-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ فروردین ۶, چهارشنبه

خوشحالی برای هیچ


کاوه جبران

کافی است آدم به سخنان پریشان و زبان الکن این نابغهٔ عصر کرونا کمی دقت کند، تناقضات و دروغ‌هایش خودبه‌خود روشن می‌شود. به درستی معلوم نیست چه چیزی در این سخنان پراگنده و متناقض، شعف و شادی هواداران ارگ و امیدواران شغل در حکومت را برانگیخته است. در این سخنرانی موبایلی که امرالله و حمدالله و... به زور بی‌سلیقه‌گی درون یک قاب جای شده اند تا چهرهٔ مستبد و متقلب غنی را بپوشانند، دو نکتهٔ اساسی وجود دارد:
یکی بحث تغییر نظام است که غنی به دروغ و هرزه آن را بیرون از صلاحیت‌های خویش می‌خواند. غنی به این دلیل دروغ می‌گوید که او در پنج سال گذشته خلاف قانون اساسی، با شریک سیاسی‌اش قدرت را تقسیم کرد و وجود ریاست اجراییه را رسماً پذیرفت. همین اکنون در چانه‌ زنی‌های پشت پرده با اربابانش، موافق است که محض رضای مخالفان سیاسی‌اش، کار ریاست اجراییه را باز هم برخلاف قانون اساسی تمدید کند. دروغ آشکارتر این است که جایگاه نمایندهٔ فوق‌العادهٔ ایشان که مسؤولیت‌ها و صلاحیت‌هایش‌ کمتر از معاونانش نیست و در واقع معاون سوم شمرده می‌شود در کجای قانون اساسی تصریح شده است؟ 
دیده‌درایی سلطان غنی تا همین حد است که مهرهٔ درشت غیرقانونی خود را پشت سر خود بنشاند و سپس دم از قانون بزند. 
این درست است که غنی صلاحیت تعدیل قانون اساسی را ندارد اما توانایی ممانعت، و مخالفت با تعدیل قانون اساسی را نیز دارد. او خود از آغاز جانب‌دار و مبلغ نظام ریاستی بوده است. آشکارا و سرزورانه از تعهدش در پنج سال گذشته سر باز زد و اجازه نداد حرفی از تغییر نظام به میان آید. تغییر نظام ریاستی، به معنای پایان حکومت قومی است. با تغییر نظام ماهیت وجودی غنی نیز از میان می‌رود و بنابراین، غنی بحث عدم صلاحیت تغییر نظام را به هرزه پیش می‌کشد.
دوم موضوع قطع کمک‌هاست. احتمالاً هواداران قوم و امیدواران شغل از این تذکر غنی شاد شده اند که او از برنامهٔ بدیل سخن می‌گوید. آن‌گونه که باد به غبغب انداخته، خود را رییس دولت بابرنامه می‌خواند که گویا طرحی را قبلاً آماده کرده اما حافظهٔ قاصرش چند ثانیه هم دوام نمی‌آورد که از جست‌وجوی راه‌های بدیل سخن می‌زند. روشن نیست کسی که قبلاً برنامهٔ بدیل آماده کرده چه نیازی به جست‌وجوی دوبارهٔ راه‌های جبرانی دارد. مسخره‌تر از آن برای دلشادی خود و هواداران اعلامیهٔ صریح ارباب را قطع کمک‌ها نه، بل هشدار برای قطع کمک‌ها می‌خواند و تلویحاً مخالفان سیاسی را به مذاکره دعوت می‌کند تا مگر بتواند عتاب ارباب را به مهر بدل کند.
بنابراین، این سخنرانی هیچ پیامی ندارد. یک تلاش ناقص و کوتوله برای اعلام وجود است. چیزی جز ناتوانی و ضعف گروهی -به قول یکی‌ از اصحاب همین قاب- بی‌ریشه را به نمایش نگذاشته است. این سخنرانی به طور مضحکی تلاش دارد تا عدم مشروعیت و تقلب غنی را پرده‌پوشی کند، حال‌آن‌که برعکس عمل می‌کند.