-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ اسفند ۲۵, یکشنبه

چین چه گونه توانست قهرمان مبارزه با کرونا شود؟


درسی که چین به جهان داد. 



پیک نت: در ایران عمده خبرها به گسترش بیماری کرونا و خطرهای اجتماعی برآمده از آن اختصاص یافته است. در این میان روزهای گذشته خبر رسید که این بیماری که از چین آغاز شده بود بتدریج در حال عقب نشینی است و دولت آن کشور بیمارستان های صحرایی و بیمارستان بزرگی را که در ظرف ده روز در شهر ووهان ساخته بود تعطیل کرده است.

در حالیکه در روزهای نخست شیوع بیماری در چین بسیاری از کشورهای جهان گسترش این بیماری را به ضعف مدیریت و رهبری این کشور نسبت می دادند یا مبارزه رهبران آن کشور با شیوع بیماری را تمسخر می کردند و حتی برخی مانند آمریکا از شیوع همه گیری بیماری ابراز رضایت کرده و آن را بسود اقتصاد آمریکا معرفی می کردند، اکنون با موفقیت چین در کنترل و خاتمه بیماری نه تنها همه آن ضد تبلیغات به عکس خود تبدیل شده بلکه مجموع کشورهای غربی و سرمایه داری دربرابر آزمونی بسیار سخت قرار گرفته اند، آزمون احتمال تلفات بالای بیماری، گسترش طولانی مدت آن و بالاخره پیامدهای سخت اقتصادی آن بر اقتصاد اروپا و آمریکا. این در حالیست که همه این کشورها از فرصت و تجربه چند ماهه چین نیز در آمادگی در مقابله با بیماری برخوردار هستند، فرصتی که چین فاقد آن بود و باید نو و جدید بودن ویروس را تشخیص می داد و تصمیماتی را بسرعت می گرفت و به مرحله اجرا می گذاشت. همان یکی دو هفته اولیه که در مبارزه با این ویروس جنبه حیاتی دارد و چین برخلاف دیگر کشورهای جهان فاقد آن بود.

بسیاری از مردم جهان با قرنطینه همچون راهکار چین برای مبارزه با بیماری آشنا هستند و بسیاری آن را امری ساده می پنداشتند یا هنوز می پندارند. از جمله در ایران. در حالیکه چنین نبود و نیست. به گفته کارشناسان در صورت عدم موفقیت چین در اعمال سیاست قرنطینه حداقل 10 تا 20 میلیون تن در چین براثر ویروس کشته می شدند و کل اقتصاد این کشور فرو می پاشید که پیامدهایی وحشتناک برای همه جهان داشت. از جمله این پیامدها به غیر از گسترش تلفات وحشتناک انسانی در دیگر کشورها ناشی از سفر و فرار و مهاجرت و غیره تنها در یک قلم می توان به کمبود دارو اشاره کرد. کافیست اشاره کنیم که بزرگترین تولیدکنندگان دارو در جهان چین و هند هستند و مواد اولیه دارویی هند نیز از چین وارد می شود. هم اکنون بسیاری از دیگر داروها در جهان به دلیل کاهش تولید چین و کاهش صادرات مواد اولیه به هند با کمبود مواجه شده است.

پذیرش و در پیش گرفتن سیاست قرنطینه در چین در درجه نخست به معنای درک این واقعیت بود که دارو، واکسن یا راهی برای مبارزه با بیماری وجود ندارد. (درست بر خلاف ادعاهای پوچی که افرادی بعنوان متخصص در سیمای جمهوری اسلامی مطرح کرده اند) تنها راه جلوگیری از سرایت آن به دیگران است. اما این تنها بخش نخست و کوچک مسئله است. قرنطینه یک شهر 11 میلیونی یعنی با جمعیتی معادل تهران یا پاریس به این آسانی نیست. ناگزیر کردن مردم یک شهر 11 میلیونی به قرنطینه یعنی تامین خوراک برای 11 میلیون تن در روز یا اجبار قانونی مردم به زدن ماسک یعنی تامین روزانه 11 میلیون ماسک فقط برای این شهر و نزدیک به روزانه 600 میلیون ماسک برای تمام مردم چین. زیرا برخلاف تصور عمومی تنها شهر ووهان چین نبود که در قرنطینه قرار داشت، بلکه تقریبا تمام شهرهای بزرگ چین در نوعی قرنطینه قرار گرفته بود. مثلا پکن با جمعیتی معادل 21 میلیون تن از جمله شهرهای دیگر چین بود که در آن مقررات قرنطینه اجرا می شد. تنها تفاوت قرنطینه پکن با ووهان در آن بود که مردم حق داشتند از پکن خارج شوند و از ووهان حق نداشتند.

