-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ اردیبهشت ۱۳, شنبه

مشکلش این است که با هليكوپتر به چپرهار نمی رود!


اين وزير يك مشكل بزرگ دارد!
محمد عارف «منصوری»

گزارشنامه افغانستان: این یکی از صد ها پی آمد ضدملی برخاسته از شکست داوطلبانۀ دکترعبدالله است که پی آیند شاهدش خواهد بودیم.




او ضمن اين كه طبيب است، مدير خوبى هم در وزارتش است. سالهاست شبانه روزى تلاش دارد تا مصدر خدمات خوب صحى به مردمش شود، شفاخانه ايجاد مى نمايد، كلينيك تأسيس مى كند، داكتران را حمايت مى كند، كمك هاى خارجى را جلب مى كند، وضع صحى كشور را به بيرون منعكس مى نمايد، با لباس مبدل به سطح شهر مى رود تا به چشم خود نقيصه ها را ببيند تا رفع نمايد. 

يك روز در سيمينار خارجى است، روز ديگر در شوراى وزيران، زمانى در افتتاح كلينيكى در دور افتاده ترين نقطه كشور، گاهى هم سنگ بناى شفاخانه ى را مى گذارد، مردم را به رعايت مقررات صحى توصيه مى كند. عذر ميكند، خواهش ميكند و مي خواهد مردمش از شر كرونا در امان باشد.

در طول دوره ناميمون حكومت وحدت ملى، هرچند معرفى شده داكتر عبدالله بود اما كج خُلقى هاى غنى را تحمل كرده، از نزاع هاى سياسى و جناحى دورى جسته و همچون كدر مسلكى و خدمتگذار در خدمت مردمش بوده.

خارجى ها كه قدر كارش را مى دانند، تقديرش ميكنند، مدال برايش اعطاء ميكنند، تقدير نامه مى دهند، داكتر صادق مى خوانندش، اورا مدير موفق لقب ميدهند اما مسلميار و دار و دسته قبيله گرايش او را به مجلس فرامى خواند، به سارنوالى معرفى ميكند، مولانا انصارى محكومش مى كند و خلاصه مقهور نظام قومگرا و عمامه پوش ناآگاه است.

زيرا گناهش اينست كه او با اينهمه خوبى ها، در پنجشير زاده شده و سابقه جهادى دارد، با هليكوپتر به ديدار خسرخيلانش به چپرهار نميرود، كيت هاى آزمايش كرونا را به فاميل و دوستانش سوء استفاده نميكند و از مال حرام شكمش، همچون گاو بيرون نزده  .  

ميگويند مسافرى در شهرى رفت كه همه مردم آن مبتلا به بيمارى خارش بودند و مرض جلدى داشتند. چون ديدند، مسافر مذكور خود را نمى خارد، گفتند او مريض است، زيرا مثل ديگر مردمان نيست. زيرا هركه همرنگ جماعت نباشد، بيمار قلمداد ميشود.

با چنين رويكردى، كى حاضر ميشود، در چنين نظام فاسد و آلوده، كار و خدمت كند؟
سالها قبل عبدالرحيم شيدا، وكيل شهر ميمنه در پارلمان وقت گفته بود:

ﻣﺮﺩﻡ ﺻﺎﺩﻕ و ﺧﺎﻳﻦ ﺑﻪ ﻭﻃﻦ ﻫﺮ ﺩﻭ ﻳﻜﻴﺴﺖ
ﺷﺨﺺ بى ﺗﺠﺮﺑﻪ و ﺻﺎﺣﺐِ ﻓﻦ ﻫﺮ ﺩﻭ ﻳﻜﻴﺴﺖ
ﺁﺩﻡ ﻛﺎﺭى و ﺑﻴﻜﺎﺭه ﭼﻮ من ﻫﺮ ﺩﻭ ﻳﻜﻴﺴﺖ
ﺑﻪ ﻧﮕﺎهِ ﺗﻮ ﮔﻞ و ﺧﺎﺭ و ﭼﻤﻦ ﻫﺮ دو ﻳﻜﻴﺴﺖ

ﻓﺮﻕ ﭼﻮﻥ ﻧﻴﺴﺖ كسى ﺑﺎﭼﻪ ﻧﻆﺮ ﻛﺎﺭ ﻛﻨﺪ
ﺑﻪ ﭼﻪ ﺩﻝ ﮔﺮمى و اﻣﻴﺪِ ﺩﮔﺮ ﻛﺎﺭ ﻛﻨﺪ