-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ فروردین ۳۱, یکشنبه

سلطنت کوچک شاه در روم/ شجاع الدوله سفارت را غارت کرد

اسرارِ اعلیحضرت/ منشور امان الله در نقشه هیتلر و موسولینی- رزاق مأمون

عنوان بالا، نام مجموعه پژوهش های جدید براساس یافته های تا هنوز نا گفته دربارۀ اقامت سی سالۀ شاه امان الله درحوزۀ اروپا به ویژه ایتالیا است.


نشر پارۀ پنجم از فصل اول


درماه هایی که نبرد قدرت بین سردارنادرخان و حکومت «سقاوی» داغ بود، ازغارت سفارت افغانستان در لندن درنشریات پرده برداشته شد.
آرتورهندرسن وزیر خارجه بریتانیا در بیانیه ای بی پیشنیه فاش کرد که شجاع الدوله خان غوربندی وزیر پیشین در کابینه شاه امان الله را از لندن اخراج کرده است. درعقب اخراج وی یک رسوایی بزرگ وجود داشت. گزارش دولتی بریتانیا مشعر بود که خزانه ای شامل مقدار زیاد لاجورد به ارزش هزاران پوند ( که گفته می شود ملکیت امان الله شاه مخلوع بوده) به اضافۀ اسناد و مدارک مهم از سفارت افغانستان در لندن به یغما رفته بود.
ونکوور سن گزارش داد: مقامات، مقداری ازین مواد را دو باره به دست آورده  و در محضر دادگاه به صاحبان اصلی آن ها سپرده خواهد شد. شجاع الدوله در ماه اپریل ۱۹۲۵ به حیث سفیر انتصاب شده بود و به حیث یک روشنفکر برجسته و توانا به حساب می رفت. *

پاورقی: روزنامه از چهرۀ شجاع الدوله چنین تصویر داد: مردی با رخسار تیره، بروت کوچک، ابرو های سیاه وسوسه آمیز، نگاه های مظنون و فوق العاده خوش سیما است. موهای روی پیشانی اش به عقب شانه شده که حالتی وحشی به وی داده است.
وقتی از کار های دپلوماتیک فارغ است، اکثر اوقات خود را به سوار کاری و نشان زنی می گذراند. بعد از سرنگونی شاه امان الله، شجاع الدوله خود اختیار از وزارت دست کشید؛ مگر تا زمانی که حبیب الله کلکانی سفیر جدید نفرستاده بود، در سفارت باقی مانده بود. یونس خان سکرتر جوان و سابق شجاع الدوله از روش اداری و سبک امور سفارت نا خوشنود بود. مدتی بعد، شکایاتی از سوی یونس خان به کابل رسید و آخرامر به شجاع الدوله خان اطلاع داده شد که وی بعد ازین دپلومات ویژه و قابل پذیرش برای دولت خویش به حساب نمی رود و به زودی از وی خواسته شد تا لندن را ترک کند.

سفارت افغانستان در لندن غارت شد
The Vancouver Sun, November 9, 1929

دربیان رسمی دولت بریتانیا آمده بود: بعد از تماس آرتور هندرسن با شجاع الدوله برای خروج از لندن، مقامات رسمی، یک تعداد بکس ها را از نزد وی گرفتند که تا کنون در توقیف قرار دارد. بعد از عزیمت شجاع الدوله از انگلستان، یونس خان یگانه سکرتر باقی مانده در سفارت که هماره کارهای سفارت را درغیابت شجاع الدوله انجام می داد؛ مسوولیت سفارت افغانستان در لندن را بر عهده گرفت. وی در ساختمان با شکوه سفارت افغانستان در نبش دروازه پرینس و جاده کینگستون مشرف به هاید پارک، با وضعیت شگفت آنگیزی رو به رو شد.
اتاق های سفارت، درهم و برهم، مبلمان و اسباب گران بها ناپدید شده؛ وبه نظر می آمد تخت خواب ها هفته های متوالی پاک نشده بودند. لباس های آلوده و کثیف و بستره ها روی کف اتاق ها تلمبار شده و با قشر ضخیمی از کثافت پوشیده بودند. شماری از دروازه ها، بسته و مهروموم شده بودند. وقتی مهرو بوم ها برداشته شدند، مبلمان و بسته های اشیای قیمت بهای دیگر در میانۀ اتاق انبار شده بودند که قراربود به خارج از انگلستان انتقال داده شوند. اولین اقدام یونس خان این بود که 14 تن از کارکنان وابسته به شجاع الدوله را از کار برکنار کرد.
کارکنان سفارت دست به کار تمیز کاری سفارت شده و در بارۀ شماری از خشت های بسیار گران بهای طلا و جواهرات تحقیقات خود را شروع کردند. یک اندازه اشیای گمشده دو باره دستیاب گردید. از زمان خروج شجاع الدوله از سفارت، شماری از افراد به شمول شماری از بانوان، با سفارت پیوسته تماس می گرفتند. یونس خان- جوانی که امور سفارت را برعهده گرفته بود، فرزند یکی از ثروتمندان افغانستان بود که شخصاً مالک جایداد های وسیع به شمار می رفت. شجاع الدوله به سفارت افغانستان در برلین رفته بود. افزون برآن، بعد از خروج وی از لندن معلوم شد که وی قبل از ترک آن جا چهل هزار پوند را از سفارت خارج کرده و علاوتاً در لندن مبلغ هزار پوند قرضه خود را پرداخت نکرده بود. هرگاه وی دو باره به لندن برمی گشت، اقدام قانونی برای حصول قرضه در برابر وی صورت اجرا می گردید.

