-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ اردیبهشت ۲۰, شنبه

دعوت نازی ها از شاه امان الله به برلین

منبع: اسراراعلیحضرت/ منشور امان الله درنقشه هیتلر و موسولینی- رزاق مأمون
بریدۀ تازه از فصل چهارم




هرچند پلان آوردن امان الله به ارگ کابل در اواخر دسامبر 1939به اثرتلاش گروه روزنبرگ با خدشه و بندش رو به رو شده و «حمایت» هیتلر از حکومت ظاهرشاه هم جلب شده بود؛ کارآمدی «منشور امان الله» هنوز کاملاً از چرخۀ کار بیرون نشده بود. هیتلر به انتقال امان الله اهمیت درجه اول قائل نبود؛ با این حال، از نظراو اجرای آن مأموریت به زحمتش می ارزید؛ زیرا« برانگیختن قیام ضد بریتانیایی قبایل پشتون در امتداد مرز های هند و افغانستان به کمک امان الله خان، همه ارتش هند را برای سرکوب آن درگیرمی ساخت». 
جنگ افغانی استالین، برگردان عزیزآریانفر، برگ 306
نازی ها مطلع بودند که غیراز رهبران سیاسی درکابل که می توانستند شورشیان قبایلی را از داخل حکومت سمت و سو دهند؛ ، کس دیگری در صحنه زندۀ کارزار، حضور نداشت. 
غلام صدیق خان شب و روز با آلمان ها درین زمینه کار می کرد. در اوایل سال 1941 امان الله تصمیم گرفت خود روانۀ برلین شود. * 
پانویس: یک روزنامه نوشت: دراصل طبق گزارش ها جرمنی به منظور روی صحنه آوردن شاه امان الله که هم اکنون در برلین به سر می برد؛ قصد راه اندازی یک کودتا در افغانستان دارد. 
The Kane Republican, Mon, Apr, 21, 1941

بدین ترتیب، امان الله زمانی به برلین وارد شد که از گردش جنگ جهانی در قلمرو اروپا دو سال سپری شده بود. سرخط روزنامه ها چنین بود: « امان الله دو باره در صدر خبر ها آمده است.» 
یک روزنامه انگلیسی نوشت: اخیراً در لندن اخباری انتشار یافت که شاه امان الله از تبعیدگاه خود در ایتالیا روانه برلین شده است. سفر وی به برلین به این معناست که هیتلر در نقشۀ توطئه گرانه ای رژیم فاشیست آلمان به سوی شرق، او را در نظر گرفته است.  بازگشت مجدد وی به قدرت در کابل  با کارزار تلاش های نازی ها در سوریه، عراق و ایران انطباق دارد. هرگاه واقعاً امان الله به برلین سفر کرده باشد، افغانستان ( زیررهبری ظاهرشاه) تحت نظارت دهلی نو ( انگلیس) قرار می گیرد. درین صورت  افغانستان ممکن است به آشپز خانه آسیا مسمی شود. 
The Age, Sat, May 3, 1941

