-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ اردیبهشت ۲۴, چهارشنبه

شاه امان الله از تاج و تخت کابل نا امید شد

آخرین پاره از فصل سوم کتاب اسراراعلیحضرت/ رزاق مأمون
سرنوشت شاه امان الله هنوز در چنگ دپلوماسی کابل بود.



دپلومات های ایتالیا درکابل، که حتی پیش از جنگ جهانی، پروژۀ آماده سازی آشوب های قبایلی درقلمرو هند از راه افغانستان را با شورو اشتیاقی جنون آمیز دنبال می کردند؛ بعد از شکست هیتلر در محاذات سرنوشت ساز مسکو، استالین گراد و گسترۀ قفقاز، از فعالیت های خویش دست بردار نبودند. آن ها حداکثر در تقلا برای جلب رضایت حکام کابل که ازکابوس شاه امان الله دروحشت دایم فروهشته بودند؛ کاراطلاعاتی و عملیاتی خود با رهبران ضد انگلیس درقلمرو هند، از خاک افغانستان پیگیری می کردند. 
درتماس های دایم به فرکسیون وفادار به هیتلر دردربار شاهی کابل، آن ها بدین باور بودند که اصرار اغوا آمیز به کشانیدن پای امان الله خان به سلطنت کابل، خطرساز است. به گونه ای مکرر، امان الله را همچون مُهره ای نه چندان کارا در راهبرد رسمی آن کشور نشاندهی کرده و دادن امتیاز به امان الله در برابر حکام نادری را امری غیرضروری می شمردند. اما این نظریه ها ظاهراً اثر چندانی بر نخست وزیرموسولینی برجا نمی نهاد و مشارالیه هیچ گاه نسبت به پویایی دپلومات ها درکابل علاقه ای نشان نداده و از آن ها مطالبه نمی کرد در افغانستان درگیر باشند. 
در یک دوره، سفارت ایتالیا درکابل به طورکامل از فعالیت های نظامی و دپلوماتیک محروم شده و هر مطالبه ازین جا از سوی مقامات روم رد می شد. ایتالیا درشرایط حساس قرار داشت و انگلیس از هر اشتباهی می توانست بهره برداری و هرآسیبی را می توانست به کشورهای محور وارد کند. ازین رو، نکتۀ اساسی برای موسولینی آن بود که زیاده ازین سیاست هایی را که به منافع انگلیس سود آور باشد، دنبال نکند. 
ایتالیا از افتادن کامل افغانستان به دامن امپراتوری بریتانیا نگرانی داشت. ازین رو، موسولینی از جریاناتی که در کابل سازماندهی می شد، راضی نبود. او می خواست تهدید های شورشیان علیه هاشم خان را مانع شود که ممکن بود او را بیشتر به انگلیس نزدیک کند.
در هفته هایی که چنین فعالیت ها درکابل در دست انجام بود، روم براعمال وحرکات امان الله خان نظارت سختی را اعمال می کرد و حتی او را از ظاهرشدن درکنار سیاست ورزان درمجالس عمومی قدغن می کرد. * دولت نمی خواست تصویر ایتالیا را در اذهان عامه مخدوش سازد. 
پاورقی: پیش از آن نیز از امان الله خواسته شده بود که از اعزام مهاجران به افغانستان دست بردارد. در افغانستان سطح خدمات صحی بسیار ضعیف بود و مشکلات داخلی هم فراگیر بود.

Amanullah Khan and Relations Internationals with Italy
Graduating Speaker- Roberta Bin
Prof. Antonio Trampus
Serial number 987026 
Co-ordinator- Prof. Duccio Basosi
Academic Year
127
اکثریت مهاجران به سوی اروپا و اتحاد شوروی رفتند. 

