-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ اسفند ۲۸, چهارشنبه

این طرح های خیالی را در آتش اندازید!

اجمالی بر طرح سازی های سنگدلانه جاوید سنگدل




چند روزی که یک فعال سیاسی به نام جاوید سنگدل درگفتمان های سیاسی شرکت جسته و از طرح مناسب خویش برای رسیدن صلح سخن ها می گوید. مشارالیه می گوید که با توجه به زمینه و نیازهای افغانستان، چهارسال روی طرح صلح کارکرده است. به نظر می رسد که جاوید سنگدل، پیش از هرچیز دیگر، پیشاپیش باور کرده است که اتفاقات سیاسی اخیر ( پیمان یک جانبه امریکا - جالب) زمینه را برای تأمین آرامش دایم در کشور فراهم کرده است. مشارالیه نمی داند که خلیلزاد، مجوز مالکیت کامل افغانستان را از سوی خود به پاکستان وطالبان پیشکش کرده است.
نکته جالبی که از زبان وی شنیده شد، این است که «سیاسیون» نباید در ترکیب هیأت صلح با طالبان شامل باشند؛ بلکه «متخصصین» به جای سیاسیون باید با طالبان به توافق برسند! معلوم نیست که ریشه این همه متخصصین من درآوردی درکجاست که قادر به تأمین صلح دریک بسترمنازعۀ چهل ساله آن هم درمدت «ده روز» می باشند!؟
بنده تعجب می کنم ایشان با آن که مدعی چهارسال کار «تخصصی» روی طرح صلح بوده، چه گونه یکی و یک دم، برواقعیات جاری درجامعه افغانستان و بسترتضاد های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی چشم بسته است. مگردرغیاب «سیاسیون» ( می گذریم ازین که خوب اند یا بد) امکان استقرارصلح وجود دارد؟ 
رهبران طالبان در دیدگاه وی مگر بخشی از همان نوع «سیاسیون» حساب نمی شوند که تنها ظرف یک سال یک صدهزار تن از جوانان اردو، امنیت، پلیس و مردم غیرنظاامی را به گام مرگ فرستاده اند؟ نشود که از دیدگاه این «متخصصان»، رهبران تروریزم از عرش معلی فرود آمده اند؟

جاوید سنگدل، با ساده لوحی نیمه رومانتیک می گوید که «سیاسیون» کارشان این است که «حق خود را می خواهند» و دیگر کدام طرح و برنامه ای برای صلح ندارند. لابد یکی ازین سیاسیون، جنرال دوستم با یک دنبالۀ توده ای دست کم دوملیون نفری است که «حق خود را می خواهد». درمجمع جنبش ملی جنرال دوستم، جامعه جوان پشتون، جامعه هزاره و تاجک، هسته های جوان و بالنده ای حضور دارند که طرح سرنوشت خویش را از حرکت میلیونی توده ها برمی دارند و نیازی به تغذیه از کاغذ بازی های زیرسقفی ندارند.
آقا! نبرد سختی در پیش است. این جا بستر فرهنگ «مقاومت ملی» علیه تروریزم و پاکستان است. باید به اطلاع رسانیده شود که طرف اصلی ماجرا، حوزۀ فکری، اجتماعی، سیاسی و نظامی «ضدطالبان وتروریزم» است که ( بخواهی یا نخواهی) میلیون ها نفر را تحت فرمان خود دارند. این «سیاسیون» بنا به کشفیات سنگدل، هیچ عددی نیستند جز این که از سرنوشت ثروت های شان مشوش اند؛ چون می دانند که طالبان (!) از آن ها پرسان خواهند کرد که این همه سرمایه را از کجا آورده اند؟
وی با نادیده گرفتن موج دامنه دار بیداری ملی نسل جوان، سرنوشت سیاسی مردم را به دُم «سیاسیونی» گره زده است که شمار شان کمتر از انگشتان دو دست است.
این آقای پژوهشگرروی کاغذ زنده گی دارد و نفس می کشد. اگرتحقیق و پژوهش چنین است که سنگدل ادعا دارد، برای خودش مبارک باشد. نکتۀ آخر آن که، گذشت زمان به آن ها فرصت خواهد داد که طرح و افکار انتزاعی خویش را سر از نو خمیر کنند.