-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ اسفند ۴, یکشنبه

دکترعبدالله همان دکترعبدالله است؛ اما مردم تغییر کرده است


تاریخ، «نامعمول» چهره نمودار کرد. «نامعمول» یعنی برخلاف روال قدیم. شناوری برخلاف «معمول» اول بار، با انقلاب ثور، دوم با تحولات بهار 1371، بار سوم درسال 2001 و حالا هم در 2020 اتفاق افتاد.

افغانستان ازاین چنین گردنه های خونبار گذشته است و بیخی خیال تان راحت باشد که به حاکمیت یک دست و بی رقیب و سراسر تابع و خادم دورۀ دکتاتوری ( آن هم از نوع بدوی آن) بر نمی گردد. مهیب ترین زوری که درتخته کوب کردن «حال» در چوکات «گذشته» به میدان آورده شد، دهشت طالبانی بود که هرکاری را توانست محقق کند؛ به غیر از احیای «گذشته».

بیایید همدیگر را دوست داشته باشیم. ما نسبت خارجی ها، خیلی به هم شبیه هستیم. آنانی که ازین درس چیزی یاد نمی گیرند، صرفاً عمرخسته گی خود را طولانی می کنند. ظرف سی سال که ذهن شان آمادۀ پذیرش واقعیت های زنده گی نشده، بعد ازین هم نخواهد شد. اکنون، امید ما به نسل جوان مملکت است و بدبختانه بنا دارند دماغ نسل جوان را هم درگرو خود داشته باشند. 

برای قالب اندازی «گذشته»، دکترخلیلزاد درسال های 2002- 2004 چپ و راست کار می زد و دست هر رهبر و قوماندان را پشت سرشان قات می کرد و کیف می کرد. 
علتش این بود که بعد از یک جنگ طولانی و تباه کن، همه از رهبر تا عسکر، لبریز از امید و ترس بودند. از مارشال فهیم گرفته، تا سر دوستم و کرزی و اسماعیل خان امر می داد؛ نتیجه می گرفت و مهمانی می خورد. پسان ها دیدیم که فهیم خان چنگ و دندان نشان داد که دیر بود و و زود حذف شد. 
به همین سبب، تمامی ارکان دولت و نظام را تحت نام «سیستم ریاستی»، یک جانبه سازی کرد و انحصاری ساخت و دهان منتقدان را به کمک فهیم و قانونی و عبدالله قفل زد وطرد کرد. اما گذشت زمان کار خود را می کند.  نارضایی مردم درخموشی ترشید و باد کرد و اکنون آن زخم عود کرده و از آن چرک و ریم می ریزد. 

دکترعبدالله همان دکترعبدالله است؛ اما مردم تغییر کرده است. غنی از نظر مغزی، در قرن نوزده، از منظر شکلی، مخلوق قرن 21 است. درفهم واقعیات مملکت مطلق کور شده است. اکنون امریکایی ها فهمیده اند که به شیوه «گذشته» کار پیش نمی رود. پس، انتخاب آن ها تداوم بحران و همزمان مدیریت بحران به نفع خود شان است. یعنی، به زودی طالب با ضد طالب بازهم پنجه در پنجه می اندازد. امریکا آن گاه به میدان می آید و به مردم ما و مردم خودش می گوید: برنامه با مشکل مواجه شد. اکنون، نه غنی، نه عبدالله... همراه با طالبان باید یک حکومت مشارکتی تشکیل شود.
رنج خلیل زاد این است که دیگر ساختار ریاستی نظام در افغانستان جوابده نیست و غنی ها برای همیشه از میدان به در رفته اند. این زایش غافلگیرانه تاریخی ممکن است به خون بغلتد یا محکوم به مغالطه و معامله گذرا شود؛ مگر «گذشته» برای همیشه دفن شده است. درین مساله سرمایه گزاری بی سنجش سه نفر برباد می رود. غنی بابا، امرالله بابا و عطا نور بابا.