درعوض، هسته های اطلاعاتی ایتالیا درصحنه زندۀ دگرگونی ها در مرزهای افغانستان با هند، سرگرم تعامل با رهبران ضد انگلیسی بود.
کوارونی می خواست سوبها چندرابوس مبارز انقلابی هندی را که از زندان دهلی فرار کرده بود، در سفارت آن کشور در کابل پناه دهد تا بعداً او را درمرزهای امپراتوری به کار اندازد. کوارونی درتلاش نجات چندرابوس از طریق خاک شوروی بود. چنان که چندرا بوس سرانجام از کابل به شوروی و سپس  به برلین منتقل گشت. او ازین که زمینه بازگشت امان الله به کابل فراهم نشد، شدیداً ابراز نومیدی می کرد. اما بوس قبل از عبور به سوی هند مایل بود که یک دولت آزاد هندی را در اروپا اعلام کند. *
Amanullah Khan and Relations Internationals with Italy
Graduating Speaker- Roberta Bin
Prof. Antonio Trampus
Serial number 987026 
Co-ordinator- Prof. Duccio Basosi
Academic Year
123



کتاب چنین نگاشته بود: در سال ۱۹۴۰ سوبهاس بوس یک تن از رهبران برجسته حزب کانگرس هند ضمن مخالفت با روش عدم تشدد گاندی از حزب کناره گیری و قیام های عصیان گرانه علیه بریتانیا و مقاومت در برابر اعزام ملیشاهای هندی و پتان در جنگ علیه آلمان نازی را در هند براه انداخت که در نتیجه، موصوف در دهلی گرفتار و زندانی گردیده؛ اما دیری نگذشت که نامبرده از زندان فرار نموده و راهی افغانستان شده و بعد از آن که به سفارت شوروی پناه برد، در داخل یک تابوت مخصوص به میدان هوایی کابل انتقال و توسط هواپیمای مخصوص روسی به تاشکند و سپس به مسکو منتقل گردید. چون درآن زمان، آلمان و شوروی درگرداب جنگ با همدیگر فرونرفته بودند، چندرابوس به اصرارخودش رهسپار برلین گردید.
جستار های تاریخی از جنگ دوم جهانی:

Some interesting tales from
World War The Second.. .


پاورقی: سلیمان امیر از زبان لال بابو مامای پرانه نات هنرمند شناخته شده در کابل می نویسد:
من در سال های بین ۱۹۳۸ و ۴۰ برای یگان تجارت کوچک به دهلی می رفتم و با یک تن از اقارب نزدیک چندرابوس دوستی داشتم .

یک روز شام گاو گم دروازه خانه ام درکابل دق الباب شد. یک مرد جوان ناشناس با قیافه عجیب، «نمستی» ( سلام به رسم هندوها) گفته و نشانی دوست مرا دردهلی برزبان آورد. گفت:
 مرا یک شب در خانه خود جای بدهید؛ فردا رخصت می شوم. 
لال بابو می گوید: مهمان یک کمی مرموز به نظر می آمد؛ چنان که گفت :
نام من نیتاجی سوبهاس بوس است و از زندان انگلیس در دهلی فرارکرده و چون به خانه خود رفته نمی توانستم، نزد اقاربم که همان دوست شما بود؛ پناهگزین گردیدم . موصوف دو روز مرا نگهداری نموده وروز سوم، لباس یک عمله را که اکنون در تن دارم برایم تهیه نموده ویک مقدار کلدار هم داده گفت: یگانه راه و چاره آن است که‌ به کابل به آدرس خودت بیایم و ازین جا به رهنمایی تو ضرورت دارم که مرا تا آدرس سفارت شوروی برسانی؛ چون من بلدیت ندارم ..
فردای آن ‌روز من بوس را تا دروازه سفارت روسیه که نزدیک قلعه باقرخان چنداول و به سمت شاه دو شمشیره بود؛ رسانیدم وخودم رخصت شدم ..
از برگه سلیمان امیر
https://www.facebook.com/groups/1053055974733230/permalink/2763044250401052/

سلیمان امیری می افزاید: از همان جا تبلیغات علیه بریتانیا را ضمن تماس با پیروانش در صفوف ناراضیان کانگرسی در دهلی انجام می دهد؛ چنانچه یک فوتوی چندرابوس به همراهی موسیلینی رهبر ایتالیا هم در اخبار های آن زمان به چاپ می رسید .

چندرا بوس دریافته بود که هیتلر هرگز او را در مبارزه با انگلیس یاری نخواهد رساند. وی اردوی خود را متوقف کرد و به جاپان گریخت که در سال 1945 براثر سقوط هواپیما جان باخت. 

