-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ فروردین ۲۸, پنجشنبه

اسرارِ اعلیحضرت/ منشور امان الله در نقشه هیتلر و موسولینی - 2

فصل اول، نشر پارۀ دوم درفیس بوک

عنوان بالا، نام مجموعه پژوهش های جدید براساس یافته های تا هنوز نا گفته دربارۀ اقامت سی سالۀ شاه امان الله درحوزۀ اروپا به ویژه ایتالیا است.




 تردیدی نیست که شاه امان الله، درخشان ترین شخصیتی بود که در سلسله شاهان کابل نشین، ظهور کرده بود. اما درمطالعات سالیان اخیر درجریان نگارش این کتاب، متوجه شدم که نیمه دوم شخصیت تاریخی شاه امان الله، با گذشت قریب به یک قرن، عمداً یا به علت محدودیت های دسترسی به منابع، درروایات تاریخی رسمی و مکاتیب غیررسمی مؤرخان درافغانستان پنهان نگه داشته شده است. 
«فصل نا تمام شاه امان الله» به نظرم همان نیمه پنهان کارنامۀ شاه است که اشرف غنی و امثالهم از شرح جزئیات آن تحاشی می جویند. در جریان نوشتن کتاب، به حقیقت ترسناکی رسیدم که هرگاه شاه، باردیگر به تاج و تخت کابل می رسید، به قول پدرایشان « عالمی برباد می رفت».
ترجیح می دهم قبل از نشرکاغذی این اثر، درین روزهایی که قرنطینۀ عمومی درجهان نافذ است؛ این کتاب را پاره پاره ( درقابل نشرفیس بوکی) به شایقان مسایل تاریخ گمشدۀ افغانستان پیشکش کنم. 

با ابراز حرمت به همه ای شما، رزاق مأمون- 2020


در جنگ چهارماهۀ لشکریان قندهار، با واحد های شبه نظامی امیرحبیب الله کلکانی و دسته جات داوطلب قوم سلیمان خیل در آوردگاه غزنی، موج شایعه و احتمال خیانت از داخل شبه نظامیان تازه مسلح شده تحت فرمان امان الله، سریع تر از همه چیز، مغز شاه امان الله را از کار انداخته بود. او از وقوع احتمالی یک ضربه از درون، به هراس اندر شده بود. *

پاورقی: در 15 ماه می 1929 لشکر تحت فرمان شاه امان الله در محاذ غزنی دچار اختلال شده بود. یک روزنامه غربی نوشت: « امان الله حتی زمانی که نیروهایش را فرماندهی می کرد،  احساس وحشت برایش دست داده بود.
Oakland Tribune- Friday- 24 May 1929

عناصر وفادار به انگلیس در صف لشکرهای در حال جنگ، آوازه ها را درجهت احتمال دستگیری شاه و تحویل وی به نفرات حبیب الله پی آیند پخش می کردند. روزنامه انگلیسی گاردین بر بنیاد «تلگرام مرکز خبر- بمبئی سه شنبه» نوشت: گزارش های اولیه از پشاور حاکی است که بچه سقاء رهبر شورشیان نه تنها کابل را قبضه کرده، بلکه شاه امان الله و شاه جدید عنایت الله خان را در اختیار خود دارد. تایید این خبر در شرایط جنگی افغانستان هنوز صورت نگرفته است.

