-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ اردیبهشت ۱۳, شنبه

کشمکش بر سر گنجینه شاهی بین امان الله و نادرخان

اسراراعلیحضرت/ منشورامان الله درنقشۀ هیتلر و موسولینی- رزاق مأمون

پاره دوم از فصل سوم




شاه امان الله وقتی در تبعید گاه اروپا اسکان یافت، 37 سال عمر داشت. به گواه تاریخچه زنده گی دردربار شاهی، ایشان تا آن زمان، دربستر ناز و تنعم غنوده و در رفاه کامل زیسته و دربستر اشرافیت پرورده شده و از شرنگ تنگدستی و کمداشت مواهب زنده گی، باری هم رنجه نشده بود. وی که از شروع سال 1930 با فروش نخستین سری جواهرات شاهی، بخش اعظم دارایی نقدی خود را درادارۀ املاک، خانه سازی و ایجاد دفاتربازرگانی به کار انداخته بود، ظاهراً سنگینی کابوس تورم پنج سال پیش و جزر و مُد های گردش مالی را چندان احساس نمی کرد و تحت تأثیر شعارهای اقتدارگرایانۀ دولت فاشیستی، چشم انداز آیندۀ دادوستد را درخشان می دید.

او مایل بود گام بلند تری به جلو بردارد و مایل بود با فروش املاک شخصی غیرمنقول خود و شهبانو درکابل، سرمایۀ نقدی بیشتری را به روم انتقال داده و درتجارت املاک و ساختمان سازی به کار اندازد. اما هیچ گاه درین زمینه به هدف دست نیافت. 
روابط تیره بین او و دودمان سردارنادرخان بر دو رکن عمده استوار بود: سیاسی و مالی. 
تنش سیاسی، کلید اصلی بود. امان الله به خاندان آل یحیا به چشم ستانندۀ سلطنت موروثی نگاه می کرد. سلطنت نادری که با آشفته گی های چند طرفه در پاسداری از تخت شهریاری رویاروی بود؛ نسبت به رویداد های دراماتیک و احتمالی که می توانست امان الله را دو باره برسکوی قدرت بیاورد؛ گوش به زنگ بود. بنا برین، نبرد دپلوماتیک و جنگ تبلیغاتی بین دو طرف و همچنان درسطح تماس و چانه زنی ها با قدرت های برتر اروپایی درجریان بود. 
سفارت ها و اداره های کنسولی دولت نادری در روم، برلین، استانبول و لندن، گزارش های منتشره در رسانه های امریکا، اروپا و ایتالیا در بارۀ پویایی های سیاسی شاه امان الله به هدف بازگشت به تخت شهریاری درکابل و میزان ثروت نقدی و جنسی شاه پیشین رابه ارگ کابل ارسال می کردند. 

پانوشت: از جمله، موضوع کتنگ یک خبر، دربارۀ انتقال 5 میلیون سکۀ طلای شاهی در حین سفر رسمی شاه امان الله به اروپا وجواهرات به بهای سه میلیون دالر به هنگام خروج از افغانستان بود.
Star Tribune, Wed, July 1931

چنان که درفصل های پیشین اشاره رفت، شاه امان الله بعد از دریافت دعوت رسمی از سوی شهبانوفلین همسر شاه ایتالیا از هند وارد روم شدند و پرداخت ماهیانۀ مستمری رسمی از سوی پادشاه ایتالیا به شاه امان الله بلافاصله بعد از ورود خانوادۀ شاهی به پایتخت آن کشور آغاز شده بود. اما شاه به هزینه های نقدی اضافی نیاز داشت. و تصمیم گرفت نخستین سری از جواهرات سلطنتی را درسال 1930 در روم به فروش برساند؛ سپس در روم و سویس ویلاهای گران بها خرید. * و بعد ازمدتی، چند دفتر بازرگانی و ادارۀ املاک راه انداخت. **
در سویس بین Lausanne و Montreux  در فاصله چند میلی ویلای امان الله شاه سابق افغانستان در کناره ساحل قرار دارد با خدم و حشم که از دارایی وی زنده گی را پیش می برند.
The Sheboygan Press, Fri, Jun 14, 1937
** The Brooklyn Daily Eagle Sun, Oct 16, 1932   

