-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ اردیبهشت ۱۲, جمعه

شاه ورشکسته می شود


اسراراعلیحضرت/ منشور امان الله درنقشه هیتلر و موسولینی- رزاق مأمون
قطعه نخست از فصل سوم



چون اقتصاد عمومی پیشاپیش تسلیم مدیریت « سرمایه گزاری برنامه ریزی شده» دولت فاشیستی شده بود، با آغاز جنگ دوم جهانی، شوک تورم شدید و کساد بازار درایتالیا، همانند گرگی بر رمه زد و نخستین قربانیان خود ( اقتصاد خرده پا) را بلعید. عواید شخصی شاه مدت ها پیش از آن رو به نزول گذاشته بود.
شاه در تنظیم مخارج یومیۀ خانواده، « از مصارف اضافی جلوگیری می کرد».


کابل ناته -  محمداعظم سیستانی، چند خاطره از شاهدخت هندیه، دختر شاه امان الله غازی
سیمینار «غازی امان اﷲ خان دخپلواکی ستورى»، کلن آلمان

همان گونه شاه نسبت به عاقبت کاروبار تجارتی خویش دستخوش « بدبینی» شده بود، حتی موفق نشده بود در واپسین ماه هایی که آواری توفان جنگ جهانی از دوردست ها به گوش می رسید، سرمایۀ ثابتی را که درتأسیسات ساختمانی به کاربسته بود؛ دو باره نقد کند. همه چیز درکام تورم، بحران وکساد فرورفته بود.

تلخ ترین روزهای زندگی ما در دورهً جنگ این بود که ما هفته هاو ماه ها تنها شلغم میتوانستیم بخریم وبخوریم وگوشت درک نداشت و اگر پیدا میشد بسیار گران بود وما توان خرید آن را نداشتیم. پدرجانم برای آنکه من وخواهرم ناجیه که هفت وهشت ساله و خورد ترین خانواده بودیم،  دچار سوء تغذی نشویم واز رشد جسمی عقب نمانیم ، هرسال برای مدت سه ماه ما را به یک موسسه خیریه در سویس که از طرف کلیسا سرپرستی میشد میفرستاد تا در جمله سایر دختران واطفال بی سرپرست  ازماهم سرپرستی صورت بگیرد. درآنجا برای ما غذای بهتری داده میشد که درآن  گوشت و پنیروشیر هم بود و بعد از سه ماه دوباره به روم برمی گشتیم. چون بازهم خوراک ما شلغم بود، بزودی ما دوباره لاغر میشدیم. واین بسیارمشکل است که آدم عوض نان خشک وعوض گوشت وعوض شیروپنیرومسکه ویا برنج وسبزی گوشت، شب ، چاشت وحتی صبح شلغم بخورد.

کابل ناته -  محمداعظم سیستانی، چند خاطره از شاهدخت هندیه، دختر شاه امان الله غازی
سیمینار «غازی امان اﷲ خان دخپلواکی ستورى»، کلن آلمان

هندیه شرح میداد که بار آخریکه پدرجانم ما را به سویس به همان موسسه خیریه فرستاد ، بجای سه ماه ، مدت دوسال درآن جا باقی ماندیم. اگرچه قانون آن موسسه از سه ماه بیشتربکسی اجازه نمیداد که بماند ، مگر به دلیل شدت جنگ و بسته شدن سرحدات میان ایتالیا وسویس ما تا دوسال ماندیم و خوشبختانه که رئیس آن موسسه پدرجانم را میشناخت وما را از موسسه بیرون نکرد وما دوسال تمام در سویس ماندیم وخوشحال بودیم که اگر ازخانواده بدور استیم مگر خوراک وپوشاک بهتر نسبت به خانه برای ما میسر میشد و زمانی که جنگ به آخر رسید، ما توانستیم دوباره به ایتالیا نزدخانواده  بر گردیم در ترمینل قطار ریل پدرجانم برای بردن ما آمده بود.