The Guardian, Fri, Jan 18, 1929

هدف از تظیم این شایعات، درز اندازی بیشتر بر آبگینۀ امید شاه برای بازگشت به میدان جنگ بود. سرانجام منابع اطلاعاتی درهند، اطلاع دادند که شاه سابق امان الله با عبور از مرز جنوبی افغانستان به سوی بمبئی روان است.
سپس تلگرام رویترز به سمله مواصلت کرد؛ بدین شرح:
بعد از شکست لشکرهای امان الله در پادگان کلات غلزایی به وسیله اردوی حبیب الله متشکل از غلجایی ها به فرماندهی جنرال عبدالقیوم، امان الله همراه با خانواده اش به روز پنج شنبه 23 می 1929 بعد از ظهر بدون آب و نان خود را به سوی ناحیه چمن نقطه مرزی هند انگلیسی رسانیدند. سرگرد وینگات فوری رهسپار ایستگاه مرزی چمن شد تا به شاه امان الله و همراهانش تسهیلات فراهم کند.
زمانی که شاه امان الله در قندهار، لشکر و بارگاه آراسته بود، ‌یک گروه از نامه نگاران شیکاگو تریبیون با استفاده از یک هواپیمای کوچک به قندهار آمده بودند.
شیکاگو تربیون گزارش داد که بچه سقاء از نظر نظامی بر اوضاع و تدارکات اردو به شمول پانزده طیاره کنترول مسلط است. هرچند بسیاری از هواپیما ها تخریب شده اما شماری از آن ها آماده انجام عملیات می باشند. *
اما واحد های جنگی امان الله که به شکل اضطراری و با توزیع پول سروسامان یافته بود، از انگیزۀ رزم و فتح کابل تهی بودند. عبدالوهاب ترجمان امان الله به خبرنگار امریکایی گفته بود که خلبانان افغان بالطبع با بچه سقاء مخالف اند؛ مگر مجبور اند برایش کار کنند؛ چرا که حبیب الله در جریان جنگ،  زنان، اقارب و دوستان آنان را به اسارت گرفته است. * امان الله حتی یک طیاره در اختیار ندارد و به طور کامل منزوی است. او حتی یک دستگاه بی سیم با خودش ندارد. سربازان حاضر به جنگیدن با حبیب الله نیستند و می گویند ماه رمضان است. **می گویند بعد از ماه روزه تصمیم می گیرند چه باید بکنند.
پاورقی: هیچ مدرک معتبر، یا مقرون به اعتبار برای تأیید آن چه خلبان شاه امان الله به نامه نویس شیکاگو تریبیون گفته، حتی درمکاتیب دشمنان دو آتشۀ ارکان سقاوی اول، رؤیت نشده و من به آن دسترسی نیافتم. ( نویسنده)
** خبرنگار می نویسد یکی از خلبان های امان الله که طیاره ای در اختیار نداشت، در ماه رمضان از من یک سیگار طلب کرد و در داخل طیاره ما آن را دود کرد.
Chicago Tribune- Monday- 25 February 19929
خبرنگار امریکایی حاضردرصحنه می گوید: با وجود نا به سامانی وتفرق، شاه امان الله به سوی هرات در حرکت بود. وزیر خارجه اش ( غلام صدیق خان) بیرون آمد تا طلا و نقره و دیگر دارایی ها شاه وحکومت را از قندهار به هرات یا به خارج انتقال دهد تا درصورت ضرورت شاه از نظر مالی در مضیقه قرار نگیرد. در هرات شهبانو ثریا که طفل هشت ماهه * در بطن داشت، شوهرش را قاطعانه برای استرداد سلطنت تشویق می کرد.
شاه بعد از صرف غذای شب ساعت ها به عبادت مشغول می شد.
پاورقی: کودک هشت ماهه دربطن شهبانو، دخترزیبایی بود که به زودی در روزهای غمبارحرکت شاه و شهبانو به سوی اروپا، درهند دیده به گیتی گشود و شاه حسب خواهش مسلمانان هندی، او را هندیه نام نهاد.
خبرنگار شیکاگو تریبیون نوشته بود: شاه هنگام خروج از کابل به بهای 200 هزار تا 2500 دالر طلا با خودش آورد. * او معاش تمامی کارگران و انجنیران آلمانی را قطع کرد. در کاخ هرات هرچند رهبران اقوام برای نشان دادن وفاداری به امان الله جمع می شدند؛ اما یکی از ماموران روسی به من گفت که مشکل امان الله نداشتن پول برای پیشبرد جنگ است.
Chicago Tribune- Monday- 25 February 19929
پاورقی: سنجش نرخ دالر در سال 1929 با ارزش آن در سال 2020 نشان می دهد که ارزش دالری نقدینه ای که به گفته خبرنگار شیکاگو تریبیون- شاه امان الله با خود از ارگ کابل به کندهارآورده بود، مبلغ سه میلیون و هفت صد وهفتاد یک هزارو پنج صد و پنج دالر می شود. اما معلوم است که نامه نگار امریکایی از محتوای صندوق ها وجعبه ها اطلاعی نداشته و طوری که در فصول بعد خواهیم دید، از روی قیاس و تخمین نادرست، آمار داده است. ( نویسنده)
علاوه برآن، خبرنگار شیکاگو تریبیون، از دیدن همه چمدان ها و بسته های چرمی ( بدون اطلاع از محتویات آن ها) تصور کرده بود که آگنده ازجواهرات اند! حال آن که درگزارش خود اشاره داده بود که امان الله و ثریا در برگشت از اروپا چندین صندوق بزرگ پر از نیم تنه های شب، لباس های شام، جواهرات و کفش های پاشنه بلند را با خود به کابل آورده بودند.
Chicago Tribune- Monday- 25 Feb 19929

