-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ بهمن ۶, یکشنبه

امیر به وایسرا: یک داکترانگلیس را روان کن!



این که بیماری رنجبار امیر یک هفته  تمام عود کرد؛ احتمالاً شوک برخاسته از شورش اسحق خان و تلاش های سخت بدنی خود امیر برای سازماندهی اردو بود تا اسحق خان را از پادشاهی براندازد. بار دیگر درد گرده ها او را آزار می داد. درد های شدید در زانو ها و پاهایش دو باره برگشته بود. گفته می شد که درد بزرگی را تحمل می کند. 
به زودی پاهایش به اندازه ای فلج شده بودند که قادر نبود بیش از دو سه قدم به جلو بردارد. با این حال، علی رغم شدت حمله مریضی، امیر به انگلیس اطمینان داد که بیماری اش « خطرناک» نمی باشد. داروها را به موقع مصرف می کرد. درنتیجه مقامات انگلیس درکلکته و لندن در کشف این مساله که بیماری امیر درماه های اخیرتا چه مقیاسی وخیم بوده است؛ ناکام شده بودند.
مگرآنانی که مستقیم با امیر درتماس بودند می دانستند که او به شدت بیمار بود و اعضای خانواده در دربار سلطنتی به طور جدی نسبت به سلامتی وی نگران شده بودند. در پایان ماه جون زن برگزیده ( سوگلی) *امیرحین دیدارغیرموسمی از حرم مزارشریف درگفت وگو با دیگران یاد آور شد که بیماری امیر درمان ناپذیر است. 
اشاره: سوگلی امیر، احتمالاً حلیمه است.
شورش اسحاق خان سرانجام درهم کوبیده شد. اما عبدالرحمان خان مصلحت درآن دید که حضور وی در شمال ضروری است. پس برنامه سفر به ترکستان را روی دست گرفت. درماه دسامبر 1888 کمی حالش بهتر شده و همزمات با ترک کابل به مقصد ترکستان، درنامه ای به وایسرای انگلیس در هند از وی خواست یک پزشک انگلیسی را به حضور وی اعزام بدارد.