-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ اسفند ۱۰, شنبه

چنین ترک تبار بی جوهر هرگز ندیده بودم

به بی غیرتی و خیله خندی نظام الدین قیصاری کمتر قوماندانی را دیده ام.

هیچ تلخه، خِرد و زهره ای مردی درین تن وتوش خمیری شکل تو وجود نداشته است.
ما هرگز باور نداریم که هم میهنان ازبک «کله خام» خطاب شوند. اما رفیق ها و دوستان ازبک ما خفه نشوند، به راستی ( وحقا که) همین مورد قیصاری شما، نمونه ای غم انگیز یک «ازبک کله خام» می تواند ثبت تاریخ مبارزات سربه داران جنرال دوستم شود.

 عجبا! مثل لاش طناب درگردنت انداخته، قف از دهانت سر کرده، از فاریاب تا کابل، آویزان از طیاره به محبس تحویل شدی. از همان جا علیه جنرال دوستم جفیدی جفیدی جفیدی تا جیب خرجی و پول برایت دادند که از پاچه دوستم محکم بگیری.
هرچه هدایت دادند؛ کردی و عار و ننگ برخود ندانستی. سپس، هفت نفر جوان های محافظ ترا کشته؛ افتخار هم کردند؛ پوزش هم نخواستند؛ و تاوان هم ندادند؛جنرال دوستم بازهم آغوش پناه و بخشش به رویت باز کرد؛ اما تو بازهم می روی و درمزار پیش پای شان «پیخ» می کنی!
حیف این دستار درسرت و جیلک درتنت.
تو دیگر چه رقم یک آدم هستی؟