-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ بهمن ۹, چهارشنبه

امیرآهنینی که از بیماری دایم خردو خمیر شده بود.

جاناتان لی، مرض الملوک، نسخه انگلیسی، برگ 215
دکتر گری را به دربار ( امیرعبدالرحمان خان) فراخوانده بودند تا معلوم کند که علت تب و لرز امیر که بالاتر از 102 درجه فارنهایت ( 38.9 درجه سانتی گرید) رسیده بود؛ و زکام گلو و لوله های وسطی گلو که سبب نا شنوایی وی شده بود؛ چه است. تب و لرز همراه با درد در شانه ها و عقبه بدن امیر تا بامداد روز بعد نیز ادامه داشت. طبیبان بالینی امیر می گفتند که وی شب پر تب و تابی را از سر گذرانده؛ اما دکتر گری این موضوع را رد کرد. با این حال وی پذیرفت که امیر از اثر «بیماری غیرعادی» شب گذشته، ذله و پریشان به نظر می آمد. وقتی از وی خون گرفته شد، امیر عبدالرحمان اظهار داشت که حالش بهتر شده  و تا حوالی بعد از ظهر به گونه مساعدی حالش جا آمده بود. 
بعد از زمستان و بازگشت امیر از ترکستان اوضاع بیشتر تغییر یافت. در 9 سپتامبر 1890 گزارش شد نقرس در پای راست وزانوی امیر، بار دیگر التهاب کرد و درد همراه با تب و لرز سراپای او را فراگرفت. روز بعد، درد و الم بر اثر مالش انواع روغنیات، مساج پا ها و گرفتن خون تقریباً کاهش یافت. با آن هم تا یک هفته دیگر امیر از درد نقرس در پای راست هنگام پائین آمدن از پله ها در عذاب بود. طبیب های بالینی کار مساج و گرفتن خون از پا را ادامه داده و پای امیر را در ظرف آب یخ فرو می بردند تا درد آن کمی آرام شود. ( به حواله دکترگری). پس غیر طبیعی نبود که امیر بر اثر این گونه دارو و درمان بیشتر از پیش توان خود را باخته بود.