-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ اسفند ۲۵, یکشنبه

یک نگاه استفهامی ارزشناک به «ترک ناگهانی مردم» از سوی «عیار»

عبدالله پیمان
در اوج جنجال های استاد عطا و غنی، یکی از همکاران نزدیک استاد لندن تشریف آورده بود و با جمعی از فعالان سیاسی و فرهنگی لندن دیدار داشت. در آن جمع من هم بودم. ایشان در حین توضیح ماهیت تحولات آن روز و تاکید بر ضرورت ایستادگی در برابر غنی، از واژه "عیار" و اطلاق آن به استاد به وفور استفاده می کرد و مرتب می گفت استاد یک انسان عیار است. من که متوجه خطای معرفت شناختی این مسئله و پیامدهای سیاسی آن شده بودم، در جلسه نقد و نظر، به وی گفتم که "عیاری" یکی از عناصر فربه اخلاق فضیلت گرا است و با سیاست که یک امر جمعی ست، ناسازگار است. اخلاق فضیلت گرا معطوف به ساحت فردی است و ماهیتاً با کنشگری سیاسی مانعته الجمع است. افزودم، سیاست عملی که معمولا در دل نظریه واقع گرایی صورت می گیرد، دارای اخلاق ویژه ای است که از آن به اخلاق کاربردی و نتیجه گرا تعبیر می کنند. به او گفتم این که شما با افتخار و با تاکید می گویید استاد آدم عیاری است، این امر از نقصان های کلانی است که در کار او وجود دارد و باید رفع شود، برای اینکه تداوم آن می تواند آثار و نتایج ویرانگر و جبران ناپذیری تحویل خودش و حوزه ما بدهد.

حالا با مفروض گرفتن آن خطای معرفتی، از استاد به نحو مشفقانه ای می پرسم، ترک ناگهانی مردم، توافق غیر حقوقی با غنی، استعفای بدون امضاء، قبول امتیازات سطحی و سلب شدنی، دفاع از متقلب اعظم در انتخابات، توجیه تقلبات سیستماتیک او، اشتراک در مراسم تحلیف دزد آرای مردم، ایستادگی در برابر حقوق شهروندان، ضدیت با قانون اساسی و نفی دموکراسی و ... چگونه با وصف "عیاری" قابل جمع اند؟!