-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ اسفند ۲۶, دوشنبه

شوونیسم متأخر

 کاوه جبران؛ شاهد فره اندیش در حوزۀ عدالت باوری امروز





تبیین و توضیح تمامیت‌خواهی اکنون با سازوکار عصر عبدالرحمان خان و نادرخان جواب نمی‌دهد. در حال، ما با نوعی جدیدی از شوونیسم مواجهیم که شناخت درست‌تر و بهتر می‌طلبد. این شوونیسم را عجالتاً می‌توان شوونیسم متأخر نام گذاشت که در ماهیت، فرقی با تمامیت‌طلبی‌های روزگار سلطنت آل یحیا ندارد اما روش و کارشیوۀ آن دست کم پس از جلسۀ بن کاملاً عوض شده است. 

این شوونیسم صورت شبه‌ قانونمند دارد اما دقیقاً در خلای قانون، و آزمندی هیولاوار تیکه‌داران قومی حرکت می‌کند. شوونیسم متأخر، پروژۀ افغانیزه‌کردن خرده‌هویت‌ها را هم‌چون قانون تصویبی ظاهرشاه به صراحت مطرح نمی‌کند بل، با جعل و دست‌کاری آن را تطبیق می‌کند. شوونیسم متأخر، مثل روزگار نادرخانی و هاشم‌خانی مرز معینی برای افسر اوزبیک یا هزاره ندارد که ترفیع نهایی‌اش بریدمنی و جگرنی باشد اما آن سنت به شیوۀ دیگر، در حفظ سلسله‌مراتب قومی در اداره‌های حکومتی قابل پی‌گیری است.

 در نگه‌داشتن پیمانه و میزان افراد مربوط به یک قوم در یک ادارۀ خاص. شوونیسم متأخر در پی حل منازعات قومی و فرهنگی نیست بل داعیه‌داران آن را که همواره در قالب تیکه‌داران قومی ظهور کرده اند، به صورت موقتی تطمیع و رام می‌کند. خصلت دیگر آن، این‌که منوط به یک قوم نیست و به شدت خودش را عمومی کرده است. اکنون شوونیسم قومی، دیگر در انحصار قوم حاکم نیست بل هم‌چون سلسله‌واکنش‌هایی در اقوام دیگر نیز به مشاهد می‌‌رسد و بنابراین، پر اغراق نیست که از عبارت‌هایی هم‌چون شوونیسم تاجیکی، هزاره‌ گی، اوزبیکی و... نیز سخن گفته شود

اما ظهور این تمامیت‌خواهی جدید قومی، هیچ کمکی به حل این معضل نمی‌کند. بل در یک سطح خاصی از مناسبت، هم‌دیگر را تقویت و تسری می‌بخشد. شاید دعواهای جدیدی که در پی مسألۀ شناس‌نامه‌های الکترونیکی باز شده و طی آن گروه‌هایی زیر نام قوم بیات، قوم سادات و... طلب هویت مستقل و جداگانه‌یی دارند ادامۀ همین موضوع باشد که روزتاروز گسترده و عمیق می‌شود. در هر حال، شوونیسم حاکم، در میانۀ تمامی این دعواها ذینفع است و حقانیت خود را به کمک آن‌ها توجیه می‌کند. این وضع، بحران جدیدی را آفریده که ظاهراً نشان می‌دهد هیچ قومی مظلوم نیست اما حقیقت یقیناً چیز دیگری است.