بنابراین تامین آب و غذا و ماسک روزانه برای صدها میلیون چینی به سازماندهی نیاز داشت که از عهده تقریبا بیشتر کشورهای جهان خارج است. نیروی این سازماندهی تشکیل می شد از اعضای حزب کمونیست چین، کمیته ها و شوراهای محلات و بالاخره داوطلبان. این مجموعه در تمام خیابان‌ها و محلات چادرها و پست‌های بازرسی برقرارکرده و دمای بدن مردم را کنترل می کردند، کارتهای روزانه ورود و خروج برای آنان ترتیب می دادند، آذوقه و ماسک به آنها می رساندند، کسانی که دارای علائم بیماری بودند را به بیمارستان‌ها معرفی می کردند یا ناگزیر از قرنطینه خانگی می کردند.

در ظرف مدتی کوتاه تقریبا همه مردم دارای شناسنامه بهداشتی شده و وضعیت آنان از نظر بیماری کرونا مشخص و برای آنها ابزارهای تشخیص سلامت تهیه شد، برنامه‌هایی بر روی موبایل برای تشخیص محل حضور بیماران یا مشکوکان به کرونا تدوین شد، بین معلمان مدارس و دانش آموزان آنها تماس مستقیم برقرار شد و برنامه مدرسه از راه دور به شکل دو طرفه و واقعی عملی شد. البته اجبار مردم به اقامت در خانه نارضایتی‌هایی را نیز بدنبال داشت. برخی مخالفان دولت چین مانند فنگ بین و کیوشی از این فرصت برای طرح انتقادها استفاده کردند یا به تهیه گزارش‌ها از وضع مردمی که در قرنطینه هستند دست زدند و آن را همچون یک فاجعه معرفی کردند. ولی با توجه به اینکه اکثریت مردم چین با وجود خستگی برآمده از اقامت طولانی در خانه با این اقدامات موافق بودند، این مخالفت‌ها چندان توجهی جلب نکرد و حکومت هم با تساهل نسبت به آن برخورد کرد. برخلاف آنچه تبلیغ می شود در واقع چین یکی از کشورهایی است که بزرگترین شبکه اینترنتی در جهان در آن وجود دارد و کار به شکلی است که عملا مردم بدون اینترنت نمی توانند زندگی کنند و همه مردم زیر پوشش این شبکه هستند.

امروز می توان گفت دولت چین از آزمون مبارزه با ویروس کرونا سربلند بیرون آمده است. مشروعیت و مقبولیت این دولت پس از این آزمون در نزد مردم آن کشور دهها برابر شده است. این همان چیزیست که غرب بیش از هرچیز از آن ناراحت و نگران است، بویژه که این موفقیت و این محبوبیت در خود اروپا نیز رو به گسترش است. همه امیدها برای زیر سوال بردن نظام حاکم بر چین نه تنها دیگر در خود چین کسی را جلب نمی کند، بلکه برای بسیاری در اروپا و آمریکا پرسش‌هایی درباره توانایی‌های چین برای مهار بحران و ناتوانی کشورهای غربی بوجود خواهد آمد. شک نیست که چین توانایی خود را برای مقابله با بحران مرهون انقلاب چین است، انقلابی که داشتن کار و مسکن و بهداشت و آموزش را برای مردم آن کشور به یک حق تبدیل کرد. ضرورت و تعهد دولت این کشور به تامین این حق و شبکه وسیعی که در حول آن شکل گرفته است، نقش درجه اول را برای موفقیت چین در انجام قرنطینه ملی در این کشور و دفع بیماری با کمترین تلفات داشت.