-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ بهمن ۲۱, دوشنبه

به پاسخ وحید «عمر»

دکترسمیع «حامد»
من بدین باورم که ما در افغانستان « ملت» هستیم اما این ملت از دو قوم تشکیل شده است: امیر و فقیر!
فقیر چنان درگیر « تقلا برای زنده ماندن است» که نمیتواند به کانونی بالاتر از خانواده بیندیشد. امیر چنان دربند سودِفوری است که حتا به زیان بالقوهء خودنیز نمی اندیشد. تفکردرزمینهء سود و زیان امروز ( و آینده) شخصی یکی از زمینه های پاسداشت « منافع جمعی» است و در جایی که اندیشهء « سود و زیان جمعی» شکل نگرفته باشد « ملت» نمیتواند شکل گیرد. « ملت» یعنی یک « ما» که از همبسته گی « من ها» شکل گرفته باشد نه با گسستن از « من ها». 
من بارها گفته ام که کوشش برای « ملت سازی» در افغانستان نابرابر بر بنیاد مشترکات فرهنگی ممکن نیست. هر قوم این سرزمین از نظر هویت فرهنگی با همسایه های ما و دیگر نقاط دنیا همگونی های بیشتری دارند تا با دیگر اقوام هموطن. آنچه میتواند ما را « ملت» بسازد برخورداری همسان از حقوق سیاسی-مدنی ماست که زمینهء برابری را برای هر شهروند فراهم سازد. 
تمام تلاش ما باید بر « برابری شهروندی» متمرکز شود تا آهسته آهسته زمینهء « ملت شدن » فراهم شود. 
اگر بتوانیم شهروندان « برابر» باشیم؛ میتوانیم « هویت فرهنگی/تاریخی ویژهء افغانستان» را نیز تعریف کنیم که آمیزه یی از اندرکنش فرهنگی-اجتماعی اقوام ما در جغرافیای کنونی ماست. ما ناگزیر از تعریف این « هویت» بربنیاد آن مایه ها و پایه های تاریخی-فرهنگی هستیم که هرچند در کُل با همسایه های ما « مشترک» است اما خاستگاه و پایگاه آن « افغانستان کنونی» بوده است. اگر در کنار پاسداشت مشترک فرهنگی و تاریخی با دیگران این « هویت» را نیز شکل ندهیم آن « هویت کلی» میتواند زمینهء بهره برداری ابزاری سیاسی-اقتصادی را برای دیگران برضد منافع وطنی ما فراهم کند. 

اما پیش‌شرط این کار، پیکار در زمینهء زدایش نابرابری است. مایی که از نظر شهروندی باهم حق مساوی نداشته باشیم، چه خود را « ملت» بخوانیم چه نه، سودی ندارد و فقط میتواند بسترتنش های تاریخی را ژرفتر کند.