Amanullah Khan and Relations Internationals with Italy
Graduating Speaker- Roberta Bin
Prof. Antonio Trampus
Serial number 987026 
Co-ordinator- Prof. Duccio Basosi
Academic Year
127

موسولینی به دکتر اقبال شیدایی یکی دیگر از مبارزان هندی و پاکستانی نیز توجه نشان داد که درمقایسه با چندرا متفاوت بود وبه منافع ایتالیا بیشتر همسازی داشت. او رهبر تحریک آزاد هندو ها و پاکستانی ها در اروپا بود و بخش اعظم عمرش را در اروپا سپری کرده بود و برضد امپریالیزم انگلیس می رزمید. 

نخستین تماس ها بین اقبال شیدایی و حکومت ایتالیا به سال 1923 بر می گشت؛ مگر روابط سری بین دو طرف از سال 1941 آغاز شده بود. موسولینی به او اجازه داده که از خاک ایتالیا برنامه هایش را برضد انگلیس دنبال کند. یک دستگاه رادیو موسوم به رادیو هیمالیا در روم برای دکتراقبال راه انداخت و اقبال متعهد شده بود که به نفع سیاست ایتالیا در میان مردم هند تبلیغات انجام دهد. قرار شد یک واحد نظامی هندی با آموزش و تدارک رسانی ایتالیا تشکیل شود.
درچنین حالتی ایتالیا مکانی برای پناهنده گی دو رهبر مهم و انقلابی – امان الله خان و اقبال شیدایی- شمرده می شد. امان الله هنوز در تلاش بازگشت به افغانستان بود و بسیاری از هوادارانش در اروپا به سر می بردند.
از سال 1941 همزمان با یورش هیتلر برشوروی، نزدیکی امریکا با انگلیس و شوروی را رقم زد. برنامه روم و برلین مختل گردید.
پاورقی: روزنامه اوتاوا ژورنال به نقل از دیلی سکیچ اطلاع داد که شاه امان الله پادشاه سابق افغانستان از روم به تهران فرستاده شد که خیزش مسلمان ها به رهبری رشید علی الگیلانی که سعی کرده بود پادشاه عراق را ساقط کند و به تهران فرار کرده بود. امان الله را نظر به سوابق نبرد با انگلیس و داشتن تجربیات یا استخدام قبایل رشید علی را حمایت کند. 
The Ottawa Journal, Wed, Jun, 4, 1941

کشورهای محور سرانجام نفوذ خود را بر آسیای مرکزی را از دست دادند و بدون کمک اتحاد شوروی، امکانات گسترش هژمونی آن ها درین مناطق فروکاسته بود. هند و افغانستان کاملاً در موقف مستعمرات متفقین قرار گرفته بودند. 
تنها کارت باقیمانده در دستان هیتلر و موسولینی شمار مختلف تشکلات عرب، ترک و ملی گرایان هند و ملی گرایان ضد شوروی و ضد انگلیسی بود. قدرت و اقتدارکشورهای محور از سال 1941 به بعد، از دست رفت و کنترول آن ها بر شماری از کشور ها خاتمه یافت. 
ایتالیا ضعیف شده بود و ناگزیر از برنامه هایش انصراف داد و دنباله رو هیتلر گشت. 
پاورقی: چنان که در برگ های پیشین ملاحظه کردید، درتابستان سال 1941 ترس و تهدید در افغانستان فراگیر شد. بریتانیا و شوروی حضور خود در کشورهای آسیایی را گسترش داده و ایران را اشغال کردند. افغانستان بیم از آن داشت که به سرنوشت مشابه گرفتار نیاید؛ مگر لندن و مسکو در تاریخ 9 و 11 اکتوبر سال 1941 مطالبه خود را به اخراج تمام شهروندان جرمن ها و ایتالیایی از افغانستان محدود کردند.
 برگ 129