 هندیه جان گفت: در تمام مدت دوران جنگ من فقط یک پیراهن داشتم و با احتیاط از آن فقط در دعوت ها استفاده میکردم که پاره  نشود. بالاپوش زمستانی نداشتم. من بالا پوش برادرم را که ابتدا پدرم مدتها آن را پوشیده وکهنه کرده بود وبعد به برادرم رحمت الله رسیده بود و بعد از او به برادر دیگرم احسان الله رسیده بود واو آن را رویگردان کرده بود ومی پوشید، سرانجام برای من رسید ومن آن را نزد خیاط بردم وگفتم که آن را برای من چپ وروی کند ، خیاط گفت: دخترجان یک لباس فقط یک بار میتواند روی گردان شود واین دیگرآن قدر کهنه است که نه چپه میشود نه راسته. بناچار همان بالاپوش را من پاره کردم واز قسمت های  پشت  آن برای خود دامن ساختم. بدین سان روزگار میگذشت.

کابل ناته -  محمداعظم سیستانی، چند خاطره از شاهدخت هندیه، دختر شاه امان الله غازی
سیمینار «غازی امان اﷲ خان دخپلواکی ستورى»، کلن آلمان


اما زیر پوست آرامش آن سال ها، حتی پیش از پایان دهۀ دوم قرن بیست، رویداد های ناگواری به جریان افتاده بود که سایه روشن های فریبندۀ آن دیدِ خرده مالکان جوامع اروپایی را به بازی گرفته بود. شاه امان الله که خود عضوی از صنف صاحبان اقتصاد کوچک درایتالیا به شمار می رفت، از آن چه در درون باشگاه سرپوشیدۀ اقتصاد حکومت فاشیستی موسولینی موج می زد؛ اطلاع بسنده نداشت.
کاهش ارزش پول ایتالیا حتی چهارسال پیش از اقامت خانوادۀ شاهی افغانستان در روم، آغاز شده بود. شاه تحلیلی از کسر نرخ پول در جریان تلاطم اقتصادی در پنج سال گذشته تصویر روشنی در ذهن خود نداشت. « در سال 1925، به دستور موسولینی به میزان 320 میلیون لیر ایتالیا بدون اجازۀ وزیردارایی ( آلبرتو ده استفانی) به یک باره سوزانده شده بود. کارگزاران رهبرفاشیست اتیالیا این اقدام را به هدف مهار تورم پول انجام داده بودند. »

Historia, articolo intitolato "Il ministro delle Finanze dà alle fiamme 320 milioni", a pag 8 dell'inserto

واقعیت این بود که مردم ایتالیا از سال 1922 تا 1925 از برنامه های اقتصادی کوتاه مدت و زود بازدِه حکومت بنیتو موسولینی « درامتداد ایدئولوژی فاشیستی» حمایت کرده بودند؛ تا وی تعهدات خود را به سر برساند. اما اقتصاد ایتالیا در موجی از انباشت، بدهی و بیکاری فراگیر برجا مانده از بحران جنگ جهانی اول شناور بود که تا سال 1943 از اثرات آن کاسته نشد.  
در اوایل سال 1923 پارلمان ایتالیا تحت فشار موسولینی « پیمان سیاسی و اقتصادی میان ایتالیا و اتحاد جماهیر شوروی» تصویب کرد. 
 Xenia Joukoff Eudin and Harold Henry Fisher, Soviet Russia and the West, 1920-1927: A Documentary Survey, Stanford University Press, 1957, p. 190

با این حال موج سواری فاشیست ها بس قدرتمند بود. دولت فاشیست از سال 1925 « برنامۀ مفصلی را روی دست گرفته بود» که شامل کمک های غذایی، مراقبت از نوزادان، کمک به مادران، مراقبت های بهداشتی عمومی، مبالغ معاش افزوده، تعطیلات با حقوق، حقوق بیکاری، بیمه بیماری، بیمه بیماری شغلی و بیمه مسکن و سن و معلولیت بود. او از هزینۀ عمومی تنها 400 میلیون لیر به گشایش و ساخت مدارس خرج کرد.

