-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ خرداد ۳۰, جمعه

بازسازی جمیعت اسلامی بسته به یک معجزه است

صلاح الدین ربانی بسیار دیرجنبیده. سال های کار در مقام وزارت خارجه، فرصت و زمان طلایی را از وی ربود.




جمیعت اسلامی با مدیریت صلاح الدین ربانی، علی رغم آن که نسل برومند تازه به میدان آمده و با انگیزه، وشماری از سیاستگران کارا درکنارش ایستاده و آماده اند کمرش را درنبرد های آینده محکم ببندند، اما این سازمان، درحفرۀ ترسناکی ازبی اعتمادی و بی اطمینانی درغلتیده است که شاید هیچ گاه از آن بیرون نیاید؛ حتی اگر کشورهای پاکستان، هند و ایران زیر قول هایش را بگیرند. خصوصاً نشانه هایی دیده می شود که محافلی ( بیشترخارجی) درتلاش اند تا افراط گرایان گمنام و داعش مشرب، صلاح الدین را کنار زده و جمیعت را قدم به قدم تصرف کنند. شاید برای برخی از وفاداران جمیعت، این نکته، شگفت آورجلوه کند؛ اما این مسأله را روی عقربۀ زمان سوار کرده اند.

 جمیعت همچون هرم قدرت دربیست سال اخیر، دراثر حداقل سه کودتای درونی، کم توان شده است.
جمیعت اسلامی، پیشتاز دگرگونی تاریخ سیاسی درافغانستان بود؛ ولی از اول ماجرا، درمحاصرۀ استراتیژی تمویل کننده گان جنگ نیابتی قرار گرفت؛ و دردو نوبتی که قدرت را در دست گرفت، از سکوی دولت مستعجل به زیر افتاد.
جمیعت، مانند حزب دموکراتیک خلق افغانستان، حتی یک روزفرصت نیافت، به دوراز جنگ و رزمیدن علیه معاندان، از نظرسیاسی دم راست کند و قوام بگیرد. با جنگ آمدند و با جنگ رفتند.
با این حال، موقف جمیعت اسلامی ویژه تر وغم انگیزتر است. هیچ سازمانی تا به این حد، رهبران جنگی وسیاسی خود را از دست نداده است. اولین سازمان سیاسی- نظامی در تاریخ افغانستان است که به طور مستمر به بیماری بی درمان خود زنی مبتلا بوده و بیست سال تمام خنجر خورده و از ندانم کاری و از حس بی تصمیمی و فقدان قاطعیت برای نجات، نفس هایش به شماره افتاده است. این نفس نفس زدن ها، بی شباهت به آخرین نفس نفس زدن های حاد و نا امیدانۀ یک بیمار آغشته به ویروس کوید نوزده نیست. یعنی، هشتاد درصد مرگ، بیست درصد بخت زنده ماندن.
صلاح الدین درآزمون شکننده است. دولت های کرزی و غنی، این بدنه را به جزایر مختلف و کج خو تقسیم کرده است. با آن که تئوریسن های کارکشته و رسالتمند همچون دکترمهدی، استاد عبدالحی خراسانی و حفیظ منصور را درمدار خود دارد، هرگز به اقتدار از دست رفته دست نخواهد یافت.
این شخصیت ها با صلاح الدین نیز دراختلاف نظر اند.
جمیعت دیریست که از داشتن نیروی داخلی منسجم، وفادار، پایدار و استوانه های فکری که به زودی خریده و فروخته نشوند، محروم شده است. حتی خطر استفاده جویی جزایر سرگردان، از اتفاقات جاری تا تشکیل احتمال کنگرس جمیعت ممکن است دو باره عود کند. فقط یک فاز جدید تقابل نیابتی در سطح کلان ممکن است جمیعت را بار دیگر به یک نیروی سیال و حجیم مبدل بسازد.
 چنین چیزی اتفاق خواهد افتاد؟