-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ تیر ۱, یکشنبه

نسل کُشی تاجیک


 چرا از ھالوکاست ملّت تاجیک کسی نمی‌گوید؟ 



 بر اساس نوشتة الیکسندیر اولیشویلی حالوکوست یا نسلکُشی، که بر ملّت تاجیک گذشته است، از بزرگترین نمونه‌های نسلکُشی در تاریخ به شمار می‌رود. جهان از نسلکُشی شدن قوم یهود همه روزه یاد می‌کند، از نسلکُشی شدن ارامنه با دست ترکان یاد می‌کند، از نسلکُشی شدن هندوان یاد می‌کند، امّا در هیچ کجا از نسلکُشی عظیمی، که تاجیکها شده‌اند حرفی نیست! 

 در حالی، که کتب تاریخ، که مستقیماً در دوران نسلکُشی تاجیک و زمانهای نزدیک به آن نگارش یافته‌اند از بزرگترین فاجعه بشری، که ملّت تاجیک آن را تحمل کرده، نوشته‌اند! 

 یعنی سند تاریخی کتبی فراوانی در دست است، که نسلکُشی تاجیک را به ثبوت می‌رساند. 
 امّا این نسلکُشی را کس فریاد نخواهد زد، تا مادامی، که خود ملّت تاجیک، خوبرگان آن از سراسر ایرانزمین، خراسان بزرگ و حدود ورزرود نامگردان و مونقسیم شده به چند جماهیر آسیای میانه بسیچ نشوند! 

 این نسلکُشی را کس دقّت نخواهد داد، تا مادامی، که در قلمرو خود تاجیکستان، در قلمرو ازبکستان، قرغیزستان، قزاقستان، ترکمنستان، افغانستان (خراسان) تا به حال تاریخ زدایی، فرهنگ زدایی، پارسی زدایی، تاجیک زدایی زیر برنامه‌های از پیش تعیین شده ی کشورهای ابرقدرت و از جمله پانترکیسم در حال حاضر گویا خاموش‌شده، ادامه‌ دارد. 

 این نسلکُشی را در تاجیکستان کس فریاد نخواهد کرد، چون ادامه‌ آن را در جنگ شهروندی بر سرش آوردند و تا حال، با هزاران بهانه: “ افراطی” بودن، “ دیندار” بودن، “ تحریری” بودن، “ سلفی” بودن، “ وهابی” بودن، “ نهضتی” بودن، “ تیروریست ” بودن، “داعیشی” بودن ،. . و صدها “بودن ”-ی دیگر نسلکُشی تاجیک ادامه‌ دارد و با دست مقامات قدرتیش، با دست بی‌واسطه حکومتش! 

 هنوز مدم درک نکرده‌اند، که از سر آنها بلای عظیم نسلکُشی در حال گذشتن است! 
 دیهه-دیهه، ناحیه-ناحیه و شهر-شهر کُشتن تاجیکها با بهانه‌های محلی، دینی، مذهبی و امثال این در سالهای جنگ شهروندی تا به حال حساب و کتاب نشده است. این نسلکُشیست، که کس آن را تحقیق عمیق نکرده است! 

 و امّا نسلکُشی عظیمی، که بر هویت تاجیک، بر تاریخ تاجیک، بر حدود جغرافی تاجیک ضربه ی محلک زد و تأثیر آن تا به اکنون روشن احساس می‌شود، چه را در سراسر جهان، در برابر نسلکُشی یهودی و ارمنی و هندی نادیده گرفته می‌شود؟ 

 اگر از هجوم چنگیز 800 سال گذشته، نام چنگیز برای اقوام مغولی-ترکی جای افتخار است اکنون و از او ستایش می‌شود و مجسمه‌های آن را گذاشته و تقدیس می‌کنند. 

 اگر از بشرکُشی تیمورلنگ چیزی کم یا زیاد از 700 سال گذشته، امروز اقوام ترکی با افتخار نام او را به زبان می‌آرند و در شهرهایی مجسمه‌های او را می‌گذارند، که شهر نیاکان او نیستند و هیچ ارتباط پیشینی با پیشینه ی اقوام او ندارند! 