شاه به این بسنده نکرد. مشارالیه با آن که برای استرداد سلطنت از چنگ دودمان آل یحیا، برنامه های آشکاری را روی دست گرفته بود، برای دریافت امتیاز فروش املاک شخصی خانواده اش درکابل، با دولت نادری درتماس گردید.
به قول غبار، شاه « از مقام معنوی خود تنزل کرد و به حکومت مخالف خویش توسل نموده» نامه ای به شاه ولیخان وزیرمختار لندن و برادر شاه و داماد خودش بفرستاد.
درنامۀ شاه آمده بود: « ازین که حاصلات سرمایۀ من کفاف اعاشۀ عایله ام را نمی کند، از شما خواهش می کنم که: زود برایم معلوم کنید که ثروت و عین المال من، و جایداد ثریا را در کابل، که اداره می کند و برای ما چطور خواهد رسید؟ برادر عزیزم نادر شاه چه خیال دارند که بدانم.

افغانستان درمسیرتاریخ، میرغلام محمد غبار، جلد دوم، برگ 101
امان الله از نامه ای ارسالی به شاه ولی خان پاسخی دریافت نکرد. پس «تلگرام مؤرخ 28 جوزا 1309 شمسی را مستقیماً به عنوان نادر شاه ارسال نمود؛ به این شرح: « به حضور اعلیحضرت غازی، اموال و املاک و فابریکه های عین المال من و ثریا و اولاد های من در دست کیست و که اداره می کند؟ آیا حکومت چه نظریه دارد؟ امان الله- روما». 
ازلحن تلگرام، بدگمانی و خشم نهفتۀ شاه امان الله نسبت به بی مهری و فروگذاشت خاندان آل یحیا نسبت به او و خانواده اش، به وضوح احساس می شود. 
حکومت نادرشاه درپاسخ به نامۀ استفهامی شاه امان الله چنین مرقوم داشت: اعلیحضرت شهریار غازی که خود می دانستند که این پول به نام عین المال از ثروت بیت المال متدرجاً مجزا گردیده و به مصارف خصوصی می رسید، در اول جلوس خود فرمان صادر نمودند که به منبع اصلیش واپس اعاده شود. یعنی این ثروت مال بیت المال بود؛ واپس به بیت المال ملحق گردید».
همان منبع، برگ 101
غلام محمد غبار می گوید: این که در بارۀ او ( امان الله) گفتند نقود و جواهر خزانۀ ملت را به سرقت برده است؛ مورد تردید است؛ زیرا او در حالت اضطرار و ناگهانی به ترک افغانستان مجبور گردیده و فرصت تاراج خزاین را نداشت؛ جز آن که مقداری کوچک با خود برده باشد. * 

