-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ فروردین ۳۱, یکشنبه

بقای عطا نور در بلخ، مدیون نفوذ مارشال فهیم در کابل بود

جنرال هابیل، گزارشی را خاطره نگاری کرده است.



‎زمانی مارشال صاحب در تكت آقاي كرزي به عنوان معاون نخست وارد كارزار انتخاباتي شد. به‌رغم كانديدا بودن ونيازشان به راي مردم، در کمپین‌های تبلیغاتی بر حفظ وحدت و يكپارچگي مردم - بخصوص حوزه جهاد ومقاومت- تأكيد مي‌نمود. ایشان دوره کمپاین را كوتاه وزود‌گذر می‌خواند و همواره توصيه می‌نمود تا حساسیت این دوره کوتاه را در نظر گرفته به گونه ی کار کنید تا در روزهای پس از کمپاین، صمیميت‌تان کماکان باقی بماند و به چشم همدیگرتان دیده بتوانید.
 در آن زمان، بعضي از چهره‌های سرشناس از حوزه جهاد و مقاومت كه مارشال صاحب فكر مي‌كرد از تكت آنها به رهبري آقاي كرزي در انتخابات حمايت مي كنند، برعكس از تكت به رهبري داكتر صاحب عبد الله عبدالله حمايت كردند. تعدادي باوجود داشتن مناصب و پُست‌هاي بلند حكومتي منجمله استاد عطاء محمد نور که در آن زمان والي ولايت بلخ بودند، عملاً وارد كارزار انتخابات شدند. طبيعيست كه اين كار سبب خشم آقاي كرزي- رئيس جمهور وقت- شد. 
پس از اعلام پیروزی تکت انتخاباتی آقای کرزی و شروع کار حکومت جدید، آقای کرزی تصمیم گرفت تا رهبری ولایت بلخ را تغییر دهد. در این زمان، خبر ناراحتی رییس جمهور و تصمیم او برای تغییر رهبری ولایت بلخ، به همه‌جا رسیده بود. در بحبوهۀ این تصمیم، به مارشال صاحب احوال رسيد که جناب استاد -والي بلخ- با تعداد يك صد وپنجاه نفر از بزرگان وشخصيت‌هاي آن ولایت غرض ديدار و تبريكي به جانب شما مي‌آيند.
 سرانجام استاد و سایر بزرگان بلخ به كابل رسيدند و ما ميزبان آن ها در قصر صدارت - دفتر معاونيت اول رياست جمهوری- بوديم. بعد از صرف نان چاشت و ادای نماز، مارشال صاحب وارد تالار شدند و باهر کدام از مهمانان، مصافحه و احوال ‌پرسي نموده، سپس بر جايگاه قرار گرفتند. محفل آغاز شد، براي مهمانان از جانب دفتر معاونيت اول خوش آمدید گفته شد و سپس هركدام به نوبه خود پيروزی مارشال صاحب را در انتخابات تبريك گفتند و از حضور ایشان به عنوان بزرگ مجاهدين و جانشين قهرمان ملي ياد نمودند. 
فرمانده نامدار جهاد علم‌خان آزادي در سخنانش بر نقش مارشال صاحب در پيروزي مجاهدين و سقوط شهر مزارشريف ياد آوري كردند. همين طور هركدام خاطرات خويش را از شرایط دشوار با مارشال صاحب بيان داشتند. جناب استاد عطا - والي وقت بلخ- نيز صحبت نموده، ضمن تبريكي، حضور مارشال صاحب را در جايگاه به دست آمده مايه دلگرمي خود و بقيه مردم خواند. هرچند در سخنان تمامی بزرگان تلویحا به ابقای استاد در ولایت بلخ اشاراتی می‌شد، اما در اخير يكي به نمایندگی از حاضرین پیشنهادهای را خدمت مارشال صاحب ارایه نمود که علاوه بر موارد دگر، از مارشال صاحب به عنوان بزرگ همه مجاهدین تقاضا نمود که از ابقای مجدد استاد به عنوان والی بلخ اطمینان دهند. 
سپس مارشال صاحب به مهمانان خوش آمدید گفته، حسب عادت از تعداد زياد حاضرين نام برده و به برخي از خاطرات خويش با آنها در زمان جهاد و مقاومت اشاره نمودند. در پایان از پیشنهادهای صورت گرفته به خصوص بحث جناب استاد استقبال نموده از ابقای استاد به عنوان والی بلخ اطمینان بخشیدند. دقيق به ياد دارم كه مارشال صاحب در سخنان اطمينانيه شان به مردم گفتند:
