-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ تیر ۱۴, شنبه

عصیان جزیره نشین ها در جمیعت اسلامی

 در جمیعت اتفاق استثنایی پیش نیامده، فقط بخش جدید سریال صف شکنی و دسته بندی را شاهد می باشیم که برخاسته از بحران رهبری است. 


رزاق مأمون: 
کشتی جمیعت اسلامی ازصبح فردای ترور شادروان احمد شاه مسعود در2001 در تلاطم امواج حوادث بی موازنه گشت و نا رسیده به ساحل، 20 سال است که روی عرشه، بین سکانداران زدوخورد جریان دارد. جمیعت، به اصطلاح عوام به « تُکری بقه» ماننده بوده است که پرش از آن و فرود به آن، امری پذیره ای و بلامانع بوده است. قطب بندی و یارگیری اضطراری اخیر، آخرین رزمایش نخواهد بود.

 از همان سال ۲۰۰۱، نقب زنی به وسیلۀ حکومات کرزی و غنی، به همکاری متحدان ( انگلیس وامریکا) ومعاندان ( ایران وپاکستان) در ساختار  تشکیلاتی و پارچه پارچه  سازی رهبری جمیعت بی وقفه ادامه یافته است.

جمیعت اسلامی گردان پر نفس دگردیسی تاریخ سیاسی و نظامی درافغانستان است که در جنگ و افت وخیز های سیاسی، نفوذ بسیار گسترده ای را به دست آورد؛ از «جهاد» به قدرت سیاسی گذارکرد؛ رهبری جنگ ملی برای بقای جمهوریت علیه سلطۀ طالبانی کمپنی های نفتی را به عهده داشت؛ اما مدیریت این نفوذ درسالیان پس از حمله امریکا به افغانستان از دست همه خارج شد و سرگروه های فعال به کدخدا های جزایر خود مختار تغییر شکل دادند؛ با آن هم جمیعت باوصف خطا ها و غرقه شدن درفردیت، از نظر ماهیتی، ستون فقرات مبارزه علیه هیولای بازسازی شدۀ «گذشته گرایی» سیاسی ( دراشکال غنی و طالبی) به شمار می رود.


ازین قرار، در جمیعت اتفاق استثنایی پیش نیامده، فقط بخش جدید سریال صف شکنی و دسته بندی را شاهد می باشیم که برخاسته از بحران رهبری است. 

صلاح الدین بعد از مرگ استاد ربانی درمحاق انفعال افتاد و جغرافیای جمیعت را نتوانست اداره کند. اساساً کرزی و فهیم هیچگاه او را از تیررس نا مشهود و نرم بیرون نکردند. انتصاب تاکتیکی وی به ریاست تشریفاتی شورای صلح و سپس وزارت خارجه، فرصت های تاریخی و بومی را از وی ربود. به ویژه در سالیان کار در وزارت خارجه اگر واقعاً برای حفظ اقتدار سیاسی جمیعت دست وآستین بر می زد، سفرۀ سخاوت روزگار برایش گسترده شده بود. اما مشارالیه حفظ شکلی «مأموریت» را بر بازسازی اقتدار سیاسی ترجیح داد تا گپ به این جا کشید.

صلاح الدین بارها تلاش کرد با تدویر کنگرۀ جمیعت، رهبری جمیعت بعد از استاد ربانی را تثبیت کند؛ اما مثلث ائتلافی در قدرت به کمک حامد کرزی و سپس اشرف غنی، او را به بستن دست هایش راضی نگهداشتند. اولین کسانی که از برگزاری کنگرۀ جمیعت اسلامی هراس داشتند، مارشال فهیم، یونس قانونی و دکترعبدالله بودند.

چرا از صلاح الدین عبور کردند؟
خطوط اساسی دیدگاه صلاح الدین نسخه به روز شدۀ مختصات استاد ربانی، برمصداق « نرم بُرِ مسکه تراش» است؛ با این تفاوت که درچهارچوب سنتی تشکیلات محافظه کار جمیعت در نمی گنجد. میانه رو، اما اصول گرا است و متکی به آموزه های سرشار از خطای محاسبه در ظرف 20 سال، از مطالبات استراتیژیک سیاسی روی گردان نیست. از کفش جمیعت یک وجب پای وی کلان تر است. اثبات این مسأله را درجدال تسلیم شدن «ثبات وهمگرایی» به نظام صد درصد متقلب و ایجاد مشترکات با طالبان برای ختم نظام جمهوری شاهد بودیم. کارگزاران پروژه خلیلزاد وحکومت کابل این مساله را فراموش نمی کنند.

