-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ اسفند ۲۴, شنبه

«مردم» تک بُعدی از اختراعات رسانه ای است


حاشیه ای بر بریده ای از نظرات دکترملک ستیز

اگر پول حرف آخر را می گفت؛ چه نیازی به 19 سال جنگیدن بود.  انتقال هزاران تابوت و تخت های سیار مجروحان به امریکا، لندن و دیگرمراکز «منبع پول» از بهر چه بود؟




قدرت، در افغانستان امروز نه فقط از نظر جامعه شناسی سیاسی قابل توضیح است؛ که یک مبحث عملیاتی و به شدت نظامی است که نتایج آن در هر مرحله، گاه نا مشخص و فریبنده و گاه به شدت ارتجاعی است.  صورت بندی چهل ساله منازعه در کشور، مفاهیم کثیرالجوانب دارد و این چنین آسان به عامل پول ( قادر متعال) پیوند نمی خورد. عامل منفی یا مثبت، منطقی یا ضد منطق، «مردم» است.

قدرت در کل، یک مفهوم افقی و ساده نیست و توضیح آن الزاماً از لایه لایه علوم انسانی، فلسفه و مردم شناسی، تجربه و تاریخ می گذرد. قابلیت بر ایجاد فضا برای کسب قدرت ( مقاومت، عامل انسانی، تاریخی، حفظ صیانت، تعریف مبتنی بر اصل عدالت؛ همه با پدیده ای به نام مردم قابل انطباق دارد.) پول به تنهایی خالق این مؤلفه های حیاتی و درهم آمیخته نیست؛ دربهترین حالت یک فرضیه و هرچند یک عامل عمده برای تولید قدرت است.

« نظام مردم سالار» در جامعه ساده مثل افغانستان فرآیندی چند مرحله ای درشرایط موجودیت امکانات رشد طبیعی است. بنا برین، ما درین ساده گی با نهاد پیچیده و نا مشخص «قدرت» درافغانستان رو به رو هستیم که تعریف یک بار برای همیشه برای آن در علوم انسانی و سیاسی وضع نشده است؛ همچنانی که درچهارچوب تعریف از دید طبقانی هم نمی گنجد. شما می فرمائید که « منبع قدرت را کسانی می‌سازند که به شما پول می‌دهند.» یعنی «منبع قدرت» در نظام غیر مردم سالار، غیرمتعارف است؛ درین صورت نیز منبع این قدرت نا متعارف و متغییر، مردم است؛ پول امریکا نیست.

اگر چنین بود امریکا و ناتو به عنوان  مصدر و« منبع قدرت» ( پول) بعد از دو دهه با تلفات بیش از ۲۵۰۰ و هزاران مجروح ( تنها از امریکا) و مخارج قریب هزار میلیارد دالر، تن به سازش رسمی  با یک گروه ایله جار شبه نظامی تروریستی، نمی دادند؛ سازشی عجیب، که فقط از لوله تفنگ زاده شد و عامل، همان «مردم» بود؛ نه پول.

کانال تمویل مالی گروهک تروریستی، ( پاکستان یا عربستان) هیچ گاه و با هیچ سنجش و استدلالی، با ثروت، مکنت، تکنولوژی جنگی و سامانۀ عملیاتی امریکا و ناتو قابل برابرگزاری نیست. این دو منبع تمویل، خود- یکی ریزه خوارغرب و دیگری محتاج بادیگاردی غرب است. وقتی « منبع قدرت را کسانی می‌سازند که به شما پول می‌دهند.»، لازمه اش پیدا کردن پاسخ قایم به این سوال است که قدرت های برتر، چرا هزاران تابوت و تخت های سیار مجروحان را  به امریکا، لندن و دیگرمراکز «منبع پول» بردند وهنوزآخر داستان معلوم نیست؟

گپ زدن از « جمهوریت، استقلالیت و تاریخ پنج‌هزار ساله» بخشی از فرضیات تبلیغی یک مفرزۀ اداری یا جنون گرایان قدرت خواه است که هماره به نوستالژی بومی قدرت «گذشته» فرار می کنند و در نهایت، دُم شان به حضور نظامی امریکا بسته است. « مردم»، دیگر به این مفاهیم کلی بی باور اند. مبانی تئوری در علوم تاریخی و انسانی از عصر حجر تا دورۀ دیجیتال، بر نقش مردم در تکامل، گردش قدرت، تمدن و اقتصاد، نظام سازی و نظام براندازی استوار بوده و خواهد بود.

پول عامل کلیدی نیست. به این خبرنگاهی بیاندازید:
جنرال توماس مکِنِرنی یکی از قوماندانانِ ارشدِ پیشین نیروهای هوایی امریکا در پاسخ به این سوالِ نطاق فاکس نیوز که چرا امریکا در جنگِ افغانستان پیروز نمیشود؟ چنین می گوید:
یک کلمه: پاکستان!.. پاکستان در حدود شانزده سالِ گذشته از طالبان حمایت کرده است.
زمانی که جورج بوش گفته بود یا با ما آیید و یا علیه ما. پاکستان گفت:با شما هستیم!

 ولی آن ها با ما نبوده اند، این را باید اعتراف کرد.
طالبان در ۹ شهر بزرگ بلوچستان تمویل و تجهیز می شوند، جلب و جذب شده و آموزش می بینند. ما مشکل بزرگ داریم؛ زیرا طالبان در فصل های غیر جنگی زمستان به پاکستان می روند. پاکستان خواهان یک افغانستان نیرومند نیست.
روزنامه نگار:
آیا با درنظرداشت آنچه میگویید، سربازانِ بیشتر به افغانستان بفرستیم؟
جنرال:
نخیر، اگر چارۀ پاکستان را نکنیم، ارسال قوا بی فایده است
.