-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ اسفند ۱۵, پنجشنبه

دکترنجیب الله و اشرف غنی

همسانی های عجیب و دردانگیزی بین مذاکرات ژنیو در زمان دکترنجیب و مذاکرات دوحه در دورۀ غنی - عبدالله قابل رؤیت است.
من و بسیاری از کسانی که تا هنوز زنده اند، شاهد سقوط دکترنجیب الله از نزدیک بوده ایم. حالا شاهد سقوط اشرف غنی هم می باشیم. علل و اسبابِ سقوط دکترنجیب و نظام کنونی از بسا جهات با هم ماننده اند که درکُل با دو واژه نفاق داخلی شناسه می شود.

اما بُعد «خارجی» ماجرا بیشتر با هم مشابه است. نجیب، قربانی مذاکرات ژنیو، و غنی شکار سازشنامۀ دوحه شده است. در مذاکرات ژنیو، بین پاکستان و شوروی، از مجاهدین و تنظیم های ساکن پشاور، وزیرخارجه پاکستان نماینده گی می کرد. 
نماینده افغانستان عبدالوکیل هم جایگاه کناری داشت؛ یعنی مستقیم در مذاکرات شرکت نداشت ودر اتاقی دیگر، ازطریق نماینده شوروی از اوضاع با خبر می شد و از همان جا با دکترنجیب تلفنی گپ می زند و تغییرات را شرح می داد. 
در مذاکرات دوحه، مردم و نیمۀ دولت افغانستان و نیروهای سیاسی زنده، مطلق غایب بودند؛ پاکستان و طالب روی سرنوشت افغانستان با امریکا صحبت داشتند؛ صرفاً خلیلزاد با رفت وآمد های نوبتی خویش، بریده ای از مسایل را به شکل «قطره چکانی» دراختیار غنی - عبدالله قرار می داد. واژه «نیمه» را بدین منظور به کار بردم که درجلسات جداگانه ای که خلیلزاد با دکترعبدالله و اشرف غنی برگزار می کرد؛ به هردو رکن دولت، از موضوع واحد سخن نمی گفت وپیام متفاوت می داد. 
خلیلزاد، عربده کشی های ارگ در مساله انتخابات و زور زنی های معاونین غنی، کنایه پرانی ها و تحمیل های سریالی گروه غنی را با خونسردی و سنجه دقیق لگام زد و غنی را به اصطلاح در گوشه «رینگ» قید کرد تا صدای سازش رسمی از دوحه بالا شد. ارگ، هم درعرصه داخلی و هم درمیدان سیاست خارجی، بد بازی کرد و کار را به این جا کشاند. دراوج تقلب کاری ها، حتی زمینه محکمه 39 تن از کاربران فیس بوک را هم پلان کرده بودند!
گروه ارگ خوابزده شده بود.
حالا موج به اندازه بالا آمده که هم غنی را غرق می کند؛ هم عبدالله را.