-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ اسفند ۲۰, سه‌شنبه

هرآئینه که بیداری ملی را به منصبی نفروشی


مرکزیت گرایی ظالمانه در ذهنیت خلق شکسته شده و هشدار که مرمتش نکنید.

اکنون که آداب بدوی سیاسی، باردیگر قانون اساسی را به انزوا رانده، جز مقاومت عادلانه وفراگیر، راهی وجود ندارد. فلسفۀ ترور جمعی ناکام رهبران سیاسی مخالف اشرف غنی را اینک به درستی می توان فهمید.

شرط پاسداری از اقتدار و رویکردِ عادلانه فقط میدان واقعیت ها است. امریکا دم نقد، درگیر درامۀ انتخاباتی خود است و هنوز، زود باشد که صحنه سازی های انتصابی در کابل، مبنای واقعیت پایدار در تصورآید. ایدون که خلیلزاد درآخرین مأموریت ساخت ومونتاژ قدرت در کابل ناکام شده و غیابت سفیرانگلیس، ایران و روسیه تعابیری دارد  که رمز عبور آن، ظرف روزهای آینده فاش خواهد شد.

پویایی دپلومات ها از روی مرتبات یومیه است؛ آن ها به محفل «نفرخودی» آمده و رفتند. تغییردر میدان آزمون بیداری توده هاست. موج شناور مردم درکاخ سپیدار، دقیقاً نفی و رد به مرکز گرایی از نوع کلاسیک آن است. تمامیت خواهان تغییرناپذیر و اصلاح ناپذیر، هرچه زیر پوشش حضور خلیلزاد و تشریفات ظاهری، اشرف غنی را چهره سازی کرده و دل خود را آب می دهند؛ مردم، مشت هولناکی برپوز عناصری کوبیده اند که به نام قانون و مردم سالاری، اصول دموکراسی را با کرونای تقلب آلوده کرده اند.
ازین پس، سنترالیزم انحصاری منطبق به نسخۀ زبون سالاری های قرن نوزده، ممثل نظام سیاسی درافغانستان نخواهد بود. گذشته گرایان، با فرآیند سازنده و دگردیسی گریزناپذیر رو در رو قرار گرفته و محکوم به اطاعت وتمکین از زمان و زمینه اند. اگرجبهه بیداری ملی، با اسم جعلی «مصلحت»، گرفتار بحران رهبری همراه با آفت تشکیک و تردد نشود، فرهنگ نوین نظام سیاسی و ملی درافغانستان سیمای مبارک خود را عیان می کند. روزگار گریفن، فریزرتتلر، پوزانوف و خلیلزاد درذهن مردم منسوخ شده است.