-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ اردیبهشت ۲۴, چهارشنبه

یدالله کریمی پور: چه کسی فاشیست نیست؟

همه ایرانیان یکی نیستند. 
کریمی پور: تقدیم به افغان های غرق شده در هریرود(تجن). با همه احترام.



اگر امروز یک افغان به خواستگاری دختر یا خواهر شما بیاید چه برخوردی با او خواهید کرد؟! او را با وجود دارا بودن شرایط مناسب،به دامادی یا پیوند با خانواده‌تان می پذیرید؟! آماده‌اید او و دوستان و خانواده‌اش از کابل، مزار، بلخ، هرات، چخانسور، نیمروز و یکتیا را به مهمانی و جشن تولد خود و فرزندتان مثلا در تهران یا تبریز دعوت کنید؟! با آن‌ها در جشن پایکوبی کرده و هم‌آوا خواهید شد؟!

بیشتر قهرمانان و مقدسان دین و مذهب ایرانیان عربند؛ از محمد(ص) و علی بن ابیطالب(ع) تا حسین بن علی (ع) و مهدی قائم(ع) و امام رضا(ع)؛ نمازمان را به عربی می‌خوانیم و دعاهایمان را نیز؛ بسیاری از روزهای تعطیل ما، از تاسوعا و عاشورا و نیمه شعبان و سیزده رجب و وفات رسول الله (ص) و تولد امام اول و... برخاسته از اسلام و عربند؛ حال کدام یک از شما تاکنون ناسزا نثار عرب‌ها نکرده اید؟! بدو بیراه به عرب‌ها و تاریخ و فرهنگ آن‌ها نگفته‌اید؟!

کدام یک مرگ را نثار آمریکا، شوروی(روس)، انگلیس، چین و... نکرده اید؟!

کدام یک از شما با قوانین زن‌ستیز در جهان و ایران، تا جایی که توانسته اید، مبارزه کرده است؟!

آیا ممکن است اگر بلوچ یا پاکستانی را در خیابان و کوی و بازار دیدید، او را برادرانه و خواهرنه در آغوش بکشید و به ناهار و شام دعوت کنید؟!

کدام یک از شما تاکنون جُک و لطیفه علیه ترک‌ها، عرب‌ها، لرها، رشتی‌ها و... نشنیده، نخندیده و بازگو و منتشر نکرده است؟!

کدام یک از شما هم‌میهنان سیاه پوست شهرهای نگور، باهوکلات، قصرقند و... را می‌شناسید؟! آیا حاضرید آنها را به عنوان همشهری پذیرا شوید یا با آنها وصلت کنید؟!

در واقع نگرش و دیدگاه ما نسبت به "دیگر"ان، از جمله قومیت ها، از دوره کودکی شکل گرفته و آموخته می شوند. نمونه آن که کودکان از فضای پیرامونی خود می آموزند که سفید ها نسبت به سیاهان و یا مردان نسبت به زنان برترند.

نمی دانم رمان "ولی جهنم دیگرانند" ژان پل سارتر را خوانده اید؟!
"گارسن"، "اینس" و "ستل" هریک برای دو تن دیگر "دیگری" به حساب می آید. گرچه هرسه به هم نیازمندند، ولی هریک به "دیگری" به چشم "شی" می نگرد.
از دیدگاه هریک، "جز من کسی نیست که من باشد"؛ پس هریک می کوشد که خودش وجود داشته باشد. اینجا است که درگیری صورت می گیرد.
بر روی زمین برای توجیه این نگاه، یعنی نگاه "دیگری" شمردن مردم و راضی کردن خود، مفرهایی متعددی بکار می گیریم.یعنی جایی و تکیه گاهی برای فرار.

در این جهان، هیچ عذاب دوزخی، کشنده تر و کاری تر از دیدگاه دیگران به تو، به چشم دیگری نیست. " جهنم پر از ابزار های شکنجه س، یادتونه؟ ولی جهنم دیگرانند؛ جهنم شما هستید".