 تشكر از تک تک شما که این همه راه دور را زحمت کشیدید. اگر از قبل در جریان می‌بودم، طرفدار این همه تکلیف شما بزرگان نبودم. به هرحال خوش آمدید. از دیدن تان خوش حال شدم. مواردي را که اشاره نمودید، يادداشت كرده ام. در قسمت برادر عزيز و همسنگر ما- جناب استاد عطا – به شما اطمينان مي‌دهم كه انشاالله مثل سابق در خدمت شما به عنوان والي بلخ به كارخويش ادامه مي‌دهند. حضور استاد عطا در ولايت بلخ براي ما نيز مايه دلگرمي وضرورت است. با اطمينان كامل و خاطر جمع برگرديد و من پس از پایان این مجلس، با استاد یک جا نزد کرزی صاحب ميرويم.
 حوالي ساعت ٢ بعد از ظهر بود كه مارشال صاحب به داكتر گلبدين- دستيار‌شان- گفتند تا به دفتر رئيس جمهور احوال دهند كه یکجا با استاد به دفتر ایشان می‌آییم. این در حالی بود که در آن زمان بيشتر از هر ولایتی، رئيس جمهور با عملكرد والي بلخ در كمپین‌ها حساس شده بود. چند دقيقه نگذشته بود كه احوال رسيد: رئيس جمهمور منتظر است. 
من که معمولن کمتر به ریاست جمهوری میرفتیم، آن روز را تصمیم گرفتم که همراه با مارشال صاحب بروم. در صحن صدارت با مارشال صاحب و استاد صاحب عطا يكجا در موتر نشستيم. حاجي عاشور -از همراهان هميشگي مارشال صاحب- راننده، داكتر گلبدين- دستيار - در سيت جلو، من پهلوی چپ استاد درسيت عقب، مارشال صاحب طرف راست و استاد در وسط ما. خوب به یاد دارم که استاد در آن روز پيراهن گلدوزی قندهاري به تن داشتند. 
باورود از دروازه مقابل قصر نمبر يك نزديك قصر گلخانه موتر توقف كرد. دوست عزيزمان جناب حميد صديق رئيس تشريفات وقت وزارت امور خارجه انتظار ما را می کشیدند. تعجب و نگاه توام با عقده مسئولين امنيتي و كاركنان رياست جمهوري با دیدن استاد در كنار مارشال صاحب قابل درک بود. مارشال صاحب با استاد و حميد صديق داخل قصر گلخانه شدند. من در پايان آن روز از مارشال صاحب پرسيدم كه مجلس چگونه گذشت؟
 مارشال صاحب گفت: هیچ! قبل از آن که كرزي صاحب در حضور من به استاد عطا چيزي بگوید، در حالی که باهم دست نداده بوديم، با صدای كمي بلند‌تر گفتم: رئيس صاحب! استاد عطا آمده است و من به يك جمع از همراهانشان كه از مزار تشریف آورده بودند، اطمينان دادم که شما برويد و استاد كماكان به عنوان والي شما مي‌آيد. كرزي صاحب مكث كرد و شاید با دل ناخواسته خطاب به من گفت: "بسيار اعليٰ بسيار اعليٰ. خوب كردی فهيم خان ، بسيار كار خوب كردي. "
‏‎جريان مصاحبه استادصاحب را كه شخصاً دوست شان دارم وبرايشان احترام قايلم ، در برنامه کاکتوس تلويزيون يك تماشا كردم. فكر كردم شاید به دلیل کمی وقت، به اين قسمت تاريخي رویداد كه به بخش از آن اشاره نمودند، پرداخته نشد. به عنوان کسی که شاهد این رویداد بودم، خاطره را که قطعن تکمیل کننده
‏‎توضیحات جناب استاد است، با شما شریک نمودم.
‏‎جریان این رویداد در دفتر مطبوعاتي معاونيت اول رياست جمهوري حتمن وجود دارد. برادر ما حميد صديق رئيس تشريفات وقت ریاست جمهوری شكر زنده اند .