A. James Gregor, Italian Fascism and Developmental Dictatorship, Princeton: NJ, Princeton University Press, 1979, p. 260

اقدامات متهورانه و پرفشار، امری غیرعادی بود؛ اما بر اذهان عامه غلبه داشت. تا سال 1925 ایتالیا از نظر اقتصادی در خط رشد متوسط جلو می رفت؛ اما ناتوانایی ساختاری در دستگاه اقتصادی، سطح تورم را بالا می برد که درنتیجه ارزش پول آرام آرام رو به کاهش نهاده بود. در سال 1922 یک پوند انگلیسی معادل 90 لیر و درسال 1925 یک پوند با 135 لیر ایتالیایی قابل مبادله بود. درهمان سال انحصار دولت بر زیر بنای تلفن و ارتباطات خاتمه یافت و فرآورده های دولتی درین بخش به «کنسرسیوم تولید کننده گان رقیب» واگذار گردید. 

Daniel Guérin, Fascism and Big Business, Chapter IX, First section, p.191 in the 1999 Syllepse Editions

علی رغم ادامۀ روند کاهش ارزش لیر تا سال 1926، صادرات ارزان فرآورده های ایتالیایی رو به افزایش بود. با این حال، وضع سیاسی ناهنجار بود. ظاهراً موسولینی متوجه عواقب کار شده بود و آن را یک « وضعیت ویروسی» می دانست که به اعتبار وی لطمه وارد می کرد. او در 18 آگست سال 1926 در بیانیه ای، شعار « نبرد برای لیر» را سر داد و دربارۀ بازگشت ارزش لیر به سطح سال 1922 داد سخن داد. لازمۀ این کار تلاش برای فروکاست سطح تورم بود که با دشواری های سنگینی همراه بود. درهرحال سیاست اقتصادی فاشیستی در مسیر سرمایه داری پیش می رفت. حال آن که او خواستار ایجاد یک «جامعه ملی» براساس تأمین سود همه گانی بود. اتحادیه های کارگری را ملی اعلام کرد وعضویت کارگران دراتحادیه های ملی اجباری گردید و مناسبات درهم جوشی بین اقشار کارگری و کارآفرینان بزرگ به وجود آمد. *
* بررسی کلی دستگاه پرپهنای اقتصاد متزلزل ایتالیا درآن دوره، و نشاندهی شاخص های روند تولید، بهره، مزد، انحصار دولتی و تضعیف ظرفیت رقابت در بازار و پیچیده گی های رشد و کاهش تورم مالی درایتالیا حداقل از دایرۀ اشارات فشردۀ ما در مبحث بیرون است. 

فاشیسم دولتی، با فرضیات شعاری مانند مشارکت، جامعه پذیری، روش استبداد و سوسیالیزم ملی به عنوان « یک راه سوم در مقایسه با سوسیالیسم بین المللی و سرمایه داری لیبرال» جلو می رفت. « به طور کلی، در این دوره، دولت از نظر سیاست اقتصادی، می خواست تولید داخلی را سرعت داده و با ایجاد توازن، عمدتاً در خطوط لیبرالیسم کلاسیک جلو برود.»

William G. Welk, "Fascist economy policy; an analysis of Italy's economic experiment", Harvard University Press, 1938. pp. 163

با آن که شعارهای رسمی بلند بالا، علی الظاهر انگیزۀ عمومی برای یک دورۀ درخشان رشد اقتصادی را تقویت کرده بود، علی رغم پول سوزی گسترده، روند اُفت ارزش لیر کماکان از نفس نیفتاده و نرخ ارزشی پول ایتالیا سیرنزولی داشت. موسولینی سال بعد ( 1926) دریک سخنرانی خواستار جلوگیری از تورم و تثبیت ارزش پول کشور شد. این درحالی بود که او با انفاذ قوانین سخت گیرانه وفاشیستی، اهداف خود را دنبال می کرد و حتی اعتصاب ها را ممنوع قرار داده بود. همزمان، گیسوپ وولپی وزیر جدید دارایی اصلاحاتی را به میان آورد که درنتیجه، از سال 1925 تا 1927 سطح تورم کاهش داده شد.

William G. Welk, "Fascist economy policy; an analysis of Italy's economic experiment", Harvard University Press, 1938. pp. 165



مگر موازی با افزایش ثروت، افزایش تورم، بخشی از روند فراگیر تولید صنعت جنگی در اواسط دهه 1920بود. 

