-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ مرداد ۳, جمعه

معمای جنجالی حمدالله 38 ساله

طرح مشترک آی اس آی و سیا، رسانیدن حمدالله محب به جایگاه ریاست جمهوری است. 



درهفته های پسین، همزمان با تشدید جنگ و بروز نشانه هایی از ضعف، خیانت، پوسته فروشی و ریزش درصفوف قوای دولتی، حمدالله محب یک سناریوی تبلیغاتی را برای رسیدن به مقام ریاست جمهوری کلید زده است.

درشرایطی که دفاع از پایتخت برای حکومت کنونی دشوار شده، حمدالله محب ۳۸ ساله، اخطارهای لفظی علیه پاکستان را چاق کرده است. بی جهت نیست که از همین حالا بازار نوبت گیری شماری از جان به لب رسیده های دل گداختۀ کرسی «معاونیت اول» نیز داغ شده روان است.
اما درپسِ این حمدالله محب چه تناقضاتی خوابیده است؟

حمد الله محب در یک کمپ پناهجویان در کویته پاکستان دیده به دنیا گشوده است؛ درپاکستان درس خوانده و به شگوفایی رسیده است. وی پس از نگونساری ادارۀ طالبان درسال 2001 وارد افغانستان شد و آموزش عالی خود را دردانشگاه امریکایی پی گرفت. از همان جا برای دوره ماستری به انگلستان و برای انجام دور دکترا، روانۀ امریکا گردید.

 درگزارشی آمده است که « تا اینجا همه روال زنده گی حمدالله جلوه زیبا دارد. مردی را می بینیم که خودش را با یک جهش به سفارت و اداره شورای امنیت می رساند. اما کمتر کسی میداند که در هنگام دوره دکترا، خانم او به عقد یکی از بلند پایگان شاخه خراسان داعش که اکنون به رهبری آن گروه رسیده است؛ در می آید. این خانم به شدت رادیکال و جسور است. او بخشی از کار های امور نسوان رهبر شاخه خراسان را انجام میدهد. در سال دو هزار و چهار، خواهر حمد الله محب  به عقد قاری نورزی در می آید. این قاری برادر حاجی بشرنورزی است. نورزی مسول مالی طالبان که اکنون در امریکا به جرم مدیریت یک باند بزرگ مواد مخدر زندانی است و طالبان در گفت و شنود با امریکا، خواهان رهایی او هستند.

حمد الله محب هنگام سپری کردن دوره دکترا با یک امریکایی ازدواج میکند و به سفارت می رسد. در این میان شک و شبهه ایجاد گردیده است که آیا صعود این چنین سریع حمدالله جوان بخشی از یک پروژه ظریف استخباراتی ای اس آی و یا سیا برای دراز مدت نیست؟ در میان کارمندان شورای امنیت و امنیت ملی گمانه زنی های فراوان در جولان است. اما دست ها بسته است. کسی حاضر نمی شود مساله پیگیری کند. او با زهر چشم توانسته است کارمندان میان رتبه و بلند مرتبه را ارعاب و تطمیع کند.