-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ دی ۲۰, جمعه

رهبران جمیعت اسلامی تقریباً به طور کامل به چرخه ترور برابر شده اند


جمیعت اسلامی نقش پای عمیقی در تاریخ سیاسی افغانستان برجا نهاد. این جریان در سپیده دمِ دورۀ تصادمات ائدیولوژیک و جنگ زاده شد، در نبرد های چند منظوره به مدارج رشد و توانمندی عروج کرد و روی بستر سیال جنگ به حکومت رسید وتقریباً با همه کشورها و نیروهای نیابتی منطقه ای و جهانی، حداقل در یک دوره جنگید.

بعد از عملیات حذفی علیه احمد شاه مسعود، تمام نیروهای بین المللی در همگرایی با معاندان داخلی، سرگرم جلوگیری از فربه شدن سیاسی جمیعت با هم کار کردند. هنوز کار می کنند. آن ها با تاکتیک های روشمند، گام به گام و شخم زدن درنقاط ضعف رهبران و فرماندهان جمیعت اسلامی، موفق شدند سرنوشتی را برای این جریان مطرح رقم بزنند که اینک این نیروی اجتماعی، نظامی و سیاسی نیم قرنه، به متروکه پایان خویش نزدیک شده است.

هیچ تشکیلات سیاسی و نظامی را در افغانستان نمی توان سراغ گرفت که تقریباً تمامی رهبرانش به شکل ضربتی و داغ و همچنان روش های نرم، به گونه ای زنجیره ای ترور شده باشد. این رویداد درتاریخ سیاسی افغانستان نادر است و صرفاً به سرنوشت رهبران پرشور سازمان های انقلابی چپ مأویستی شباهت می رساند وبس. جریان سیاسی جمیعت، اما ساختار راهبردی کارا، مقتدر و حساب شده از خود به میراث نگذاشت. روزمره ای جنگید و در کش وگیرهای روزمره به ایستگاه آخر رسید. من بدین باورم که جنبش پسا جمیعت، دیر بعد خواهد آمد و کاملاً متفاوت خواهد آمد. شما چه فکر می کنید؟ اصلاً موج بازگشتی درکار خواهد بود؟