پترو کوارونی سفیر ایتالیا در کابل، که امان الله را متحدی غیر قابل اعتماد توصیف می کرد؛ اکنون ظاهراً به نقش مرکزی امان الله درنبرد آسیایی پیش رو، محتاطانه مُهرتصدیق می گذاشت. مشارالیه به تاریخ 21 دسامبر 1941 در دیدار با سامیلوفسکی شارژدافیر شوروی گفت:
در افغانستان هواداران امان الله به ویژه در میان قبایل بسیار اند؛ مگر آن ها فاقد حزب سیاسی سازمان یافته اند. آنان از استبداد هاشم خان ناخشنود هستند و امان الله در نگاه آنان، مظهریک شاه مترقی است. جان مطلب درین است که در افغانستان شخصیت بزرگ دیگری که نماد چنین تمایلاتی باشد؛ وجود ندارد.
در برلین، قبل از اشغال وارسا سازوکار دیگری در دست تهیه بود. م، هادینر تاریخ دان انگلیس نوشت: « خبره گان عمده در مسایل افغانستان – هینتیگ و نیدرمایر و گروبا، با تب و تاب روی جان تازه بخشیدن به طرح های دیرین کار می کردند».
جنگ افغانی استالین، برگردان عزیزآریانفر، برگ 306
ستاد کل آلمان طرح « سیاست و پیشبرد جنگ در خاور نزدیک» ار سوی نیدرمایر عضو دیگر کارشناسان را تایید کرده بود. « جنرال آلفرد یورل فرمانده ستاد عملیاتی ارتش آلمان در گزارش خود به تاریخ 6 جنوری 1940 نشاندهی نمود که در افغانستان بایسته است همه مساعی را متوجه مسلح ساختن شورشیان قبایل پشتون به مقصد ایجاد تهدید هند گردانید و با این کار، از گسیل نیروهای انگلیسی ازهند به بریتانیا جلوگیری کرد». *
جنگ افغانی استالین، برگردان عزیزآریانفر، برگ 307
زیرنویس: فریتس گروبا که پس از سرنگونی رژیم نازی، از سوی سازمان اطلاعات شوروی دستگیر شد، در 1946 فاش کرد که « طرح لشکر کشی به هند» در جلسه کارشناسان با ریبنتروپ درمیان گذاشته شده بود و ارزیابی کلی این بود که « چنین اقداماتی می توانند تنها همراه با روسیه شوروی و یا با توافق آن کشور روی دست گرفته شود. وی گفت: من وهینتینگ اعلام کردیم که باز آوری امان الله خان بر تخت پادشاهی از سوی آلمان تنها به یاری روسیه عملی است».
 جنگ افغانی استالین، برگردان عزیزآریانفر، برگ 307
بربنیاد نقشه عملیاتی، یک لشکر کوهی « ورماخت» ( ارتش آلمان) نیز از خاک ترکستان شوروی، تهاجم صدیق خان به کابل را پوشش می داد. ریبنتروپ وزیر خارجه آلمان « از پلان باز آوری امان الله حمایت کرد». 
در ماه اکتبر 1939 آلمان « به پیاده سازی پلان «امان الله» آغاز کرد» هینتیگ صدیق خان را به دفتر کار خود دعوت و به او پیشنهاد کرد تا ابتکار آماده سازی قیام در افغانستان برای سرنگون سازی خاندان حاکم نادریه و باز گردانیدن شاه پیشن – امان الله خان- را بر تخت به دوش بگیرد».
 جنگ افغانی استالین، برگردان عزیزآریانفر، برگ 310
به تاریخ 13 نوامبر سال 1939 شولنبرگ سفیر آلمان در مسکو پیام هیتلر را به مقامات شوروی آورد. در پیام تذکر رفته بود که آلمان خواهش دارد « به افغانستان امان الله خان و آدم های او را برای وارد آوردن فشار بر انگلیس گسیل دارد و انجام نمایش نظامی سپاهیان شوروی در مرز با افغانستان و قفقاز بدون این که کدامین مقاصد تجاوز کارانه داشته باشد؛ بسیار ایده آل خواهد بود. 
جنگ افغانی استالین، برگردان عزیزآریانفر، برگ 311
سازمان اس اس *
اس اس در آلمانی مخفف «گردان حفاظتی حزب نازی» است. یکی از سازمان‌های شبه نظامی تحت نظارت آدولف هیتلر و حزب نازی بود. این سازمان بر اساس ایدئولوژی حزب نازی شکل گرفت. نیروهای اس‌اس تحت فرمان هاینریش هیملر مسئول بسیاری از جرایم در طول جنگ جهانی دوم شناخته شدند. پس از سال ۱۹۴۵ میلادی، اس‌اس نیز بهمراه حزب نازی تحت عنوان یک سازمان جنایتکار شناخته شد و فعالیت آنها در آلمان غیر قانونی اعلام شد.
طرحی را تدوین نمود که بر پایۀ آن برای پویایی های ویرانگرانه در میان قبایل کوه نشین نه تنها از خاک افغانستان، بل نیز از تبت کار گرفته شود. پیاده سازی عملیات تبت، به پنداشت ارنست شیفر- طراح آن- « هاوپت اشتورم فورر» ( فرمانده تهاجم اصلی) می بایستی حاکمیت بریتانیا بر تبت و هیمالیا را بر هم بزند. در نخستین اقدام در پائیز 1939 سه اجنت با مقدار هنگفت پول به تبت گسیل گردیده بود. در مرحله بعدی قرار بود یک واحد ویژه مسلح با تیربار (مسلسل) و تفنگ های خود کار از راه افغانستان به تبت گسیل گردد. مگر سلاح اصلی آن ها باید پول می بود و در آغاز سه میلیون مارک باید در اختیار آنان قرار داده می شد. 
شیفر بدین باور بود که اتحاد شوروی در سال 1941 به دو صد تن از افسران اس اس اجازه خواهد داد که در یکی از جمهوری های آسیای میانه پایگاه بزند. این قرارگاه ماموریت رسانایی کاروان سه هزار اسپ و قاطر حامل جنگ ابزار ها به قبایل تبت و رزم جویان «آزاد» مرزی هندوستان را بر عهده داشت.
جنگ افغانی استالین، برگردان عزیزآریانفر، برگ 308
برنامه ریزی عملیات آرام آرام نهایی می شد. امان الله قصد داشت برای رهبری عملیات به زودی وارد تاشکند پایتخت ازبکستان شود. صدیق خان به تاریخ 17 اکتوبر برای گرفتن ویزا  به سفارت شوروی در برلین مراجعه کرد. کوبولف از سفارت به مسکو نوشت که صدیق خان چرخی می خواهد « در مسکو در بارۀ تغییر نظام در افغانستان به یاری شوروی گفت و گو نماید». صدیق خان سپس اراده داشت طی سفر چهار روزه به شهر روم برود. اما « امان الله خان بی آن که منتظر آمدن صدیق خان گردد، با پسر خود هدایت الله به سویس رفت و از آن جا به او به برلین زنگ زد. در روند گفت و گوی تیلفونی دو سیاست مدار افغانی، مسأله به دست آوردن کمک آلمان را برای روی کار آمدن دو باره امان الله در افغانستان بررسی کردند».
سپس امان الله خان در یکی از مهمانسراهای شهر بولتسانوی ایتالیا با صدیق خان چرخی دیدار کرد. « قرار شد که پس از به دست آوردن توافق مسکو، امان الله خان به تاشکنت برود و پس از گرفتن مزار شریف به عنوان پادشاه افغانستان، مردم را به قیام سراسری فرامی خواند و پشت سر سپاهیان به سوی کابل رهسپار گردد». 
جنگ افغانی استالین، برگردان عزیزآریانفر، برگ 310

