-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ خرداد ۱۶, جمعه

اینک ثبوت توفان کرونا به رهبری پژشکان

جناب عبدالقدیرمیرزایی، نویسنده و روزنامه نگار



حتمن جمله‌ا‌ی « موشت نمونه‌ی خروار» را شنیده‌اید.
روز گذشته در یکی‌از مغازه‌های شهر کابل مصروف خرید بعضی اجناس مورد ضرورت خود بودم. در همین جریان شخصی بدون رعایت فاصله‌ی اجتماعی و نوبت صبحت‌های من و‌ دکان‌دار را بدون اجازه قطع کرده و داخل مغازه شد، دکان‌دار او را داکتر صاحب خطاب کرده و وی‌را خیلی‌ها تحویل هم گرفت، من با شنیدن این کلمه‌ای « داکتر» خیلی متعجب شدم.
باخود گفتم « این هم داکتر یا پزشک شهری که ما در آن زنده‌گی می‌کنیم» خوب، به‌هر ترتیب، از خدا صبر خواسته و از فاصله‌ی دو‌متر دورتر، منتظر خارج شدن این داکتر « مشتری» ماندم.
پس از پایان خریداری این مشتری، خانه‌ی پدر دکان‌دار آباد باشد، حد اقل از من معذرت خواست و من‌هم در پاسخ یک پیام کوتاه به‌شکل طنز گونه به‌هدف اصلاح به دکان‌دار و مشتری به اصطلاح داکتر دادم، مشتری و دکان‌دار از شنیدن این پیام من خیلی خجالت شدند و اصلن نتوانستد در پاسخ پیام انتقادگونه‌ی من حرفی به‌زبان بیاوردند.
جناب داکتر جوان چند تا مشکل داشت:
۱- فاصله‌ی اجتماعی را مراعات نکرد.
۲- دست‌کش نداشت.
۳- نوبت را رعایت نکرد.
۴- بدون رعایت موانع داخل مغازه شد.
و اما دکان‌دار:
۱- نوبت را هم‌چنان مراعات نکرد.
۲- دست‌کش، ماسک و هیچ‌گونه تدابیر برای وقایه نداشت.
حالا شما فکر کنید که ما در کجا هستیم، « مشت نمونه ی خروار»
به‌هر حال حرف اساسی در این‌جاست که میزان آگاهی مردم افغانستان از هر نقطه نظر زیر صفر است، دور از شما عزیزان جهالت و « سرتنبه‌گی» مردم از بی‌سواد و باسواد، خیلی در سطح بلندی قرار دارد.
دلیل این همه بدبختی‌های ملت در همین دو تا مسله است.
بیایید همین‌که افریدگار ما خداوند بزرگ، ما مردم متعلق به جغرافیای افغانستان را همانند سایر باشنده‌گان کره‌ی زمین انسان آفریده، انسان باشیم.
اگر از همین امروز هم شروع کنیم، دیر نیست.
مخلص شما
آدینه‌روز شانزدهم جوزا ۱۳۹۹/کابل