مفرزه های هند بریتانیایی نیز در اطراف شاه و دربار آواره در هرات و قندهار می پلکیدند. به زودی به تاریخ ۲۴ فبروری ۱۹۲۹ گزارشی به کلکته واصل گشت که  شاه سابق کاخ خود در کندهار را به قصد سفر به هرات که یک قرارگاه سیاسی روسیه در آن جا وجود دارد؛ ترک کرده است. کنسولگری شوروی در هرات در ضدیت با بچه سقاء و به نفع امان الله خان تبلیغات به راه انداخته است. گزارش مشعر است که امان الله در هرات ممکن است از روسیه خواستار کمک شود. *

The Billings Gazette, Mon, 25 Feb, 1929

پاورقی: سه هفته قبل از آن، هدایت پسربزرگ شاه ( به حواله کالگاری هرالد، 4 فبروری 1929) به دستور پدرش روانه مسکو شده بود. روزنامه کالگاری هرالد، 4 فبروری 1929 گزارش داد که شهزاده شب گذشته به بروکسل رسیده و قراراست از آن جا از طریق برلین عازم مسکو شود.
شهزاده هدایت درهفت سال حاکمیت پدرش در چندین آموزشگاه فرانسه تحصیلات خود را انجام داده بود.

از سوی دیگر، عملیات ناتمام واحد های ارتش سرخ ( شوروی) در تسخیر مزارشریف به هدف فتح کابل و کمک به بازآوری سلطنت امانی راه اندازی گردید. جنگ در مزار هرچند شتابنده و خونبار بود؛ در واقع، یک برنامه انارشیستی و نا هم آهنگ بود. شوروی از بیم رویارویی مستقیم با انگلیس، مارش نظامی خود را به جای آن که از قندهار ( شهرهم مرز با امپراتوری رقیب) سازماندهی کند، به شکل جنگ گذرا درشمال به نمایش آورد. ظاهراً مأموریت فتح کابل با عبور از راه بامیان، سریع و کارتمام می توانست به انجام برسد. این شبهه پر رنگ می نماید که امان الله به پسآمد عملیات نیروهای مجهز تحت امر غلام نبی خان چرخی در فتح شمال و غلتیدن سریع به سوی کابل، یا دلبسته گی نشان نداد یا نسبت به پس آمدِ درخشان چنین اقدامی بی باور شده بود. واقعیت این است که در لشکر شاه در استقامت جنوب، نوعی بی نظمی پدید آمده و بوی توطئه می آمد.
آیا دپلومات ها و گماشته گان استالین در قندهار واقعاً او را لحظه به لحظه در جریان تغییرات در میادین جنگ شمال افغانستان قرار می دادند؟ پس شاه را چه درسر افتاد که علی رغم ارادۀ آتشین به فتح دو بارۀ سلطنت، ناگه از میدان به در رفت؟ مدارک رو شده این نظر را تقویت می کند که بین نهاد های قدرت در شوروی در رویکرد شان نسبت به « پادشاه گردشی» در شاه نشین کوچک کابل اتحاد نظر قطعی وجود نداشت و تماس های آنان در سطح مقامات عالیه با انگلیس، مسیر را درجهت دیگری هدایت می کرد.

چشم دوم تاریخ، رزاق مأمون، چاپ اول، بهار سال 1398، انتشارات سعید- کابل، برگ 392

انگلیس در شتاب بخشیدن به خروج شاه از افغانستان پیش دستی می کرد. قبل از آن که شاه فرصت اندیشیدن روی این دو گزینه را پیدا کند، مرزبانان و کارکنان سیاسی در کویته و چمن دستور گرفته بودند که شرایط عبور امن و محترمانه شاه و همراهانش از قلمرو امپراتوری بریتانیا را سهل سازند.
چشم دوم تاریخ، رزاق مأمون، چاپ اول، بهار سال 1398، انتشارات سعید- کابل، برگ 392

