-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ اردیبهشت ۳, چهارشنبه

شاه به فروش جواهرات سلطنتی روی می آورد

اسراراعلیحضرت/ منشور امان الله درنقشه هیتلرو موسولینی- رزاق مأمون
نشر پارۀ هشتم از فصل اول



گردش اطلاعات درجامعۀ اروپایی و محافل دپلوماتیک در بارۀ ثروت افسانه ای شاه پیشین را پایانی نبود. آمار دیگری حکایه از آن داشت که امان الله قبل از سرنگونی اش، حین سفر رسمی به اروپا 5 میلیون سکه طلای شاهی برابر با 25 میلیون دالر را با خود آورده بود. باور برین بود که وی این ثروت را برای روز مبادا در بانک های اروپایی واریز کرده است. ثروت مذکور غیر از جواهراتی بود که نزد وی وجود داشت و بهایش سه میلون دالر بود.

Star Tribune, Wed, July 1931
پاورقی: گزارش بالا در چندین رسانۀ دیگر نیز منتشر شده بود. سرجمع ثروت نقدی امان الله و شهبانو ثریا را غیراز ویلایی که خریده بودند؛ مبلغ 28 میلیون دالر به قلم می دادند. از جمله این روزنامه:  
Great Falls Tribune, 1, July, 1931

گماشته های سردارهاشم خان اطلاعات کنش ها وواکنش های امان الله و موضع گیری های وی نسبت به حکومت کابل را بی وقفه به کابل مخابره می کردند. یکی ازین افراد، عبدالحسین خان عزیز بود که کارمند سفارت بود و « از دوستان قدیمی» امان الله به شمار می رفت. شاه از نخستین روز های اقامت در شهر روم، «پنهانی با او تماس گرفته بود».
سردار هاشم خان هم به نوبۀ خود به شاه تبعیدی پیام داد که خانۀ شهبانو ثریا قبلاً به فروش رفته و پول آن به خزانه دولت سپرده شده است. او به امان الله یاد آور شد که دولت کابل هم اکنون سالانه مبلغ 22 هزار پوند به بسته گان فامیلی وی که او را در دیار تبعید همراهی کرده اند؛ مستمری مالی می پردازد.
هاشم خان به امان الله توصیه کرد برای رفع کسری مالی خویش زیورات و جواهرات گوناگون به ارزش یک میلیون پوند را که ازکابل با خود برده است، بفروشد.
سرانجام ایتالیا که دربرابر تقاضا های دایمی امان الله زیر فشار قرار گرفته بود، پرداخت ماهیانه پول را برای او قطع کرد و طریقه پرداخت پول را به شکل دوره ای در آورد.
واقعیت این است که دولت ایتالیا به یک طریقی می خواست هم ادعاهای بلند بالای شاه سابق را مهار کند و هم از رویکرد احتمالی اش به سوی کشورهای همسایه ایتالیا جلوگیری نماید.

Amanullah Khan and Relations Internationals with Italy
Graduating Speaker- Roberta Bin, Prof. Antonio Trampus, Serial number 987026
Co-ordinator- Prof. Duccio Basosi
Academic Year
2013/2014
Page: 97


حکومت نادرخان امان الله را خطری زنده برای سلطنت نوپای خود حساب می کرد. حکومت مصطفی کمال در ترکیه حامی بزرگ سیاسی امان الله به شمار می رفت و از زمان تاسیس حکومت امانی، مشاوران نظامی و سیاسی را به منظور کمک به پادشاه اعزام داشته بود.
با آن که امان الله از قدرت برافتاده و به خارج پناهنده شده بود، دولت ترکیه درکشاکش با امپریالیزم بریتانیا، هنوز به حکومت امان الله به عنوان یک نمونه ایده آل سیاسی در افغانستان توجه نشان می داد.
با روی صحنه آمدن نادرشاه از پیروان خط انگلیس در افغانستان، ترکیه علاقه خود به افغانستان را از دست داد. تنها امان الله می توانست توجه ترکیه به افغانستان را دوباره جلب کند.

