-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ دی ۲۶, پنجشنبه

ملت غیرتی که هیچ چیزی برایش نمانده است؛ جز «غیرت!»


فهیم «رسا»

«ملت غیور افغانستان»، این سه کلمه را بسیار خوانده‌ایم و شنیده‌ایم. با واژه‌های «غیرت» و «اغیار» در ادبیات فارسی و پشتو زیاد سر می‌خوریم. فرهنگ ما یک فرهنگ غیرت‌مدار است و واقعاً بارها ثابت کرده‌ایم که ما ملت باغیرتی هستیم، غیرت‌ورزی در قبال دین، در قبال قلمرو میهن، در قبال قوم، در قبال قلمرو زن و در قبال باقی مردمان و چیزهایی که متعلقین و متعلقات خود می‌دانیم و بر آن‌ها حس مالکیت داریم.
 به همین سبب است که اگر کسی به ما بگوید بی‌غیرت، بلافاصله پاسخ می‌دهیم که بی‌غیرت خودت، بی‌غیرت پدرت. یک بخش از واکنش‌های ما در برابر آن ملای هراتی نیز به همین گونه است. اما این غیرت‌مندی بسیار بی‌هوده است، نیز ما را به آن‌چه نمی‌رساند که انتظار حصولش را داریم. به جهت غیرت میهنی است که ما در بهترین حالت‌اش کشور خود را لگدمال استخبارات کشور مسلمان همسایه ساخته‌ایم و هنوز هم می‌سازیم. به جهت غیرت‌ورزی ما در قبال زنان است که ما آنان را به عرصۀ عمومی راه نمی‌دهیم و از نیروی آنان بی‌بهره مانده‌ایم. زن ما را اگر اغیار دید بی‌غیرت هستیم، صدایش را اگر کسی شنید بی‌غیرت هستیم، اگر در کنار ما به بیرون راه رفت، بی‌غیرت هستیم. 
خب، یا باید این بی‌غیرتی را قبول کنیم و ایمان و تقوا را بر باد دهیم و یا سر زن را بزنیم. ما فکر می‌کنیم که حجاب سنتی ضامن حفظ آن چیزی است که  «عفت زنان» خوانده می‌شود و آن سخن مطهری را بلغور می‌کنیم که حجاب محدودیت نه، مصونیت است، در حالی که زنان پرده‌پوش و مستور به حتم «مصون» و یا پابند به آن اصولی نیستند که ما آن‌ها را «اخلاقی» می‌خوانیم. مشتی نمونۀ خروارش را در رسانه‌ها می‌بینیم.
پدیده‌ای به نام غیرت، به خصوص غیرت مردانه، و فرهنگی که می‌گوید مسؤولیت و نگهداری زنان بر دوش مردان است باید مورد نقادی جدی قرار بگیرد. ما باید جرأت کنیم و بگوییم که بی‌غیرتی عیب نیست، هر عیب که هست در همین غیرت‌های بی‌مایه و پوشالی ما است.