شاه به مدت چهار ماه و 9 روز در قندهار اقامت گزید و برای بازپس گیری کابل لشکر کشی های نا موفق انجام داد. ظاهراً بخش اعظم نقدینه های «افغانی» را که از خزانۀ کابل انتقال داده بود؛ در رزم و پیکار بی حاصل برای دوباره گیری کابل به مصرف رسانید. به نظر می رسد شاه و درباریانش ضمن آن که از ماهیت دگرگونی سیاسی و نظامی، تحلیل و سنجش دقیقی نداشتند، هم آهنگی و ارتباط قندهار با حوزۀ فعالیت سردارنادرخان درجنوبی و ساحه عملیاتی ارتش سرخ و غلام نبی خان در صفحات شمال نیز نزدیک به صفر بود؛ ازین رو، امید از کف داده، فقط  به دنبال کاروان قسمت و تقدیر درحرکت بود.
شاه، با خروج نا منتظر از آخرین میدان معرکه درقندهار، خط و نشان کشی های خویش در باب ثابت قدمی در ره نجات سلطنت را فراموش کرد. او مدتی پیش از نزدیک شدن به ایستاه آخر در زمین افغانستان، درفرمانی به نایب الحکومه هرات اعلام کرده بود که: « تمام مردم از هر طبقه گریان و به های های در آمده گفتند که از شخص شما در گذر نیستیم و شما پادشاه ما می باشید. تمام ملت قندهار به یک دل و زبان به دامن من آویختند گفتند که تا یک فردی از ما مردم حیات باشیم نمی مانیم که اعلیحضرت زمان اداره ما مسلمانان افغانستان را از کف بماند ووجدان و شرافت و افغانیت ما قبول نمی کند که به مثل بچه سقاو یک شخصی را که تمام عمر آن به قتل و تعب و غارت جان و مال مسلمانان گذشته باشد، و هم دارای یک نسب افغانی نباشد،  و حال به جای اولی الامر بنشیند؛ قبول کنیم.
وی درفرمان خود عنوانی نایب الحکومه هرات می افزاید: یقین دارم که شرافت و افغانیت شما مردم نیز قبول دار این مساله نخواهد شد که یک شخص بی نسب و بی حیثیت بر تخت سلطنت تکیه زده این مملکت مقدس و ملت با غیرت را بازیچه دست خواهشات خود بسازد.»


دریک اعلامیه رسمی حکومت هند انگلیسی گفته شد که حسب خواهش امان الله برای او وهمراهانش، امکانات تسهیلات عبور از ناحیه مرزی تا بمبئی آماده شده وقطار ویژه ای برای سفرراحت آنان درنظر گرفته شده است. روزنامه های غربی از « سقوط کامل تلاش های امان الله برای بازپس گیری تخت شاهی» خبردادند. *
پاورقی: امان الله و شهبانو ثریا به روز پنجشنبه 23 می 1929 وارد شهرک مرزی چمن شده و به روز 24 می به سوی بمبئی حرکت کردند.
The Muscatine Journal, Friday, May 24, 1929

قطار مهاجران سلطنتی کابل به تاریخ 27 می 1929 با عبور از دهلی جدید، به شهر بمبئی رسید. شاه در بمبئی اعلام کرد که قصد بازگشت به افغانستان را ندارد. وی از ابراز نظر در باره وضع سیاسی و برنامه های آینده اش خود داری کرد. *
The Miami News, Mon, May 27, 1929
پاورقی: خبرنگار روزنامه پیتزبورگ پوست گازیت که شاهد صحنه بود چنین نوشت: امان الله  هنگام عبور از دهلی نو که با ده ها تن از همراهانش رهسپار بمبئی بود، دربرابر موجی از کارکنان رسانه با وضاحت اظهار داشت که دیگر «قصد بازگشت به افغانستان را ندارد.» او از صحبت در بارۀ وضع کشورش نیز امتناع ورزید.
Pittsburgh – Post- Gazette- Monday 27 May- 1929

خبرنگارگاردین گواهی داد: امان الله  به دیدار مردم تمایل نشان نداد؛ هرچند در گفت و گو با رویترز انتباه داد که هیچ علاقه ای به بازگشت به افغانستان ندارد. شاه سابق بیشتر علاقه مند صحبت در بارۀ برنامه های آیندۀ خویش است. نشریات اسلامی در هند نسبت به بدبختی وسقوط امان الله ابراز همدردی کرده اند. *
پاورقی: روزنامه گاردین انگلیس خبری را چاپ کرد با این عنوان: خداحافظی امان الله با افغانستان.
خبرنویس نوشت: بسیاری ها به این باورند که شاه سابق امان الله بعد از مشوره با سردار نادر خان تصمیم به خروج از افغانستان دارد.
The Guardian, Mon, May 27, 1929

شاه، تصمیم تاریخی خویش را گرفته بود. *
پاورقی: شاه گفته بود: افسوس که من مانند تزار کشته نشدم. حالا دیگر راه دیگری جز این که به خارج بروم، برایم نمانده است.
منبع: راز های سر به مهر تاریخ دپلوماسی افغانستان در نیمه نخست سده بیستم- الکساندر کنیازوف، عبدالله یف، پانین، پلیف و تیخانف. به گزینش و گزارش عزیز آریانفر

پایان پاره دوم نشر فیسبوکی، ادامه دارد...