-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ خرداد ۱۵, پنجشنبه

دشمن اصلی امرالله صالح از زندان بگرام رها شد

مولوی آغا میر، از نقشه کشان اجرای حمله بر ساختمان ولایت پنجشیر و انفجار خانه امرالله صالح، رها شد. 



مولوی آغامیر از طالبان مشهور و فوق العاده شریر پنجشیری فرزند غلام «گریانوک»، براساس فهرست رسمی داده شده از سوی طالبان به حکومت کابل، از زندان رها شده یا درآستانه رها شدن است.
خبر می گوید که هفت نفر پنجشیری از برگزیده گان طالب است که باید رها شوند؛ از آن جمله ندامحمد از فروبل، احمد خان از پارنده ( همسرش کشمیری است)  و وشیرعلی از نولاوه است.

درین میان آغامیر، واقعاً زنده گی فلاکت باری را از آوان کودکی تا جوانی سپری کرده و سال های سال در مدارس پنجشیر و کراچی پاکستان آموزش دیده و به زبان اردو وپشتو روان گپ می زند.

 او در کودکی به حدی ترسو بود که از یک صدای بلند به لرزه می افتاد. بچه امیرخان به نام میرجان که دستش قطع بود، بالای خواهرمولوی  تجاوز کرد؛ مگر او دربرابر متجاوز هیچ اقدامی از خود نشان نداد، اهالی قریه دختر را از چنگ متجاوز نجات دادند. اما وقتی آغامیر از پاکستان برگشت، به یک موجود هارو کین توز مبدل شده بود؛ مردی مغز شویی شده که از خواهرش دفاع نتوانست، کارش به جایی کشید که در تابستان 2008 وقتی امرالله صالح درقریه باغ سرخ همراه با مهمانان خود از کابل به پنجشیر رفته بود، یک بخشی از خانه امرالله را شبانگاه انفجار داد. امرالله او را دستگیراما به زودی رها کرد. امرالله صالح، ندامحمد ( یکی دیگر از عاملان راکت پرانی به دفترپی آرتی) را درحالت زخمی دستگیر کرد و مدت 28 روز درخانه اش نگهداشت و سپس او را رها کرد. ندا بعد از رهایی، نقشه حمله انتحاری بر مقام ولایت را طرح و اجرا کرد.
 آغا میر درپلان گذاری و اجرای عملیات انتحاری که مقر ولایت پنجشیر را تخریب کرد، نیز از همکاران نزدیک ندا محمد بود.

وقتی پیش از طلوع آفتاب چند تروریست ازدرواز بدخشان، خاموشانه از خانه ندامحمد در دو صد متری مقام ولایت خارج شده و حمله انتحاری را انجام دادند؛ آغامیر موتر پر از بم نوع سراچه سفید رنگ را در یک صد متری دفتر والی کنار جاده ایستانده بود و درحالی که ماجرای مرگ و ویرانگری را نظاره می کرد؛ منتظر بود تا سراچه هم انفجار کند. اما نیروهای امنیتی به زودی وارد صحنه شده و از انفجار موتر سراچه جلوگیری کردند.
مولوی آغامیر همراه با ندامحمد و یک ملا از پارنده به نام احمد خان از صحنه گریختند؛ و مدتی بعد یکی پی دیگر به دام افتادند. به زودی خواهیم دید که رهایی این شخص، به نفاق و اعمال تروریستی در پنجشیر دامن خواهد زد.