افغانستان درمسیرتاریخ، میرغلام محمد غبار، جلد دوم، برگ 102

*  معلوم است که جواهرات و ذخیره های مالی ارگ « درحالت اضطرار» درمحموله ها جاسازی شده و به دست صدیق خان داده شده بود که همراه با خانوادۀ شاهی به سواری هواپیما، به قندهار برده شود. البته که شاه نمی توانست ارگ شاهی را مثل کوله پشتی روی شانه انداخته از کابل به قندهار ببرد. هرچه نقد وجنس بود، دربسته ها چیدمان شده و منتقل شده بود. غباربه نقل از عبدالهادی داوی، با نام فرهنگی «پریشان» از نخبه گان مشروطیت اول، خود به این مسآله اشاره کرده؛ اما درجلددوم کتاب افغانستان درمسیرتاریخ گزارش خودش را از نظرانداخته است!
نخبه گان دولت نادری با وصف آن که از انتقال نقود وجواهرات دودمان شاهی اطلاع یافته بودند، بعد از نخستین دقایق برچیدن بساط حاکمیت امیرحبیب الله خان کلکانی، سراغ خزانه های شاهی و اتاق های حرم سرای ارگ رفته بودند تا از سرنوشت گنجینه های میراثی خاندان شاهی اطلاع یابند. بعد ازاحضار کارکنان ارگ و پرس و پال از اعضای باقی ماندۀ خاندان نادری و مردان و زنان منتسب به اولادۀ امیرعبدالرحمان خان و شاهدان سالمند و بانوان مطلع، مدلل شده بودند که امان الله جواهرات سلطنتی را به ارزش یک میلیون پوند انگلیسی به طورکامل با خود انتقال داده بود. 
چون اعلامیه های سیاسی شاه امان الله در رابطه به استرداد سلطنت موروثی از چنگ خاندان آل یحیا درمطبوعات اروپایی پی آیند درگردش بود، دولت نادری نیز روش های متفاوتی را در بی اثرسازی رزمایش های پر رنگ سیاسی شاه پیشین به راه می انداخت. درهمایش های فرمایشی درکابل، رفتارانگیزشی علیه امان الله را تشدید می کردند. از زبان علمای و نماینده گان مردم اعلامیه هایی انتشار می یافت که امان الله باید « جواهرات اندوختۀ سالیان دراز افغانستان را به خزینه بیت المال مسترد کند.»
تردید شایعات باطله شاه مخلوع، چاپ سنگی کابل- 1309 نویسنده: فیض محمد خان ذکریا، برگ 23

جرگۀ کابل به تاریخ 22 سنبله 1309 فیصله ای ( «نمره پنج» لویه جرگه) صادر کرد که در آن « امان الله خان به نام خائن ملت و دزد دارایی افغانستان» متهم شده و تجویز شده بود که «ثروت» برده شده را واپس گرداند. 
جلد دوم تاریخ غبار، برگ 100
به نظر می رسد طمع شاه امان الله برای دستیابی به پول از بابت فروش املاک مورد ادعا درکابل پایه استدلالی و قانونی استوار نداشت. غبار می نویسد: امان الله خان قبلا اراضی شخصی خود و ملکه را به دولت داده و فابریکه های پشمینه بافی و چرمگری کابل را به نام عین المال برای خود گرفته بود. *

 * عین المال چیست؟ یعنی، یک شخص، هم مالك اصل مال است و هم مالك منافع آن.

بدین ترتیب، از درآمدِ جایداد های شاه و شهبانو از کابل و افغانستان چیز به «افغانستان» کوچک مستقر در روم نرسید. *

* اشاره به سخنان هندیه درکابل که « خانه ما در واقع یک افغانستان بود. روزه گرفته می شد، نان خوردن ما افغانی بود، تربیه افغانستان داشتیم. هر دقیقه پیش روی کلان ها ایستاده می شدیم... سخت هم بود. پدرم هر بار که رفت و می آمد؛ ما ایستاده می شدیم. البته در بیرون از خانه همه چیز خارجی بود.» 

https://www.youtube.com/watch?v=XWipNu1QKb8
سلطان زوی، طلوع - Feb 8, 2012

وضع معیشتی خانوادۀ شاهی همراه با خدمتگاران، هرچند شاهانه نبود؛ اما مایحتاجات همه به صورت درست تأمین می گردید. شاه امان الله هم از حکومت ایتالیا ماهیانه مستمری دریافت می داشت و هم درآمد حاصل از کاروبار تجارت شخصی اش چشمگیر بود.
بنا به گزارش رسمی دولت ایتالیا «علی رغم دریافت کمک های مالی، شکایات شاه امان الله خان ادامه یافت و پیوسته برای دریافت یارانه های بیشتر مالی به علت نیاز شدید با مقامات وزارت خارجه درتماس می شد.»

Amanullah Khan and Relations Internationals with Italy
Graduating Speaker- Roberta Bin, Prof. Antonio Trampus, Serial number 987026 
Co-ordinator- Prof. Duccio Basosi
Academic Year
2013/2014
Page: 94 

ادامه دارد