سفارت افغانستان در لندن غارت شد
The Vancouver Sun, November 9, 1929

مقارن این آشفته حالی، نشریات جهانی، ادعا هایی را پخش کردند که امان الله وشهبانو ثریا  توسط یک کشیش ایتالیایی در دوران تبعید به آئین کاتولیک گرویده اند.
در نشریۀ تایمز، مورخ 15 سپتمبر 1929 آمده بود که در حلقات کاتولیک گزارش داده شده که امان الله شاه سابق افغانستان و بانوی زیبای او، شهبانو ثریا در دوران تبعید ایشان در ایتالیا به آئین کاتولیک روم گرویده اند. یک مقام عالی در اقامتگاه بورنی کاردینال این گزارش را تأیید کرد که امان الله به علت دلخوری از ملاهای مرتجع افغان تصمیم گرفت از دین اسلام کناره گیری کند.
یک کشیش ویژه به نام اگوستینون پیریلی افتخار تغییردین شاه افغان را به عهده داشته است. امان الله با پدر روحانی، پیریلی در مراسم قبلی دیدار از ایتالیا در سال گذشته ( 1928) ملاقات داشته و امسال نیز پس ازین که شاه سابق در روم تبعید گردید، با او دیدار کرد. گفته می شود فرمانروای پیشین افغان و پدر روحانی- پیریلی- در باره آئین مسیحیت بحث و مناظره های طولانی داشته و اکثراً با هم قدم می زدند.
اگر موضوع گرویدن امان الله به دین مسیحیت درست باشد، این مساله اثرات عمیقی بر وضع سیاسی افغانستان برجا خواهد نهاد؛ کشوری که مسلمانان افراطی، شاه سابق را به نام یک خاین مورد هجوم قرار دادند. یک پیشوای مسلمان هندی در لندن گفت که ارتداد امان الله موقعیت حبیب الله بچه سقاء را تقویه کرده و ملا هایی را که رژیم غرب گرای امان الله را سرنگون کردند؛ تبرئه خواهد کرد.

همچنین متن صفحه رویال میوزینکز، مورخ 14 سپتامبر سال 2009 بدین شرح بود:
بربنیاد گزارش محافل کاتولیک ایتالیا، امان الله شاه سابق افغانستان و بانوی او- ثریا- در دوران تبعید خویش در ایتالیا به دین کاتولیک روم گرویدند. گزارش شده که یک کشیش روحانی « افتخار گرویدن شاه مخلوع افغان را به عهده داشته است». یک مقام عالی در اقامتگاه بورنی کاردینال این گزارش را تایید کرد که شاه به علت «دلخوری» از ملاهای ارتجاعی افغان» تصمیم گرفت که از دین اسلام به دین عیسویت بگراید.