پانوشت: هواداران امان الله، نادرخان را« دست نشانده انگلیسی ها» لقب داده بودند. صدیق خان به « دست راست» امان الله در مبارزه علیه شاه «غاصب» تبدیل شده بود. « تابستان 1930 برادران چرخی در استانبول با هم دیدار نمودند. همزمان « در گوشه و کنار کشور نا آرامی های مردمی موج می زد و خیزش هایی در نزدیکی جلال آباد، قندهار، غزنی و کنر رخ می داد».
 جنگ افغانی استالین، برگردان عزیزآریانفر، برگ 249
نماینده تجاری ایتالیا در انقره گزارش داد که حضور امان الله در جمهوری ترکیه برای اتحاد شوروی امری مطلوب به حساب می رفت. کمال اتاترک به امان الله پیشنهاد داد که جهت برنامه ریزی و مطالعۀ درست به هدف بازگشت به سلطنت کابل، لازم است یک سال در استانبول اقامت کند. امان الله این پیشنهاد را رد کرد * و صرفاً تابستان را در استانبول گذراند. او مایل بود در روم در محل اقامت خود مستقر باشد. امان الله در دیدار با دپلومات ایتالیا در انقره از علاقه اش به پایتخت ایتالیا سخن گفت و اظهار داشت که زمانی آن جا را ترک خواهد گرفت که روانه کابل باشد.
پانوشت: رد کردن پیشنهاد اتاترک قابل درک است. امان الله تعهدات و بندوبست هایی با حکومت موسولینی داشت. درآن زمان، با میانجیگری موسولینی احتمال یک سازش مفید با امپراتوری بریتانیا برای بازگشت به سلطنت کابل هنوز وجود داشت.  درضمن، او به ویکتورامانوئل سوم پادشاه ایتالیا بیشتر از مصطفی کمال دلچسبی داشت. اتاترک از سلالۀ شاهان نبود؛ بلکه دودمان ستنی شاهی را برانداخته بود. پس برای امان الله دشوار بود زنده گی در روم را برهم زده و رحل اقامت درترکیه افگند.
درسال 1930 وقتی امان الله به دلیل مشکلات جدی اقتصادی مبالغ بزرگی یارانه مالی از دولت ایتالیا دریافت کرد، بخشی از آن پول ها را به سفر مکه معظمه در شرق نزدیک به مصرف رسانید. اما هدف دوگانه سفر موصوف برای مدت طولانی مخفی نماند. نخست، او می خواست شایعاتی را در انظار عامه باطل کند که گفته می شد وی آئین اسلام را ترک گفته است. در زمان فرمانروایی وی بسیاری از افغان ها بدین باور بودند که او اعتقاد استواری به مذهب ندارد یا آن که ترک اسلام گفته است. دوم، وی می خواست با نماینده گان قومی افغان در مورد برنامۀ بازگشت به افغانستان دیدار هایی داشته باشد.

شاه به فروش جواهرات سلطنتی روی می آورد
شاه قریب یک سال و نیم بعد از استقرار در شهر روم، به خزانۀ شاهی دست بُرد تا نخستین قطعات گران بها را تبدیل به پول نقد کند. کاهش کمک های مالی دولت ایتالیا، مصادره صندوقچه لاجورد از سفارت افغانستان درلندن و افزایش مخارج مقتضی برای سازماندهی فعالیت ها علیه حکومت کابل، امان الله را ناگزیر ساخت دست به جعبۀ خزانه سلطنتی فرو برد و نخستین رده از جواهرات را به داوطلبی بگذارد. جواهرشناسان حرفه ای بازار برای ایجاد رابطه دوستانه با شاه پیشین افغانستان از همدیگر پیشدستی می کردند. امان الله تعدادی از نمونه های نفیس درمجموعۀ گنج شاهی را به مغازه ای تحویل داد تا به فروش رسانیده شود.
اما بامداد یک روز به پلیس روم اطلاع داده شد که یک مجموعۀ گران قیمت خزانۀ سلطنتی افغانستان که در مغازه ای برای فروش عرضه شده بود؛ طعمه دزدان شده است.
اطلاع حکایه داشت که به ساعت ده صبح روز آفتابی در روم، دو مردی که یکی خودش را کاپیتان و دیگرش خود را سر گروه پلیس جا زده بودند، داخل مغازه جواهر فروشی شده و دروازه را بستند. یکی از آن ها برگه تفتیش از جیب برکشیده به صاحب مغازه نشان داده و دیگرش جواهرات شامل چندین سنگ قیمتی مربوط به امان الله شاه پیشین افغانستان را که به مزایده گذاشته شده بود، از صندوقچه ها بیرون آورد تا وقت فرار از مغازه دم دستش باشد.

