذاکرات صلح افغانستان با حضور نمایندگان طالبان و آمریکا باردیگر از سر گرفته شده است، اما نتایج این مذاکرات همچنان نامشخص است.
ریاست گروه طالبان در مذاکرات دوحه برعهده "ملا برادر" است و هیات نمایندگان آمریکا را نیز زلمای خلیل‌زاد سرپرستی می‌کند.
 شاه محمود قریشی، وزیر امور خارجه پاکستان با انتشار یک بیانیه ویدیویی از پیشرفت در مذاکرات صلح افغانستان خبر داده بود.
اگرچه هنوز نتایج مذاکرات اخیر میان طالبان و آمریکا مشخص و معلوم نیست، اما آن چه بیش از همه هویداست، بیم و امید دولت کابل از این مذاکرات است.
دولت کابل بسیار نگران است که مبادا آمریکا در گفتگوهای صلح با طالبان به توافق برسد و در عمل دولت کابل به حاشیه رانده شود، از همین رو نیز سخنگوی ریاست جمهوری افغانستان اعلام کرده که هرگونه مذاکره صلح طالبان تنها زمانی معتبر است که به یک آتش بس با دولت مرکزی افغانستان منجر شود. در واقع حکومت افغانستان هشدار می‌دهد، در صورتی‌که نمایندگان آمریکا و طالبان در مذاکراتشان به برقراری آتش‌بس توافق نکنند، تلاش‌های صلح طالبان و آمریکا بی‌نتیجه خواهد بود و به غیر از آتش‌بس؛ طرحی دیگری زیر نام "کاهش خشونت‌ها" برای کابل قابل قبول نیست.

نظر داهیانه رئیس کمیسیون امنیت مجلس ایران


موشکش "ریز" بود؛ خلبان هواپیما اصابتش را نفهمید.

«برخی در خصوص علت تاخیر در اعلام علت اصلی (فارسی اش سرش را بخورد، فعلا بحث مضمون است) حادثه هواپیمای اوکراینی عنوان  می کنند چرا زودتر اعلام نشد که اصابت موشک به این هواپیما باعث سقوط آن بوده است. به دلیل اینکه 4 گمانه دراین خصوص وجود داشت که باید آنها بررسی می شدند. نمی شد بدون حساب و کتاب چیزی را اعلام کنند. قطعیت یکی ا زاین گمانه ها باید اتفاق می افتاد.  اول اینکه موشکی که اصابت کرده مانند موشک های بزرگ و سنگین نبوده که هواپیما را ساقط کند بلکه موشک ریزی بوده که اصابت آن حتی برای خود خلبان احتمالا مشخص نبوده است. بنابراین اینکه واقعا بدانند موشک به هواپیمان اصابت کرده یا خیز نیاز به بررسی داشت!»


ازدواج با دخترصغیره در اسلام

سعیده بیوه 12 ساله‌ای است که در یکی از روستاهای تربت حیدریه در خراسان رضوی زندگی می‌کند. سعیده کودک همسری است که در 10 سالگی ازدواج کرد و یکسال و نیم بعد، از همسر 42 ساله‌اش جدا شد

شب ازدواج چند بار از حال رفتم

به گزارش ایلنا، سعیده ماجرای ازدواجش را این‌گونه تعریف می‌کند: شوهرم اهل یکی از روستاها‌ی نزدیک محل زندگی ما بود که بعد از فوت همسرش خواهرانش مرا برای او انتخاب کردند.چون وضعیت مالی ما خوب نبود، قرار شد بدون جهیزیه به خانه همسرم بروم وام ازدواج‌ام نیز مال پدرم شد و بعد یک هفته در سن 10 سالگی به اجبار پای سفره عقد نشستم.

سعیده ادامه می‌دهد: شب عروسی توان پاسخگویی به شوهر ۴۲ ساله‌ام را نداشتم و چند بار از حال رفتم و این تازه شروع ماجرا بود چرا که این ناتوانی بارها تکرار شد . شوهرم گفت یا بمانم و تحمل کنم و یا از زندگی او بروم، چون در خانه پدری هم جایی نداشتم به ناچار به زندگی در کنار مردی که زنان دیگری را به بهانه ناتوانی‌ام به خانه می‌آورد ادامه دادم اما پس از یک سال و نیم طاقت هرزگی‌هایش را نداشتم.

سخن شیطانی ترمپ در باره دختر هفده ساله فعال محیط زیست

سراسر کره  زمین از اثر آلوده گی منبعث از دود و آلاینده های مرگ زا به نفس نفس افتاده، اما سخن خدای حرص و آز، عوق آور است.

در نشست داووس در سویس، آقای ترامپ با اشاره به اینکه «آمریکا بزرگ‌ترین اقتصاد جهان است» افزود: «هیچ جایی بهتر از ایالات متحده برای سرمایه‌گذاری در جهان وجود ندارد.»