Moberly, Monitor Index, Feb, 2, 1929

شاه و شهبانو، نسبت به این گزارش ها واکنشی آنی از خویش ظاهر نساختند. شاه امان الله بعد ها درنامه هایی عنوانی حکومت سردار هاشم خان، این گزارش ها را تکذیب کرد. شایعه گرویدن شاه و شهبانو به دین مسیحیت، در ارکان دولت کابل نیز در گردش بود. سردارنادرخان به وزیرمختار افغانستان در قاهره، هدایت داد که این خبر را رسماً درمجمع مسلمانان تکذیب کند. *

پانگاشت: دررساله ای که در زمان زمامداری سردارنادرخان برضد امان الله درکابل چاپ شده بود، چنین آمده است: خبرعیسوی شدن امان الله را که وزیرمختاراعیحضرت نادرشاه در مصر تردید کرد؛ ما می توانیم بگوئیم که اعلیحضرت نادر شاه هنوز هم بدخواه امان الله نیست.
تردید شایعات باطله شاه مخلوع
چاپ سنگی کابل- 1309 نویسنده: فیض محمد خان ذکریا، برگ 34

برای نشریات اروپا و امریکا، تهیه گزارش ها از زنده گی شاه پیشین افغانستان که دلبستۀ تمدن غرب بود و اندرین ره، سلطنت خود را به سود محافظه کاران مذهبی از دست داده بود؛ جذابیت داشت.
یک نشریه چنین نوشت:
امان الله شاه سابق افغانستان یک چهره جدید تاریخی در روم است. او یک ویلای زیبا را در چهار راهی پراتی ( Prati) در سمت راست ( Tiber)  میان سایه های ( Sant’ Angelo)  و نه چندان دور از ( Borgo) سابقه و خیابان پیترز خریداری کرده است. در اطراف ویلا باغ کوچکی با چند درخت پالم و سبزه زار موقعیت دارد.

پاورقی: منابع اطلاعاتی شوروی نیز درین باره اطلاعاتی را به مسکو فرستاده بودند که « امان الله با مبالغ میلیونیی  که از کابل آورده بود، جایداد بزرگی را در روم خرید و می توانست درین کشور زیبای اروپایی با آسایش و آرامش به سر برد. مگر ترجیح می داد به خاطر دستیابی به تخت از دست رفته، مبارزۀ پرشوری را آغاز نماید.»
جنگ افغانی استالین، برگردان عزیزآریانفر، برگ 249

نشریأ آلتونا میرور نوشته بود: این ویلا « اقامتگاه مؤقت» اوست و او همراه با زنش – شهبانوی سابق- شش فرزند و مادرش به آن جا نقل مکان کرده اند. آن ها متشکل از شماری زیادی از خدمتکاران  حکومت شاهی منحله و کارآگاهانی است که به دستور حکومت ایتالیا در آن جا مستقر شده اند. «سلطنت کوچک» او در داخل آن ویلا محدود شده است.  امان الله تا نیمه های شب سرگرم چیز هایی است. در باره پخت وپز گپ می زند؛ ریش تراشی،  دادن دستورالعمل به راننده، شمردن طوطی ها و بازی با تلفن مصروف است. بعد از خسته گی، وقتی میل رفتن به بازار به سرش می زند، بی درنگ راننده را صدا می زند؛ برای خرید بعضی چیز ها به مراکز خرید به داخل شهر می رود و هرچه هوس کند می خرد.

خبر ها مشعر بود که وی کتاب خاطراتش را می نویسد. ناشران انگلیسی، فرانسه، جرمن و امریکایی برای نشر کتاب او صف بسته اند. وی با آن همه مصروفیت هایی که دارد، تصمیم گرفته است که خاطرات خود را به منشی خود دیکته کند. مگر مانند صدها مرتبه قبلی این بارهم از تصمیمش منصرف شد و فکر نوشتن از مغزش فرار کرد. تدوین خاطرات در واقع پیشنهاد سکرترش بود که حاضر شده بود به طور جدی درین زمینه برایش کار کند. مگر امان الله ناگهان از خیر این کار در گذشت.
مورد دیگری که شنیده شد، امان الله از ونیز به استانبول و از آن جا به انقره رفت. او مادر و زن و فرزندانش را تنها گذاشت و به آن جا رفت تا از کمال پاشا استفسار کند که چطور توانست ترکیه را به سبک غرب مدرنیزه کند. مگر خاطره نویسی اش چه شد؟ هیچ معلوم نیست و تا کنون چیزی نه نوشته است. هرچند سی برگ از خاطراتش را به منشی دیکته کرده بود؛ اما بی درنگ شکی در دلش خلید و برگ های نوشته شده را با قیچی پاره پاره و مچاله کرد و به سکرترش داد. چرا؟ به خاطری که او گمان می برد انگلیس ها نسبت به آن علاقه مند بودند و او نمی خواست کاری کند که انگلیس ها را خوشحال بسازد. این یک دلیل بود. دلیل دیگر این بود که وی از ارزش کتاب نویسی اصلا سردر نمی آورد.
نویسنده گزارش می نویسد که برگ های خاطرات که امروز پاره پاره شده اند یک روزی نوشته خواهند شد. *