 وقتی چنگیز و تیمور فراموش نشده‌اند و ادیال قشری از اقوام امروز دنیا حسابیده می‌شوند، پس حالوکاست بر سر ملّت تاجیک آورده ی این دو ستمکار شناخته ی بشری کهنه نشده است و باید محکوم شود! 

 بر اساس نوشته ی الیکسندیر اولیشویل (Аlexander Аvalishvili‎) تا ورود اقوام ترکی - مغولی در ورزرود (آسیای میانه) شهرهای مرو، بناکت، ختلان، وخش، چغانیان، ترمذ، بلخ، شادباخ، نیشاپور، نسا، شازفستان، دهستان، ابیورد ، توس دارای ساکنان بیشتری نظر به بیشتر از شهرهای اروپای کنونی بودند. 

 او می‌نویسد: “تاجیکها (اهالی بومی آسیای میانه) توسط بربرها از بین رفتند، که حالا توسط ترکها و مغولها قهرمان ملّ تلقّی می‌شوند (چنگیز خان بیش از 20 میلیون نفر را کُشته ، تیمورلنگ بیش از 17 میلیون نفر را کُشت)... 

 این نسلکُشی است. تاجیکها فقط به این دلیل، که آنها ترکهای عشایر نبودند، کُشته شدند! در نتیجة حالوکاست تاجیک ، که با عنوان "یوغ مغول-تاتار" نیز شناخته می‌شود ، 10 میلیون نفر از ساکنان بومی مناطق فعلی آسیای مرکزی نابود شدند. اشغال آسیای میانه با دست عناصر ترکی-مغولی برای همیشه ترکیب قومی این منطقه را تغییر داد و بقایای ترکها-مغولها- (ازبکها ، ترکمنها ، قیرقیزها ، خزرها) در مکانهای تاجیکهای بومی کشته‌شده اسکان یافتند.”

 نسلکُشی تاجیکها (سالهای 1219-1223) ، که در باره آنها صحبت نمی‌کنند، به صورت زیر است: 
“کاتبان (نویسندگان کتب تاریخی) سرهای بریده شده را شمارش می‌کردند ، به عنوان مثال، پس از گرفتن مرو، چنین شمارش 13 روز به طول انجامید و رقم 1. 047000 کشته‌شده را نشان می‌داد. 

 شمار 1، 060، 000 نفر در هرات کُشته شدند ، 1. 000. 000 در بلخ ، 1، 747، 000 مرد به استثنای زنان و کودکان در نیشاپور کُشته شدند. 
 این فاجعه‌ها را جوینی و از جمله ابن اسیر در کتب خود نوشته و شهادت داده‌اند. 

 ابن اسیر می‌نویسد "انچ، که من از آن روایت می‌کنم، روایتی از یک واقعة وحشتناک است و بزرگترین بدبختی، که از آن زمان تاکنون بشریت تجربه کرده است و شامل همة مخلوق خدا می‌شود، و به ویژه مسلمانان... شاید مردم تا پایان وجود جهان هرگز چنین فاجعه ای را نبینند...”

 اگر شهری مقاومت سرسختانه می‌کرد و می‌توانست حمله را به دست بگیرد ، فرماندهان مغول "قتل عام جهانی"  را انجام می‌دادند و مابقی ساکنان آنها در میان سربازان به بردگی تقسیم می‌شدند. 

 این حال را تاریخ نویسان برای شهرهای فاراب، ترمذ، نسا، بلخ، نیشاپور، توس، گرگنج، هرات و غیره یاد کرده‌اند. 
سیزده (13) روز طول کشیدن تن‌شمار کشته‌شدگان در مرو سند قاطع وحشانیتی عظیم، نسلکُشی وحشتناک است! 
  کُشتار اهالی خوارزم، که بر اثر آن زبان خوارزمی-یکی از زبانهای ایران شرقی-به تمام از میان رفت، چگونه باید فراموش شود؟
 تاریخ‌نگاران شهادت داده‌اند، که ترکها به مقابل مغولها جنگیدن نمی‌خواستند و برای حفظ خود به آنها یکجایه شده تاجیکها را نابود می‌کردند و شهر و روستا و نواحی تاجیک‌نشین را از سکنه خالی می‌کردند. 

 قتل 7000 کودک اصفهانی در زیر سومب اسپهای تیمورلنگ را تاریخ از یاد نبرده است! 

 در نبرد با بخارا 30 00