-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ اردیبهشت ۱۴, یکشنبه

احسان امان: از موسیقی لذت نمی برم، انجنیر هستم!

مصاحبه احسان امان با هارون یوسفی



از خیرات سر کرونا، خلاقیت بسیاری از صاحبان قریحه و هنر، سر از نو شگوفا شده روان است.
 هارون یوسفی، طنز پرداز نرم و گزنده گفتار، برنامه ای هفته وار دیداری «استدیوی 19» را آغاز کرده است که جالب و ارزشمند است.
صحبت طولانی هارون با احسان امان را پوره مشاهده کردم. مواردی از زبان احسان امان شنیده شد که قابل مکث است و بنده نتوانستم سرو تۀ آن را بفهمم.
آن چه احسان امان گفت با هرچیز دیگری اگر جور در بیاید؛ با جو و جوهرۀ هنر موسیقی، نشاید!

فی المثل، وی گفت که از شنیدن یک قطعه موسیقی یا یک ترانه، لذت نمی برم؛ فقط آن آهنگ را به خاطری می شنوم که بعضی « زونگه» یا «گمک» را کشف کرده و بیاموزم. آواز خوانی با سابقه کاری حدود چهل سال که مثلاً از یک آهنگ نینواز، احمد ظاهر، ناشناس، هنگامه یا ... تأثیرعاطفی نه بردارد و فقط دنبال « زونگه» یا «گمک» باشد؛ و به قول خودش اندری کمیسیوس و «رفیع صاحب» برحال و هوای روح و ذوق وی اثری نمی گذارد، قرار است از کشف و دریافت  « زونگه» یا «گمک» آهنگ ها چه بهره ای نصیبش شود؟ و درحالی که دعوای کلان هنروری دارد، چه احساسی را به مخاطبان منتقل کرده می تواند؟

مراد و منظور از « زونگه» یا «گمک»، اگر هنر و قداست و ترضیۀ روح و عاطفه نیست؛ موارد استعمالش چه می تواند باشد؟

اما وقتی احسان امان« زونگه» دومی خود در باب موسیقی را از زیر زبان برون کرد، گره ابهامی که در گفتارش اندرباب لذت نبردن از موسیقی نمودار شده بود، مفتوح گردید. او گفت:
همی یکی دو سال پیش موسیقی «سازکردن» را رها کرده و مشغول حرفه انجنیری خود شده بودم!
همزمان، وی ادعا کرد که همسرایشان (سحر) بسیار سخت گیر است وهرفرآوردۀ موسیقی او از تصویب سحر می گذرد. من از سحرخانم خواهش می کنم که چند زمزمه آهنگ های هندی را که احسان درحضور خودش مرتکب شد، سر از نو بشنود و تصویب کند.
تفسیر و نتیجه گیری از حال وهوای آن آوازخوان شناخته شده دیگر ساده است. او در برنامه هارون، به جای زمزمه بهترین ترانه های ماندگار، یک رنگ خواندن های هندی را ناقص و کم هوا و بی سُر خوانده رفت. حیرت کردم!
به هرحال، ایشان یک کارخوب کرده که به مصروفیت و دغدغه هایش می ارزد. درلاس انجلس استدیو تأسیس کرده است. اگر هنر در روح وی اُفت کرده و موسیقی را نه برای تلذذ و پالایش روح که برای کشف « زونگه» یا «گمک» می شنود؛ درعوض، امیدواریم سازوکار جدید، پول آور باشد.