-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ خرداد ۱۱, یکشنبه

حکیم الکوزی و رامونا جان - سلسه مراتب علم نوین در مقابل الهام خدایی


نوشته میرویس آریا



از چند ماه بدین سو اتفاقات مربوط به پاندمی کرونا را به صورت پیهم دنبال میکنم.
شکی نیست که این ویروس و مریضی پیچیده، همه ی جهان را گیج کرده است و با گذشت بیشتر از 5 ماه از شیوع آن، جهان هنوز هم در سر در گمی تمام به سر میبرد.
یک روز یک دوا برای درمان تجویز میشود و چند هفته بعد نتایج تحقیقات نشان میدهد که عوارض جانبی این ادویه ویرانگر بوده است و باید متوقف شود.

متخصصین برجسته ی عفونت ها در عالم طبابت که نام و نشان قابل اعتماد در جهان امروزی اند، هر کدام نظر متضاد و نتیجه ی معکوس همدیگر را ارایه کرده اند و گاهی بخاطر اختلاف نظر ها حتی به جان هم افتاده اند.

دواهای که برای تداوی امراض سرطانی، ایدز، توبرکلوز، ملاریا و حتی شِپُش موی سر به کار میرفتند نیز یک به یک مورد آزمایش قرار گرفتند ولی نتیجه ی قطعی از هیچ چیزی حاصل نشده است. آنچه هابر ماس کهن سال ترین فیلسوف زنده ی دنیا گفته بود که کرونا ما را نسبت به نادانی ما آگاه کرد، شاید واقعگرایانه ترین نظر باشد.

ساخت واکسین برای هر مرض جدید کار پیچیده تر از ادویه ی آن است چون حداقل بیشتر از یک سال نیاز است تا عوارض جانبی واکسین احتمالی بر بدن انسان معلوم شود. شفایابی موقتی حرف مورد حساب نیست بلکه تاثیر واکسین بر سیستم بدن انسان در تمام ابعاد اصل هدف است. به این دلیل جهان تا حالا از رسیدن به یک نتیجه ی قطعی درمانده است.

از این منظر، آنچه را آقای حکیم الکوزی انجام میدهد، مورد قبول طب جدید نیست بلکه خطرناک نیز است. ممکن دوایی که ایشان ساخته است موقتا مشکل را رفع کند ولی چه کسی میداند که بعد ها این دوا روی سیستم عصبی، قلب و یا تولید مثل انسان ها تاثیر منفی بگذارد؟!
اما در عین حال من به صورت "شوقی" زندگی نوابع تاریخ بشریت را نیز دنبال میکنم که بدون تحصیلات تخصصی و مدرن، به دستاوردهای دست یافته اند که دانشگاه ها و نهادهای معتبر علمی با جمع کثیری از دانشمندان مطرح عصر نتوانسته بودند آن را حل کنند.
راموناجان، یک مرد هندی زاده ی 1887 هرگز درس ریاضی و فزیک را در مکتب و دانشگاه نخوانده بود اما فرمول های را حل کرد که دانشگاه هاروارد و اکسفورد از حل آن در آن عصر عاجز مانده بودند. یک مرد مکتب نرفته و درس نخوانده چطور ممکن بود بخش بزرگی از معماهای لاینحل ریاضی آن زمان را حل کند؟
این مورد را عقل بشر به سادگی نمی تواند قبول کند. پاسخ خود راموناجان این بود که همه ی این موارد را در خواب می بیند و برایش از سوی یکی از خدایان هندو الهام میشود.. راه حل های راموناجان نه تنها این که ناقص و نادرست ثابت نشد بلکه با گذشت هر روز بر اهمیت آن افزوده شد و او در سطح انشتین و دیگر بزرگان علم ریاضی – فزیک در جهان مورد احترام است. از این منظر ما نمیتوانیم مطلقا راه حل آقای حکیم الکوزی را رد کنیم. ما هیچ کدام نمیدانیم که شاید برایش الهامی صورت گرفته باشد. مغز و قلب هر انسانی در هر عصر و مکانی میتواند منبع الهام علم خدایی باشد بخصوص انسان های که دنبال زراندوزی محض نیستند.

به باور من نه نیاز است که کاملا راه حل آقای الکوزی را بدون جستجو و تحقیق منصفانه رد کنیم و نه هم سر بسته او را در جایگاه تقدس قرار بدهیم. او شایسته ی نظر منصفانه و تحقیق در مورد دوا و راه حل اش است.
صحت یاب شدن برخی از هموطنان ما از اثر داروی او، انصافا ما را باید با چالش مواجه کند که تحقیق مسلکی را حق او بدانیم.