در دسامبر 1941 حین مذاکرات بین مقامات ایتالیا و جرمنی روی اوضاع آسیای مرکزی، سوبها بوس چندرای هندی، اقبال شیدایی و غلام صدیق خان در آن اشتراک داشتند. ادولف الیساندرینی رئیس دفترامورات هند درحکومت ایتالیا در جلسه حضور داشت. وی با افکار انقلابی که از سوی غلام صدیق خان مطرح شد، به مخالفت برخاست و به او توصیه کرد که منتظر انکشاف اوضاع درکابل باشد و کارت امان الله را همیشه حفظ می کند.
و با وقوع هرج و مرج سراسری در افغانستان، برای کشورهای محور ( آلمان وایتالیا) حمایت از بازگشت امان الله به تاج و تخت، راه حل بهینه و سودمند تر خواهد بود. 
اضافه برین، الیساندرینی استدلال کرد که حفظ امان الله در کنار حکومت ایتالیا در واقع یک قطعه توس در آستین روم برضد کشورهای متفق به شمار می رود. 
هدف دایمی شهریار پیشین، متحد ساختن کشورهای مختلف اسلامی در خاورمیانه و تشکیل یک حکومت واحد در آن مناطق است که هم زمینه را برای بازگشت وی به سلطنت فراهم می آورد و هم با منافع ایتالیا و جرمنی سازگاری دارد. 
130

از نظر جرمنی و ایتالیا بدون رضائیت کابل هیچ اقدامی صورت نگیرد عملیات کشورهای محور رضائیت نداشته باشد؛ خود داری شود و شک و تردید آن ها نسبت به صداقت ایتالیا و جرمنی دربرابر افغانستان فزونی نیابد. 
قدرت های اروپایی نمی خواستند که اقدامات بیشتری را در آسیا روی دست گیرند؛ مگر برای استفاده از شاه سابق امان الله خان در حمله بر نیروهای طرفدار انگلیس هنوز به وقت بیشتری نیاز داشتند. 
صدراعظم هاشم خان ازین خطر آگاه بود که امان الله خان به نماینده گی از افغانستان فعالیت هایش را ادامه داده و حضورش در اروپا بسیار با اهمیت است. 
ایتالیا درحقیقت پافشاری داشت که کمک به امان الله را متوقف کرده و درعوض به مفتی بزرگ ملی گرایان هند درقلمرو هند انگلیسی دست به عملیات بزند. امان الله از قصد ایتالیا و جرمنی آگاه شده بود.

شاه سابق به اهمیت حضور خودش در بازی های موسولینی و هیتلر به درستی آگاه بود. آن ها اگرچه او را در حاشیه نگهداشته بودند در زمانی که جنگ جهانی به پایان خود نزدیک می شد، او یگانه شخصیتی بود که برای جرمنی و ایتالیا پیروزی های بیشتری را در آسیای مرکزی حاصل می کرد. 

دورۀ افسرده گی های بی درمان امان الله فرا می رسید. او ازین که هیتلر و موسولینی به میل خود شان از وی استفاده ابزاری می کردند، متاسف بود. وی از کمک های اندک حکومت ایتالیا درطی سالیان دراز تبعید به شدت ناراضی و متنفر بود. حکومت به خاطر جلوگیری از تشویش افکار عمومی به ویژه حکومات انگلیس و افغان او را جبراً غیرفعال کرده بود. بین ماه می و جون سال 1942 امان الله و همکار قدیمی اش غلام صدیق خان به اتفاق سوبهاس چندرابوس به دولت جرمنی پیشنهاد دادند که رابطه خود را با حکومت کابل قطع کرده و یک حکومت افغان درتبعید به رهبری غلام صدیق مستقر در برلین را به رسمیت بشناسد. 

انتظارات امان الله یک بار دیگر از سوی هیتلر و موسولینی جامۀ عمل نپوشید. 
امان الله از وضعیت خودش خشمگین بود و در جولای سال 1942 به عنوان راه چاره نامه یی به موسولینی نگاشت و از بی تفاوتی های وی نسبت به خودش در طی سال های «مشارکت با همدیگر» شکوه سر داد. همزمان، وی موسولینی را به عدم پایبندی به وعده هایش درصحبت های قبلی متهم کرد و یاد آور شد که او اکنون توجه خود را به سوبها چندرابوس و دکتراقبال شیدایی معطوف کرده است. امان الله از موسولینی تقاضا کرد که برای آخرین اجازه دهد تا عملیات بازگرداندن وی به سلطنت کابل انجام بگیرد. 

