-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ تیر ۶, جمعه

رمان جادوگر هزاردست، در کابل

وفا سمندر
وقتی فرزند خیال، لباس کلمه بپوشد؛ اینست پاداش روزها و ماه‌ها و ...زحمت کشیدن و انتظار داشتن!
«جادوگر هزاردست»؛ که تازه در ایران اقبال چاپ یافته است، به کمک یار روزگار تلخ و شیرنم، جناب عبدالغفور لیوال، سفیر کبیر جمهوری اسلامی افغانستان در تهران، بدستم رسید.
همان‌طوری‌که آفریدن و نوشتن و ویرایش و چاپ یک افریده، کاری ارزشمند است، خواندن و یافتن و از این طریق دوباره زنده شدن «قصه»، هم قطعات تکمیلی روند آفریدن یک اثر می‌باشد.
و استاد سید رضا محمدی، با چه زیبایی، این حق را ادا ساخته است. چنانچه می‌نویسند:
«به جرات می‌توانم ادعا کنم که چنین اثری به‌ندرت آفریده می‌شود. رمانی‌که هر سطر آن تکان‌دهنده باشد، آمیزه‌ای از شعر و شطح و روایت توصیف و در عین حال حکایت دردها و رنج‌های زنی از سرزمین افغانستان...»
بقیه را می‌توانید، یک‌جا با رمان جادوگر هزاردست، بخوانید و انچه خود می‌یابید، بر آن بیافزایید. چون هر یک شما آفریننده‌اید.
جا دارد هم‌چنان از آقایان:
آرش ایران‌پور؛ شهرام سلطانی؛ لطف الله خپلواک؛
یاسین نگاه، و سایر دوستان که به نحوی در مراحل مختلف کار مرا یاری رسانیده‌اند، اظهار سپاس و تشکر نمایم.
شکر خدا که شما عزیزان را دارم و این خوشی را با شما یک‌جا تجلیل می‌نمایم.