The evening Journal, Wilmington, Delaware
پنجشنبه ۱۹ جون ۱۹۳۰

پلیس شتابان دست به اقدام زد و رد پای سارقین را کشف و خیال شاه را راحت ساخت. *

پاورقی: یک نشریه امریکا نوشت: بخش زیادی از جواهرات ملکیت امان الله شاه سابق افغانستان که دو ماه پیش از نزد جواهر فروش مفقود شده بود، امروز از سوی پلیس روم در یک ورکشاپ کوچک در عقب شهر واتیکان پیدا شد. کانتی یک سارق گوژپشت که فردی شناخته شده در محله است؛ جواهرات را در زیر کف اتاق ورکشاپ دفن کرده بود. جوهرات شامل یک جوره گوشواره مربوط خواهر امان الله، نگین تکی الماس، گردن آویز الماس، دو سایت سنجاق سینه یاقوت و یک انگشتر زمرد سبز است. مینی چینی جواهر فروش با دیدن جواهرات یافت شده، فوراً آن را تشخیص داد که یک گروه دزدان مسلح به سردمداری سر دزد مسلح به زور از وی گرفته بودند.
Oakland Tribune, 26 April 1930
نشریه امریکایی، گزارشگر: اگوستین بیوموند

براساس گزارش رسانه ها جواهر ربایان زمانی به دام افتادند که خبر سرقت جواهرات خانواده امان الله اشتهار یافت. جواهر فروشی که جواهرات را خریده بود؛ به نقل از امان الله گفت که جواهرات مذکور بخشی از خزانه شاهی بوده است. امان الله گفته بود که بهای جواهرات را به صورت نقدی برایش بپردازد. امان الله گفته بود: « ضرورت ما به پول در دیار تبعید نسبت به جواهرات بیشتر است». جواهرات شامل انگشترها، گردن آویز ها و نگین تاج شاهی، دست بند های مزین با احجار و مروارید های کمیاب، دانه های الماس ها دراندازه های کلان، سکه و زمرد های سبز بسیار ارزشمند بوده است.

The Morning Call, Sunday, 20 April, 1930

شاه ذوق هنرمندانه ای داشت و با اشتیاق ویژه، همان گونه که شاهدخت هندیه بارها گواهی دادهُ فرصت گردشگری در اماکن طبیعی را از دست نمی داد. در اقامت گاه های موسمی خویش چند روزی را سپری می کرد و سپس به روم بر می گشت. یکی از اقامت گاه های وی در باریکه بوسفور بود که زیبایی بس خیره کننده داشت. *
پانوشت: تنگهٔ بوسفور، باریکه آبی در کشور ترکیه است که دریای سیاه را به دریای مرمره می‌پیوندد. این تنگه منظره ای بسیار دیدنی دارد و در شهر استانبول قرار دارد و این شهر را به ۲ قسمت تقسیم کرده است که باعث شده یک قسمت شهر در بخش آسیا و قسمت دیگر شهر در قاره اروپا قرار بگیرد و در واقع ۲ قاره ی اروپا و آسیا را از هم جدا می کندشهر استانبول در دو طرف این تنگه قرار دارد.

اما اوضاع و احوال افغانستان و مسایل مرتبط با سلطنت، حتی در ایام تفریح و گردشگری نیز جاذبه داشت. وقتی در هفته نخست ماه آگست 1930 برای چند روزی در بوسفور اقامت گزید، ناگه « به طور شتاب زده سوار بر یک کشتی بخار ایتالیایی احتمالاً به استقامت روم در حرکت شد. علت آن اختلال در وضعیت افغانستان بود. خبرنگار اسوشیتد پرس که او را دنبال می کرد، اظهارداشت که از نظرسیاسیون، دلیل عزیمت وی به یک رشته رویداد ها در کشورش بی رابطه نیست.
Star phoenix, Thu, Aug 7, 1930