بیش ازین استرداد تخت سلطنت امان الله به هیچ وجه در چشم انداز موسولینی وجود نداشت. موسولینی به این مسآله وقوف داشت که هراقدام امان الله همین روابط حداقلی با حکومت کابل را نیز با خطر رو به رو کرده و قطعاً نمی خواست که تلاش های عبث شاه سابق، هاشم خان صدراعظم و ظاهر شاه را مجبور به اتحاد جنگی با بریتانیای کبیر بسازد. 
به منظور جلوگیری از خشم افکارعمومی حکومت ایتالیا برآن شد که امان الله را در بدل پرداخت پول یارانه بیشتر قانع بسازد که برنامه عملیات علیه دولت کابل را کنار بگذارد. مقامات حکومتی می دانستند علت پیدایش این تنش آن است که شاه سابق با کمبود فزاینده امکانات زنده گی مواجه است. هزینه زنده گی سنگین بود و شاه قادر نبود در دراز مدت زنده گی آسوده ای داشته باشد و همین عامل فزاینده او را برای رفتن به کابل تشویق می کرد. 

پس فیصله برین رفت که سر از ماه آینده تادیه کمک مالی به امان الله  از 15 هزار لیره به 25 هزار لیره افزایش یابد. موضوع این بود که بی ثباتی در روابط بین افغانستان و قدرت های محور بیشتر شده بود. هر سه کشور خواستار برقراری روابط سودمند با افغانستان بودند؛ اما در بطن مساله ضمانتی برای شروع این کار وجود نداشت. همچنان با تغییر سرنوشت جنگ به سود روسیه، انگلیس و متحدان امریکایی، ایجاد روابط حسنه میان روم- برلین و کابل برهم خورد.

با پیروزی های جنگی آلمان در برابر روسیه و غلبۀ جرمن- ایتالیا درافریقای شمالی، مذاکره بین نعیم خان و پلیگر وزیرمختار ایتالیا روی احتمالی همکاری های نظامی بین دو کشور آغاز گردید. این ابتکار در واقع از سوی هاشم خان صدراعظم مطرح شده و هدف اعلام شده اش این بود که کشورش حاضر است سیاست ملی گرایی را بدون وابسته گی به انگلیس در روابط خارجی اش در پیش گیرد. مگر هدف حکومت افغانستان بیش از هرعامل دیگر این بود که در چنین اوضاعی ابتکار طرفداران امان الله خان را خنثی سازد.

وزیرمختار کوارونی نیز با نعیم خان در باره امکان امضای یک پیمان دو جانبه بین افغانستان وایتالیا وارد گفت و گو شد. نعیم خان علاقه مندی افغانستان را به پیوستن به اتحاد کشورهای محور ابراز داشت و تاکید کرد که با رسیدن ارتش های ایتالیا و جرمنی به حوزۀ قفقاز، کشورش حاضر خواهد بود که بی درنگ برای حمله بر هند آماده خواهد بود. 
133
در اثر پیشرفت جنگ، نفوذ جرمنی و روم بر بسیاری از قلمروهایی که به اشغال خود در آورده بودند؛ از دست رفت و به این ترتیب پیمان نظامی افغانستان با اتحاد محور هیچ گاه زمینه عملی پیدا نکرد. 
در پایان سال 1942 دیگر روشن بود که قدرت های محور در جنگ بازنده شده اند. هاشم خان بعد از دگرگونی سرنوشت جنگ جهانی، سیاست حمایت از انگلیس را دو باره در پیش گرفت و این چرخش بهترین اقدامی بود که از سوی وی انجام گرفت. ایتالیا زمین گیر شده و دیگر برای پیش برد بازی در افغانستان ورق توس در آستین خویش نداشت. پس حکومت به هدف حفظ مقاومت اعراب در برابر فشار های انگلیس که هنوز در آسیا قدرتمند بود دست به تبلیغات می زد. 
135


