-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ تیر ۱, یکشنبه

پرتونادری و طالبان تروریست درنگاه حکومت کابل


استاد پرتو نادرى حالش را چنين بيان مى كند: 



از ده روز بدینسو از یک سردردی و جان دردی دوام دار، رنج می برم. دهانم به گفته ء مردم چنان عدالت عمری المتفکر کاملا بی مزه است. از ناگزیری نان می خورم ورنه اشتهایی ندارم.
تازه در این دو روز گذشته چنان خسته و بی حال بودم که حوصلهء سر بلند کردن از بالشت را هم نداشتم.

این در حالی است که در هفتهء گذشته قومندانی پغمان دوبار مرا جلب کرد. دوبار ناگزیر شدم به سارنوالی بروم و دوبار دیگر به محکمه رفتم.
اهل محکمه را از جماعت خاکیان نیافتم. گویی ایا از جماعت تایتان ها بودند یا هم مقام نیمه خوایی داشتند،  با این حال زیوس را ندیدم که چه عبا و قبای دارد.

عدالت عمری - علوی  از من می خواهد تا نستوه را به محکمه حاضر کنم، در حالی که او  از دو ماه بدینسو خانه را ترک کرده و از هفت وادی رسوایی گذشته است ، زنده و مرده اش معلوم نیست.

گنه کرد در بلخ آهنگری
به شوشتر زدند گردن مسگری

نمی دانم این جماعت چرا این همه خود را مسخره می کنند،  دزدان رهزنان، تاراج گران ، آدم کشان را بر جان و مال مردم دست آزاد می دهند و بر اریکه می نشانند، اما دست از سر کل من بر نمی دارند و در این روز های بیماری، روزهای قرنطین که از شصت سال به بالا را اجازه بیرون شدن نمی دهند،  هر چند روز بعد مرا از ادارهء پولیس تا سارنوالی و محکمه سرگردان می سازند.
می خواهم بگویم که اگر در نتیجه ی این برخورد عمری به کرونا گرفتار آیم و اگر داشته باشم وشدید تر شود، دوستان بدانند که قاتل من پولیس، سارنوالی و محکمه است.
آخر شما چقدر مسخره هستید به من چه که یک انسان غیر متعادل چه کاری کرده است!
بروید بیابید!
چند سال پیش دوبار خانه مرا دزدیدند. بعد هر روز پولیس قهرمان پغمان بود که می آمد و انتظار داشتند که پول تیل موتر شان را هم بپردازم، می خواستند تا دزد را معرفی کنم.  چه قهرمانی!

بگیر و ببند و بکوب و بیار 
به دست چو من پهلوانش سپار