The Altona Mirror – March. 31 1930- Copyright, 1930, by New York Sun

پاورقی: برخلاف پیش بینی گزارش نویس اروپایی، امان الله هیچ گاه به تدوین خاطراتش که می توانست بسیاری از لایه های مستتر و وقایع نا گفته را به تاریخ افغانستان تحویل بدهد؛ همت نشان نداد. به استثنای امیرعبدالرحمان خان، خاطره نگاری هیچ گاه در فرهنگ زمامداران این جغرافیای بلاخیز راه نیافت. مضاف برین، دلیلی را که نویسنده اروپایی از احتراز خاطره نگاری امان الله بیان کرده، چندان اعتبار ندارد. در کتاب حاضر خواهیم دید که امان الله تا ژرفای استخوان از سرنوشت خویش نا امید بود؛ و به همان پیمانه به همکاری و اقدام متحدان اروپایی و مصطفی کمال و همچنین استالین، برای بازگشت به بارگاه سلطنت در کابل هیجان و بی تابی داشت و دریک چنین حالت روانی، تدوین کتابی در باب ماوقع سال های پادشاهی و شکست برایش اولویت نداشت.  ( نویسنده)


روزنامه نیویورک سن می نویسد: امان الله روزی از خانه غایب شد. در داخل ویلا هرچه پالیدند پیدایش نبود. آخر فهمیده شد که بدون اطلاع به کسی، به سواری موترش بیرون رفته است. علت بیرون رفتنش از خانه، دلخوری از کار آشپز خانواده بوده که چرا در دیگ برنج، بیش از اندازه، آب ریخته است. آشپز به شاه گفته بود که برای غذای ۲۲ نفر مگر به چه میزان آب در دیگ بریزد؟ امان الله ظاهراْ راه حل را سنجیده و برای خریدن ماشین حساب که معمولاْ در بانک ها استفاده می شد، بیرون رفته بود. اولین باری که این ماشین عجیب وغیر طبیعی را دیده بود، پیوسته در باره آن ها پرسان می کرد. در اخیر قانع شد که ماشین حساب به درستی کار می کند. در نظر او این بهترین راه بود که با استفاده از ماشین حساب، آشپز بتواند اندازأ آب در یک دیگ ۲۲ نفری را به درستی بسنجد. *

پاورقی: از ابتدای ورود به ایتالیا، حدود چهل تن از افراد نزدیک به خانوادۀ شاهی با هم یک جا به سر می بردند؛ اما بعد از ترک سفارت، شاه خانه ای درمنطقۀ سبز شهر روم خرید. درخانه جدید، شمار ساکنان خانه سرجمع به 22 نفر شامل مقربان نزدیک خانواده و خدمه رسیده بود.

شاه از زنده گی مشترک آن جمع دو درجنی درویلای جدید خوشحال بود.
نویسندۀ آلتونامیرور می نویسد: آن ها دور میز طویل روزانه دو یا سه مرتبه برنج صرف می کردند. امان الله از یک نگاه کمونیست است. گذشته از کمک ماشین حساب، او برای خوراک هریک از ۲۲ نفر از ساکنان منزل مبلغ یازده لیرۀ ایتالیایی اختصاص داده است و بین خود، شهبانو و مادرش و دیگر اعضای خانه هیچ تفاوتی قایل نیست و به طور برابر برای مصرف غذایی هریک از اعضای خانه روزانه 11 لیره تعیین کرده است.

The Altona Mirror – March. 31 1930- Copyright, 1930, by New York Sun

ظن و گمانی درین باره نیست که خصایل شاه، از اسلاف و اخلافش به یک اندازه متمایز بود.
شاهدخت هندیه با صمیمیتی دست ناخورده می گوید: پدرم همیشه می گفتند برای هرفرد افغانستان احترام داشته باشیم. غریب یا پولدار، مهم یا غیر مهم؛ وبه تمام اقوام احترام بگذارید. این توصیه ها را من هرگز فراموش نکرده ام و فراموش نخواهم کرد.

کابل ناته -  محمداعظم سیستانی، چند خاطره از شاهدخت هندیه، دختر شاه امان الله غازی
سیمینار «غازی امان اﷲ خان دخپلواکی ستورى»، کلن آلمان

ادامه دارد...