انصراف قطعی امان الله 
پایان حکومت موسولینی

از زمان تبعید امان الله خان در ایتالیا 13 سال گذشته بود. وی درین مدت تلاش ها و ابتکارات زیادی را برای رسیدن دو باره به کابل و تصاحب قدرت از خود نشان داد. وی از حمایت های اولیه حکومت ایتالیا سپاسگزار بود و در مدت اقامتش بارها برای گرفتن کمک مالی و سیاسی به دولت مراجعه کرد. متاسفانه ایتالیا به مطالبات وی بسیار به سختی رسیده گی می کرد و او را تا همان سال 1942 برای رسیدن دو باره به سلطنت فریب می داد؛ چنان که امان الله در 1942 امید خود را برای بازپس گیری قدرت در افغانستان به طور کامل از دست داد. 
قدرت های محور- ایتالیا و جرمنی- در پایان سال 1942 دریک قدمی شکست کامل بودند و کوارونی در سفارت ایتالیا در کابل به دلیل غفلت های متواتر روم، فعالیت هایش را به طور چشمگیری کم رنگ کرده بود. او همچنان روش خود درتعامل با حکومت هاشم خان را عوض کرده و درجلسات اکثراً آرام و رفیقانه برخورد می کرد زیرا برای شکست دادنش به حیث یک دشمن، دیگر نیازی احساس نمی شد. 

اقدامات ایتالیا درعرصه خارجی، به ویژه از سپتامبر 1943  وقتی دربرابر حمله نیروهای امریکایی نتوانست از خود دفاع کند، واضحاً فروکش کرده و مجبور به اعلام جنگ شد. 
136
امان الله هر نوع امیدی را برای بازگشت به کشورش از دست داده و می دانست که یگانه دلیل حضور وی در روم هم  همین است که ایتالیا به یک رشته موفقیت ها در آسیای میانه دسترسی یابد.
علی رغم عقب نشینی ایتالیا، امان الله کماکان با خانواده اش در روم به زنده گی ادامه می داد. دولت ایتالیا در آستانه ختم جنگ، ماهانه از طریق وزارت داخله مبلغ 20 هزار لیره دراختیار شاه سابق قرار  می داد. علاوتاً وزارت امور خارجه همه ساله بابت جبران مالیاتی که جایداد های امان الله در ایتالیا گرفته می مشد، مبلغ شصت هزار لیره دو باره به او بر می گرداند. به هرحال، پرداخت جبران خسارت به پادشاه سابق تا واپسین سال های تبعید وی درایتالیا ادامه پیدا نکرد. 
( احتمالاً بعد از آن فروش زیورات را آغاز کرده بود) 

از امان الله خواسته شد که به طرف جمهوری شمال برود. مگر درحالی پرداخت کمک هزینه دولتی برایش قطع شده بود، وی این تقاضا را رد کرد. امان الله به پایتخت وابسته بود و همان گونه که همیشه درگفت و گو با دپلومات های ایتالیا گفته بود وی هرگز مایل به ترک شهر روم نبود؛ خصوصاً اگر چنین پیشنهادی از سوی موسولینی مطرح شده بود که همیشه از وی سوء استفاده کرده اما هیچ گاه به طور جدی او را کمک نکرده بود. 

ایتالیا از یک سو در معرض هجوم امریکا و انگلیس قرار داشت و از سوی دیگر برای حصول آزادی خویش از چنگال جرمنی مبارزه می کرد که اینک در منطقه شمال کشور دم و دستگاه آراسته بود. وقتی درسال 1944 حکومتی جدید در ایتالیا روی کار آمد، دستگاه دپلوماتیک کشور از امان الله خواست که شهر روم را ترک کند.  بیشتر ازین نیازی به اقامت امان الله در روم احساس نمی شد. سیاستگران و دپلومات های ایتالیایی توقع داشتند که شاه سابق مهان نوازی و کمک های اعطایی ایتالیا را در لحظه هایی که او شدیداً نیازمند بود؛ به یاد داشته باشد. 
به منظور حفظ رابطه دوستانه با امان الله دولت تصمیم گرفت که پول اندکی دراختیار امان الله بگذارد تا وی از آن بتواند برای رفع نیازمندی های اولیه خویش از آن استفاده کند. 
مگر با تاسف، هرمبلغی که به شاه داده می شد برای پرداخت وام هایش بسنده نبود و پیوسته از سوی بدهکاران هدف آزار و اذیت قرار می گرفت. با این حال او می خواست بیش از آن چه می توانست هزینمه کند، زنده گی لوکس داشته باشد. دولت ایتالیا یک بار دیگر پا جلو گذاشت و بخشی از قروض شاه سابق را ادا کرد تا وی درخرید کالاهای مورد نیاز کاملاً دست خالی نماند.