به گزارش یورونیوز، او همچنین در کنایه به گرتا تونبرگ، فعال ۱۷ ساله مدافع محیط زیست گفت: «باید از منادیان ابدی بدبختی دوری جوییم و پیش‌بینی آخرالزمانی آنها را نپذیریم.»

تغییرات آب و هوایی موضوع اصلی مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوئیس خواهد بود.
امریکای عصر ترمپ، از پیمان پاریس برای نجات زمین از آلاینده های مرگ آور نیز خارج شده است. 


آیا دکترغنی از خواندن تاریخ بیهقی، مفهوم هم می گیرد؟


کسی از میان قوادان ارگ، یک تصویر دکترغنی را در داخل سالن ویژه هواپیما درشبکه اجتماعی انتشار داده. ظاهراً دکتر غنی مشغول مطالعۀ کتاب تاریخ ( به نظرمی آید یکی از مجلدات تاریخ بیهقی باشد) است. یک پرسش به دور از فضولی و بد نیتی شخصی یا سیاسی در ذهن من جرقه زد: آیا ایشان قادر است یک بندی از تاریخ بیهقی را اول درست بخواند؛ «امابعد»  مفهوم درخور از آن مستفاد بدارد؟

قرائت مسوولانه متن پرتکلف و سرشار از ایجاز، ترادف و استعاره کار آسانی نیست؛ به ویژه برای آقای غنی که درپنجاه سال تمام گلاویزی اداری در بانک جهانی، حداکثر با انگلیسی خوانی و انگلیسی نویسی سروکار داشته است. مبادا که این بیهقی خوانی هم مُدل دیگری از ادای همراه با رکوع و سجده در نماز جنازه، اعطای لقب « امام حسین نواسه خدا» و « عبدالرحمن بن کوف» باشد؟ به برداشت این کمینه، خوانش و استفهام متن ( اغلب) مسجع؛ اما مغلق تاریخ بیهقی به اندازه قرائت الم تره کیف یا دیگر آیه های کتاب مقدس قرآن برای «مغزمتفکر» سرگیجه آور است. به هر حال خدا کند اشتباه احتمالی من اندرین باره، بیشتر فاحش نباشد.

۱۳۹۸ بهمن ۱, سه‌شنبه

جاوید کوهستانی: با امضای پیمان با طالب، دو تابعیتی های دولتی فرار می کنند

اشاره: جناب کوهستانی دقیق می گوید؛ مگر دوتابعیتی ها حسابات بانکی خود را به بهای سیه روزی میلیون ها نفر انباشته اند.

یاد تان باشد :

اگر توافق نامه خروج با امریکا توسط طالبان به امضا رسید، روند پیوستن گروه های محلی مسلح ، پولیس محلی و اردوی محلی به طالبان افزایش می یابد ، همزمان تیکه داران دو تابعیتی نیز اقدام به فروش املاک و اماده گی سفر می گیرند، شما خبر باشید .
البته این همان تجربه امضای توافقات ژنیو با مجاهدین است، که فرو پاشی داخلی را همراه بود و اجتناب نا پذیر است .
در حالی که دولت داکتر نجیب به مراتب مستحکم، همسو و با قدرت بود و از داشتن دستگاه استخباراتی قوی و چهره های تاثیرگذار با تجربه برخوردار بود .

صلحی در کار نیست؛ چالش بزرگی در راه است

محمود صیقل سابق نماینده دایمی افغانستان در سازمان ملل متحد نکته نظرات مشرح نوشته و نسبت به وضعیت هشدار داده است. وی می نویسد:

به مبارزات خویش در برابر انواع و اقسام استبداد، تقلب و زورگویی ادامه دهید، ولی بیدار و هوشیار باشید که فرصت طلبان از آن استفاده نکنند. در گذشته بار ها دیده شده که از یک تاریکی نجات پیدا نموده ایم و زیر تاریکی دیگر قرار گرفته ایم. مخالفان باید بدانند که از صحنه بیرون نخواهیم رفت و تا روزی که حیات داریم در برابر ناروا ایستادگی خواهیم نمود و بعد از ما نسل های آینده این مشعل را همچنان فروزان نگه خواهند داشت.

 با درنظرداشت بازی های چندگانه و پراگنده ملی، منطقه یی و جهانی، واضح است که برآیند پروسه های صلح و انتخابات موجوده، حتی در مناسب ترین حالت شان، چالش های بزرگی را با خود خواهند داشت و به آسانی تضمین کننده رفاه و سعادت کشور نخواهند بود. فلهذا از همین حالا باید فراتر از آنها فکر کرد و برای برگشت اعتبار به سیاست و بقای کشور و مردم ما چاره اساسی را سراغ نمود.