با این حال، در روم اتفاق خاصی پیش نیامده بود. امان الله از زنده گی عادی در پایتخت ایتالیا لذت می برد و اغلب خودش عقب فرمان موتر می نشست و در بزرگراه های شهر راننده گی می کرد. * گاه ازین شهر به آن شهر می رفت.
شاه در شهر روم یک دفتر رهنمای معاملات ( ادارۀ املاک) باز کرده بود. غیر از ویلای گران بهایی را که برای اقامت خانواده خریده بود، یک خانۀ بزرگ دیگری هم به تازه گی اعمار کرده بود که از درک فروش آن پول کمایی می کرد.
The Brooklyn Daily Eagle Sun, Oct 16, 1932
پانوشت: هندیه دخترشاه امان الله می گوید « بابه جانیم موتروانی زیاد خوشش می آمد.»
ما را به موتر خود به بیرون از شهر و به لب بحر می بردند. برای ما اطفال جشن بود، به خاطری که با ما بازی می کردند وبا ما خوش ومهربان بودند. وقتی که هوا صاف می بود، پدرم خوش داشت که غروب را تماشا کند. وقتی آفتاب نزدیک به غروب ورنگ سرخ ونارنجی  وگلابی میشد، ایشان غروب را به حالت خاموش تا آخر تماشا میکردند.

کابل ناته -  محمداعظم سیستانی، چند خاطره از شاهدخت هندیه، دختر شاه امان الله غازی
سیمینار «غازی امان اﷲ خان دخپلواکی ستورى»، کلن آلمان
همچنان این منبع: برنامه تلویزیونی مهمان یار - فصل پنجم - قسمت بیست و نهم،

https://www.youtube.com/watch?v=IRJcS7DfVNY

شاه به شهرهای تاریخی و زیبای دیگرکشورها نیز سری می زد. یک روزنامه محلی نوشت: شاه پیشین افغانستان برای سپری کردن زمستان، شب گذشته از قسطنطنیه به (Brindisi ) *
آمد و از آن جا به زودی به اتفاق دخترش که در فلورانس * درس می خواند برخواهند گشت.
 وی برخلاف آوازه های اخیر در مورد بازگشتش به افغانستان دو باره به ویلای خویش در شهر روم برخواهد گشت.
The Guardian, Tue, Aug, 12, 1930

پانوشت 1: Brindisi  بندر گاه ساحلی در دریای آدریاتیک، در منطقه آپولیای جنوبی ایتالیا است.
پانوشت 2: فلورانس، زادگاه اندیشه ورز معروف، ماکیاول. یکی از شهرهای تاریخی در ایتالیا و ‌اکنون پایتخت ناحیه توسکانی ایتالیا است. فلورانس در حدود ۳۸۲ هزار نفر جمعیت دارد و پرجمعیت‌ترین شهر توسکانی به‌شمار می‌آید. شهر فلورانس با حومه، بیش از یک میلیون و ۵۲۰ هزار نفر جمعیت دارد.
فلورانس از کانون‌های مالی و بازرگانی اروپای سده‌های میانه و از ثروتمندترین شهرهای دوران خود بود. فلورانس را خاستگاه رنسانس ایتالیایی به‌شمار آورده و به آن لقب «آتن سده‌های میانه» داده‌اند.

علی الظاهر شهبانو او را در سفر هایش همرایی نمی کرد و با آن که اختلاف آن ها کماکان ادامه داشت، شاه به گردشگری سیاسی و تفریحی خویش ادامه می داد. درجریان یکی ازین سفر ها که امان الله با نام و مدارک جعلی سفر می کرد، برخی روزنامه های اروپایی مدعی شدند که دولت آلمان برای راه اندازی یک کودتا درکابل پایتخت افغانستان آماده می شود تا شاه پیشین – امان الله – را دو باره بر اورنگ پادشاهی برگرداند.

پانوشت: شاه سابق امان الله درهیات یک فرد ناشناس وارد رومانیا شد.
روزنامه بروک لاین نوشت: شاه سابق با رسیدن به رومانیا در یک هوتل درجه دوم اقامت گرفت؛ جایی که کسی از حضورش مطلع نشود. فرزند ارشدش (شهزاده هدایت الله) او را درین سفر همراهی می کند و گفته می شود چند روزی در مرکز خواهند گذراند.
گزارش شده است که جرمنی آماده راه اندازی یک کودتا در افغانستان است تا پادشاه پیشین- امان الله را که در حال حاضر در برلین به سر می برد؛ دو باره به صحنه قدرت باز گرداند. سلطه نازی ها بر افغانستان زمینه مساعدی را فراهم می کند تا آلمان درخیبر- دروازه هندوستان مستقر شود.

The Brooklyn Daily Eagle, Thu, Sep 11, 1930