-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ دی ۱۶, دوشنبه

گفت وگوی اسدبدیع با صدیق شباب به زبان وهم و قیاس

من گفت و گوی اسدبدیع با صدیق شباب را در برنامه «خودمانی» شنیدم. از یک دنیای کاملاً عامیانۀ موسیقی حرف و سخن بود که برای عوام الناس جذبه دارد؛ نه برای خواص. در سراسر صحبت، کمترین رد پا یا بویی از سرآهنگ، احمدظاهر، احمد ولی، زلاند، خیال و ده ها تن از شهزاده های قلمرو درخشان موسیقی افغانستان قابل دید و شناسایی نبود. شگوفایی موسیقی افغانستان به ویژه پدیده ای به نام پاپ و غزل پارسی؛ فی المجموع هم آمیزی ارزش های موسیقی بومی و مدرن، از فرآورده های  روح کابل است...
جویدن ده ها مرتبه ای ترانه های فاقد شعریت به نام فولکلور، فقط تکثیر کمیت است وقحطی خلاقیت هنری. فولکلوری که با اجرا های خام و اکثرآً دارای جوهرۀ اندک هنری همراه با شعرهای هرز و بی قاعده و بی تابی های روی ستیژ، آلوده با کیبورد نوازی غیرماهرانه، با شکوه معنوی موسیقی پالایش یافته معاصرکابل نه همسری می تواند؛ نه ربطی چندانی دارد؛ نه برتر است.

سوال این است که ترانه های محلی را چه کسانی اعتبار ووجاهت هنری درسطح بالا عطا کرده اند؟
ترانه های «او یار کتت کار دارم»، « بُمرم سرمه کدی» « دلبرکم بیا به کابل بریم» و ده ها سرودۀ دیگر که از سوی پیشروان شهزاده های هنرافغانستان غنی سازی و انوشه شده اند؛ کار چه کسانی است که اصلاً نامی از آن ها برده نشد.
گوش مان کر اگر یک سرودۀ روستا را شنفته باشیم که همین هنرمندان کیبورد نواز یک بار حتی به اندازه نیمی از « بُمرم سرمه کدی» اجرا کرده باشند!
بازسازی هنرمندانه و خلاق سروده های روستا جنبه اصلی مساله است. اما آن ها طوری گپ می زدند که داروندار موسیقی افغانستان همان ترانه های کج و کور عوام الناس است. مانند آهنگ های نقیب نیکان که یگانه هنرش نمایش دادن دختران کرایی است.  در صحبت اسد و صدیق فضایی بود که گویا چیز دیگری اصلاً در حوزۀ موسیقی و هنرافغانستان حضور وجود ندارد.. وشهزاده های درگاه موسیقی سال های 40 تا امروز اصلا کی هستند؟! حافظه پرسشگر و پاسخ ده، هردو کاملاً از تصاویرسطح بالای هنرموسیقی شسته شده بود. من نفهمیدم در بارۀ موسیقی کدام کشور حرف و حدیث می بافتند.