رئوس اهداف صلاح الدین مشخص است: درحال حاضر، نه به باشگاه حکومت اشرف می پیوندد؛ نه درمذاکرات صلح حضور می یابد. چون حکومت کنونی، برآیند زننده ترین رسوایی انتخاباتی و پروسه «صلح»، از بیخ و بُن، خیالی و توطئه گرانه است؛ این موضع گیری به گونه ای فراگیرجاذبه آفریده است. صلاح الدین، «راه سوم» نیست؛ جایگزین اشرف غنی و شاخۀ انشعابی اخیر است. 

جمیعت شاخۀ استاد شاداب چه می خواهد؟

جمیعت جدید واستعجالی، زیرفشار چند جانبۀ خارجی، ظاهراً به «مصلحت» شرایط لبیک گفته؛ اما واقعیت این است که براساس مشاورت های دکترخلیلزاد ایجاد شده است. اصل پیام خلیلزاد این است: اگر از فرآیند صلح کناره بکشید، معلوم است که امارت اسلامی به جای جمهوریت می نشیند!
دکترعبدالله توانست رگه های خود مختار جمیعت را قانع کند که امریکا با کسی شوخی ندارد؛ لازم است خود را به سرعت جمع وجور کنید؛ درغیرآن دست تان درمذاکرات احتمالی « بین الافغانی» خالی می ماند و فرصت را به یک نیروی دیگر می بازید. استاد شاداب ضعیف ترین در سلسله مراتب نسل اول جمیعت به شمار می رود. مجمع شخصیت های جمیعت که خود از قربانیان تلاطمات 20 سال اخیر به شمار می روند؛ ظاهراً در آمد آمد موج طالبان به قدرت، وارخطا شده اند که هرگاه دیر بجنبند، از ردۀ تعامل بیرون زده می شوند. آن ها شاداب را سرپوش مؤقتی مطالبات زود بازده سیاسی قرارداده و آیندۀ کار را نیز هیچ کسی نمی داند. اما جمیعت جدید تیغ بی جوهرِ است که ناف تاریخ با آن بریده نمی شود و بازی های دراماتیک زیادی درپیش روست.

بدنۀ جدید جمیعت از بدِ حادثه، به قماری دست زده است که پیش ازین، بارها باخته شده است. آن ها با این تصورتلقینی که قدرت های غربی، نظام سیاسی را به طالبان «سرقفلی» داده اند و دیگرنیروها فقط می توانند برای خود جایگاهی کوچک درآن بنا ریزرف کنند؛ خود را به این حال و روز انداخته اند. شاخۀ جدید لااقل سعی دارد از تشتت و انفراد بیرون آمده و درهیأت جمع وارد تعامل شود. هیچ ضمانتی وجود ندارد در فرجام تونلی که این ها درآن راه افتاده اند، روشنایی پدیدار شود؛ اما یک سرِ مقاومت عادلانه هماره با اقتدارو سربلندی وصل است.

برندۀ احتمالی بازی کدام جناح است؟
معامله گری های مستقلانه، انسجام درونی همه احزاب سیاسی را برهم زده است. پس، برنده و بازنده درافغانستان، تابع اقتصاد اپراتیفی و حداکثر درگرو تحولات منطقه و فراتر از منطقه است. پرداخت تاوان سیاسی 9 سال فراموشی نسبت به سرنوشت سازمان سیاسی و نظامی نیم قرنه جمیعت اسلامی برای صلاح الدین آسان نیست. اما به سرپناه همدردی های مجازی نیازی ندارد. او میراث دار راهبرد مقاومتی است و بخش اعظم نسل حاضر درصحنه، از معامله گران بازمانده از دورۀ جنگ سرد، بسیار خسته و بیزار شده اند. درعرصه داخلی و روابط منطقه ای نیز به اهرم های کارا دسترسی دارد.

ایستاده گی صلاح الدین درنفی قاطع غداری انتخاباتی، پایان تمرکز گرایی سلطنت مآبانه، تردید کاملاً درست و تجربی نسبت به مذاکرات خیالی بین الافغانی و دادن پاسخ ملی به تاریخ، نقطۀ غلبه نیرومندی وی به شمار می رود. هرگاه مشارالیه تا آخرماجرا بر مطالبات اساسی خویش پایداربماند، یک رستاخیز سیاسی متبارز خواهد شد. موضع  وی در داخل کشور از حمایت اکثریتی برخورداراست و درسطح منطقه، هند و ایران دربسا موارد با وی همراستا اند.
 طالبان یک پدیدۀ جهانی ترور است و پروژۀ جاری دیر یا زود سرشکن خواهد شد. فرصت ها برای ائتلاف های غافلگیرانه و دور زدنِ حرکت جدید به رهبری استاد شاداب، نیز فراوان است. اگر صلاح الدین بیش ازین نسبت به سرنوشت ربوده شدۀ استاد ربانی ومأموریت تاریخی جمیعت، قناعت پیشه گی نشان دهد، تروریزم نفس دو باره خواهد گرفت.