شولنبرگ سفیر آلمان در مسکو برای جلب رضایت شوروی مآموریت یافته بود؛ اما شولنبرگ چندان با این طرح سرسازگاری نداشت. وزارت خارجه آلمان طرح باز آوری امان الله خان بر تخت پادشاهی را پیش کرد. به پنداشت هینتینگ، برای سرنگونی ظاهرشاه، بایسته بود از رزمجویان قبایل غلزایی کوچیده به ترکستان شوروی استفاده شود و دسته دو هزار نفری به فرماندهی صدیق خان چرخی با سلاح های آلمانی مزارشریف را متصرف می شدند. 
 جنگ افغانی استالین، برگردان عزیزآریانفر، برگ 309
مولوتوف وزیر خارجه شوروی به تاریخ 17 نوامبر با شولنبرگ در مسکو دیدار کرد. شولنبرگ بی پرده از مولوتوف در بارۀ « امکانات عبور امان الله و آدم های او به افغانستان و نیز در بارۀ همکاری شوروی به رفتن شیفر به تبت، پرسید». 
جنگ افغانی استالین، برگردان عزیزآریانفر، برگ 312
مولوتوف از شولنبرگ پرسید که دقیقاً شوروی می بایست چه کمک هایی به امان الله و شیفر انجام می داد؟ شولنبرگ خود از جرئیات ماجرا به درستی واقف نبود. از سوی دیگر، آلمانی ها نسبت به صدیق خان چرخی به خاطر داشتن روابط نزدیک با استالین چندان اعتماد نداشتند. کلیست گماشته ویژۀ وزارت خارجه آلمان وارد میدان گشت. وی از جاسوسان دو جانبه بین آلمان و شوروی و از افراد خاص هیملر بود. او در باره منشور امان الله با مقامات شوروی رایزنی کرد. او در بازگشت به برلین گزارش داد که: 
« روس ها در پرنسیب با اقدامات آلمان موافقت نموده بودند؛ مگر از تصویب نهایی آن خود داری می ورزیدند.» پاسخ شوروی « سردرگم» بود. از سویی هم آلفرد روزنبورگ * رئیس دفتر سیاسی حزب حاکم ( ناسیونال سوسیالیت) با « پلان امان الله» به مخالفت برخاست. به باور او « تلاش های امان الله مبنی بر بازگردانیدن تاج و تخت، به جنگ داخلی در افغانستان انجامیده، ظاهر شاه را ناگزیر خواهد گردانید درپی بستن پیمان با انگلیس برآید».
او گزارشی زیر نام « عملیات درهند» را تسوید و به هیتلر پیشکش کرد که در آن واضح شده بود که تلاش های امان الله خان برای بازگشت به پادشاهی ممکن است «دست آورد های رخنه چندین ساله در افغانستان» را به باد فنا بدهد. 

جنگ افغانی استالین، برگردان عزیزآریانفر، برگ 313
پاورقی: روزنبرگ طرفدارتعامل با حکومت سردارهاشم خان بود. او طرح های عبدالمجیدخان وزیراقتصاد ملی را درشکست انگلیس و اشغال هند مؤثر می دانست. ( نویسنده)
به تاریخ 18 دسامبر 1939 دفتر سیاست خارجی حزب نازی یک یادداشت دیگری هم تدوین نمود که در آن عملیات «امان الله» را به باد نکوهش تندی گرفته و با این استدلال که اردوی افغانستان می تواند شورشیان را در هم بکوبد، نسبت به خطر از دست رفتن فرصت « ضربه آلمان بر هند بریتانیایی» ابراز تشویش شده بود. 

جنگ افغانی استالین، برگردان عزیزآریانفر، برگ 314