-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ بهمن ۲۱, دوشنبه

سودای وحید عمر، از جنس «تیل» و تیول است

در ردِ گفتار وحید «عمر»، یک ضرب المثل وطنی بسنده است.

وحید «عمر» از جوان های توانمند درباشگاه به شدت «قومی» ارگ است. او درواکنش به گفتار جوبایدن، از همان چیزی مفقود سخن می گوید که حتی به صورت صادقانه، از سوی ارباب قدرت در دوره های تاریخی، آرزو نشده است. هم درگذشته های دور، درروزگارمعاصر و هم درحال جاری، لادرک و معدوم است.

بیائید تازه « آرزو» کنیم که بحثی دیگر است.

حتی ضرب المثل ملی برای نشان دادن حقیقت سوزان سرنوشت ما بسنده می نماید:
از سرکار که تیل بیایه، به دامن بردار!

این مثل، با همین ایجاز و نرمش و بی رحمی جامع، نقطۀ گسل یا شکاف پُرنشدنی تاریخی بین مردم و حکومت های افغانستان را بیان می دارد. مراد از «سرکار» درعُرف عوام وخواص، «حکومت یا مقام حکومتی» است که مادۀ حیاتی «تیل» ( یا بالعموم مواهب زنده گی) دردست یک جماعت قومی اندک است و هرچه از دست «سرکار» بریزد « به دامن بگیر»... تیل الساعه که به دامن ریخته شود، ضایع گردد؛ اما بگیر... مقصد بگیر... «سرکار» به تعبیری، دشمن است؛ تعلقی به تو ندارد؛ توهم به او تعلق نداری؛ «سرکار» بر گرده هایت سوار است؛ هیچ امید خیری از «سرکار» نداشته و نداری... تیل که می چکد از دست سرکار، به دامنش وردار... چه عقده ای لاعلاجی درین مثل لق می خورد!

همین مثل، سراسرگفتار وحید عمر و سلسله داران شعاری را باطل می کند. نیازی نیست دفتر سیاه قرن هجده و نوزده را برگ گردانی... که گرشرحش آید، حوصلۀ سه نسل بسوزد... همین صد سالۀ پسین، به ما می گوید «ملت شدن» درغمکدۀ مورد اشارۀ جوبایدن، شعار جماعتی بوده است که ( به طورنمادین) صاحب «تیل» و تیول بوده است. درهمین دوره، قتل عام های بزرگ و کوچانیدن های عظیم به وقوع پیوسته و اکنون نیز از چنگک همین شعار جورج بوش پسر، که در دست اشرف غنی افتاده، سرنوشت میلیون ها نفرآویزان است.
افزون برین، قدمت ضرب المثل مورد اشاره، زیاد نیست و حتی به مناسبات به شدت طبقاتی دوره های ماقبل کشف «تیل» هم ربط ندارد؛ آئینه دار تصادم ملی دریک صد سال اخیر است. گفتن این که « ما ملت بودیم» و از زمین لرزه های مهیب ساختۀ دست «خارجی ها» به این حال و روز افتاده ایم؛ اولاً بازی با حقایق تاریخ وجغرافیه است؛ ثانیاً ساده سازی مصیبت استمراری ملی است؛ ثالثاً شعار کوتاه مدت «سیاسی» است وقس علیهذا...