-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ فروردین ۶, چهارشنبه

آیا قوای مسلح قدرت را در دست می گیرد؟

اعلامیه وزارت خارجه امریکا و پیامد های احتمالی آن
ادریس رحمانی




بصورت کلی:‌ این اعلامیه یک بار دیگر تاکید میکند که احتمالا امریکایی ها از حمایت ساختار سیاسی ایجاد شده در ۱۹ سال گذشته میخواهند دست بردارند.  شروع این تصمیم برمیگردد به روزی که آغای کرزی منافع ایران روسیه هند و چین را در منطقه بر منافع امریکایی ها ترجیح داد.  

بصورت مشخص:‌ دولت افغانستان بروی سه پایه مستحکم:

۱. حمایت مالی امریکایی ها
۲. حمایت نظامی امریکایی ها
۳. حمایت سیاسی امریکایی ها

بوجود امد و بروی همین سه پایه تا به امروز تدوام پیدا کرده است.  

در این اعلامیه وزیر خارجه امریکا به صراحت اعلان میکند که اولین خشت را از هر سه پایه میخواهند دور بکنند. 

احتمالا سیاسیون کابل دو یا سه هفته دیگر وقت دارند که محاسبات خود را دوباره مرور کنند و اگر بتوانند و بخواهند این محاسبات را تغییر بدهند.  اگر ندهند برداشتن خشت دو تا چند هفته اینده اتفاق خواهد افتاد.  و اگر این حمایت ها قطع شد ما عملا شاهد تغییر نظام در کابل خواهیم بود.

برای فعلا طالبان منحیث یگانه بدیل برای رهبری سیاسی افغانستان منتظر هستند شرایط برای برگشت شان به قدرت اماده گردد. رفتن وزیر خارجه امریکا از کابل به قطر خود مصداق این احتمال است.

اما از امروز تا اعلان دولت طالبان در کابل فقط یک دیوار مستحکم در بین است که انهم به شدت توسط امریکایی ها تحکیم میگردد.  قوای مسلح افغانستان.  

به محض اینکه این دیوار توسط امریکایی پایین شود و یا از درون درهم بشکند و یا هم توسط طالبان درهم شکستانده شود دیگر کدام مانعی برای برگشت طالبان به قدرت وجود ندارد.  

سوال اینست که از این سه گزینه کدام اش احتمالا اتفاق خواهد افتاد؟

حدس من اینست که خیلی وابسته است به رابطه ارگانیک ارگ و سپیدار با قوای مسلح افغانستان.  هر قدر این رابطه ها ضغیف باشد ما شاهد یک ابتکار عمل از سوی قوای مسلح برای بیرون رفت از این بن بست سیاسی خواهیم بود.  

اما اگر این رابطه ها قوی باشد درنهایت قوای مسلح از یکی از این دو ساختار سیاسی حمایت خواهد کرد. در انصورت طرف دیگر به شدت به سوی طالبان کشانیده خواهد شد چون الترناتیف سرکوب شدن توسط قوای مسلح میباشد.

اما اگر قوای مسلح در نتیجه رابطه های مستحکم ارگانیک با هر دوطرف به دوقسمت تقسیم شدند باز دولت ها میروند بسوی یک رویارویی نظامی که احتمال برد یکی ان و برگشت به قدرت خیلی ضعیف تر از انست که طالب ها وارد محرکه شده و ابتکار عمل را بدست بگیرند.  (احتمال حمایت سیاسی طالبان توسط قوای مسلح افغانستان بسیار اندک است اما بدون شک وجود دارد.)

در این روند امریکایی ها چاره یی نخواهند داشت الا اینکه صحبت را با هر سه طرف درگیر قدرت ادامه بدهند و منتظر بمانند تا معضله سیاسی افغانستان که نتوانست از طریق مذاکره حل گردد از طریق برخورد نظامی به نتیجه برسد.  

نتیجه صرف یک تفاوت خواهد داشت.  در صورت مذاکره کمترین امتیاز را طالبان میتوانند بگیرند و بیشترین را تیم دولت ساز. ولی در صورت حل و فصل نظامی بیشترین امتیاز را طالبان خواهد گرفت و کمترین را تیم دولت ساز.  سهم تیم ثبات و همگرایی به احتمال اغلب در هر دوصورت به عین اندازه خواهد بود.