 Patricia Knight, Mussolini and Fascism, Routledge 2003 page 64


نتیجه آن شد که درسال 929 ( سال ورود خانوادۀ شاهی افغانستان به روم) ایتالیا دربحران اقتصادی سختی گرفتار آمده بود؛ نرخ پول پیوسته فرومی کاست و فرآیند تولید کُند شده بود و سطح بیکاری بین سال های 1929 تا 1933 از 300787 نفر به 1.018.953 در  افزایش یافته بود.

1. William G. Welk, "Fascist economy policy; an analysis of Italy's economic experiment", Harvard University Press, 1938. pp. 166
2. ^ "La politica economica del fascismo. La crisi del ‘29" di Paolo Sylos Labini, su ojs.uniroma1.it.


«اقتصاد فاشیستی» افت وخیزهای متناوب بحران و تورم را به گونه ای دیگرپشت سرگذاشت و با تکیه برنظام «شرکت مداری» درآلمان و ایتالیا، از سال 1930 به بعد با قدرت و ابتکار، وارد میدان گشته بود. درامریکا نیز «سرمایه گزاری برنامه ریزی شده» سربرآورده بود که در واقع، تکرار شکل وشمایل نظام «شرکت مداری» اقتصاد بود. این طریقۀ مدیریت اقتصادی حتی وینستون چرچیل را سرشوق آورده بود. مشارالیه در ۱۹۲۷ نوشت: «اگر من ایتالیایی بودم بی‌شک تماماً در کنار شما و پیراهن سیاه فاشیست می‌بودم.» این گرایش عمومی دراروپا وامریکا بود که « بزرگ‌ترین مانع گسترش فاشیسم اقتصادی را «معیارهای لیبرالی قانون و تضمین قانونی حقوق مالکیت» قلمداد می کرد. * 

http://ensani.ir/fa/article/50878/ 
   *لارنس نیس امریکایی نویسنده کتاب «ظهور فاشیسم آمریکایی» ،۱۹۳۶ 

همچنین جورج برناردشاو در 1927 اعلام داشت که «سوسیالیست‌ها باید خوشحال باشند که سرانجام سوسیالیستی (موسولینی) را یافته‌اند که همانند رهبران با مسوولیت سخن می‌گوید و عمل می‌کند.»
به این ترتیب، از آغاز ماجرا روشن بود که نظام اقتصادی مسلط برایتالیا درسالیان قبل ازجنگ که شاه امان الله، برای خودش اقتصاد عایداتی خرده پا راه انداخته بود، اصل «تضمین حقوق مالکیت» را تهدید می کرد وهمه چیز می بایستی برمدارشرکت هایی می چرخید که سکان آن دردست اقتصاد مداران « اقتدارگرای» فاشیستی قرار داشت.
درظاهر امر، حقوق و توسعۀ مالکیت متوسط و بزرگ، بخشی از سازوکار «شرکت مداری» اقتصاد بود که خود بر مدار تصمیمات دولت درحرکت بود. « یعنی خود کفایی کشاورزی، صنعتی و منابع اقتصادی و درکُل، تأمین استقلال اقتصاد ملی. هدف اصلی، افزایش تولید رقابتی فرآورده های ایتالیایی در بازار های داخلی، اجرای تعرفه ها و موانع گمرکی سنگین برکالاهای تجاری بود.» 

William G. Welk, "Fascist economy policy; an analysis of Italy's economic experiment", Harvard University Press, 1938. pp. 172

یک مؤلفه این سیاست، با آن که در دیدگاه بسیاری ها رشک انگیز می نمود، حق مالکیت دولت بر «فرد» بود. فلسفۀ سیاسی که « با ستایش مفهوم ملت» درواقع با لیبرالیزم کلاسیک وداع می گفت.
درین میان قشرمتوسط، درتشوش، اشتباه محاسبه و سردرگمی افتاده بود. استقلال ملی متکی بر افزایش تولید رقابتی درسطح داخل و لگام زنی شرکت های خارجی از طریق گذاشتن تعرفه های سنگین، فقط راه را به توانمند سازی غول صنعتی دولت فاشیستی باز می کرد که خودش را برای جنگ فراگیر و مدهش آماده می کرد. اقتدارظاهری اقتصاد شرکت مدار ایتالیا، اقتصاد خرده پا را نخست به لرزه درمی آورد؛ و درگذاربعدی، درخود هضم می کرد.