-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ مرداد ۸, چهارشنبه

ناقلین شمال همه از پاکستان آورده شده بودند


از صفحه بهار چوپان

سیر اشغال کشور توسط ناقلین در آثار و خاطرات بزرگان ما 



از قول پیر سیاست و دیپلماسی " نیکولا ماکیاولی " خوانده ام که خطاب به " شهریار " مورد نظر اش گفته است:" ... اگر شاه پدر کسی را به قتل برساند،ممکن‌است فرزندان مقتول فراموش کنند و شاه را ببخشند. اما اگر زمین و جایداد بندگان را غضب کند و به کسان دیگری بدهد، مالک زمین هرگز فراموش نخواهد کرد و راه دشمنی با شاه را جستجو خواهد نمود." (نقل به مضمون) 
اگر از آن منظر که ماکیاولی به نقش و اهمیت " مالکیت " و " زمین " بر چگونگی رابطه " شهریار " و " رعایا " نگاه میکند و او را از اشغال و غضب زمین مردم برحذر می دارد ، به معضل افغانستان بنگریم درخواهیم یافت که مناسبات اجتماعی مردمان ساکن در جغرافیای سیاسی مسما به افغانستان تا کجا متاثر از شیوه های " غارتی _ غنیمتی" حاکمان و حاکمیت های استبدادی _ قومی سده های پسین است. بارز ترین سند موجود " نظامنامه ناقلین قطغن " است که نشان میدهد اشغال زیستگاه طبیعی مردمان بومی و غضب زمین و دارایی های آنها بگونه روشمند و آگاهانه انجام شده است و بعنوان کارنامه حُکام و حاکمیت های استبدادی ثبت دفتر تاریخ است. عده یی و گروهی و دسته و جماعتی که هر جا می رسند با مظلوم نمایی و دیده درایی درخواست حق و حقوق میکنند، کسانی اند که از همان آغاز ورود به این سرزمین با نقض حق مالکیت و زیر پا گذاشتن حقوق انسانی و سیاسی و فرهنگی دیگران به زمین و جایداد و مُلک و منال دست یافته و به نان نوا رسیده اند. 
هر چند حاکمیت های استبدادی قومی سعی کردند و سعی می کنند، حافظه تاریخی ساکنان بومی این سرزمین را پاک‌ و دستکاری کنند، اما توفیق چندانی در این امر نداشته اند و حتی با روایت سازی و جعل و کتاب سوزی نیز قادر به از میان بردن اسناد تاریخی خیانت و جنایت و ظلم و نا مردمی های بسیار و متنوع انجام یافته نه گشته اند.
فراخواندن مردمان‌ مناطق قبایلی آنسوی مرز به اینسوی مرز به دلایل کاملا قومی و اسکان و جابه جایی آن ها بگونه غیر عادلانه در زمین و زیستگاه طبیعی مردمان بومی از جمله اقدامات و سیاست های نیندیشیده حُکام افغان است که نه پیامد های منفی و فاجعه بار آن قابل چشم پوشی و انکار است و نه هم پس لرزه های آن را پایانیست. 
بیشتر کسانی که امروز از منبر های متعدد با مظلوم نمایی و حیله گری سخن از اعاده حق و حقوق خویش به میان میارند، کسانی اند که در نهایت ۷۰ سال قبل و در دوران صدارت و جمهوری کودتایی داود خان مشهور به لیوانی سردار، از مناطق وزیرستان و مهمند و کُرم اینجسی و صوبه سرحد به اینسوی آورده شدند و زمین های حاصلخیز مردم بومی پس از اشغال به آنها داده شد. 
مرحوم مغفور حاجی عزت الله خان روایت کرده است :" در یکی از روز ها آقای قچقار خان کاکا [ که بحیث وکیل] مشوره در چاریکار از مرکز پنجشیر انتخاب شده بود، به دفتر ما آمده و به من گفت برادر زاده، شیوه خط نویسی تو خوب است، چون از دریای پنجشیر نهری به طرف کوهستان کشیده میشود تا زمین های لامزروع منطقه زیر آبیاری قرار گیرد، من برایت دیکته می کنم وتو درخواست مطالبه زمین برای تعدادی از اهالی بی زمین،کم زمین و بی بضاعت پنحشیر را بنویس تا به مقامات بالا تقدیم نمایم. درخواست را با متنی که وکیل صاحب خواسته بود نوشتم…. درخواست معنون والا حضرت افخم سردار محمد داود خان نخست وزیر افغانستان، نبشته شده بود نه اعلیحضرت همایونی المتوکل علی الله محمد ظاهر شاه پادشاه افغانستان. آنرا به جناب پادشاه صاحب رسول جان که حاکم اعلی پروان بود سپردیم. ….. قرار بر این شد تا صول حکم – از مقام صدارت- منتظر بمانیم. بعد از سپری شدن مدت معین و اطلاع از مواصلت حکم ، جمعی به اتفاق وکیل صاحب قچقار خان کاکا، به دفتر پادشاه صاحب مراجعه کردیم. امریه والا حضرت نخست وزیر صاحب محتوی این مضمون بود: شرایط سرحدات آن طرف خط دیورند ( پشتونستان) ایجاب میکند که تا برادران قبایلی خود را کمک نماییم و تعدادی از فامیل های آنها را در قطغن و تعداد محدودی را در کوهستان جابجا سازیم تا برادران ما با خیال آرام بدون احساس نا آرامی و دغدغۀ از اعاشه و امنیت فامیل های شان در مقابل حکومت پوشالی پاکستان، به مبارزه حق طلبانه شان ادامه دهند. بنا به ملحوظات بالا دولت افغانستان برای سیصد فامیل مردمان کم زمین پنجشیر،سیصد فامیل مردمان مستحق کوهستان و برای سیصد فامیل مردمان بی زمین نجراب در وادی هلمند که تازه کار اعمار بند کجکی از جانب کمپنی موریسن به کمک حکومت امریکا آغاز شده ساحات وسیعی را زیر آبیاری قرار می دهد، زمین زراعتی در نظر می گیرد.
مردمان کوهستان را به نام ناقل به هلمند می برند و مردمان ماورای سرحد آن طرف خط دیورند را به جای اینها در کوهستان به نام ناقل جابجا می کنند، این است وفاداری داود خان به پشتونستان و دشمنی با هموطنانش! داود خان پیش از آنکه یک افغان بوده باشد،یک پشتونستانی بود." ☆
چنین‌ است که هر جا و هر گاه سخن از برهم زدن مناسبات قومی قدرت و سیاست میرود و برای ایجاد دولت و حاکمیت فراقومی اهتمام‌ صورت میگیرد و بحث تقسیم قدرت و ثروت و معرفت بگونه عادلانه طرح میشود، و تامین‌حقوق شهروندی بجای حقوق کاذب قومی مطرح میشود، عده یی که پیاز شان هنوز در زمین این سرزمین بیخ ندارد و قبر اجداد شان در آنسوی مرز است اما صاحب امتیازات بی شمار سیاسی و فرهنگی و اقتصادی استند، از همه بیشتر هراسان و سراسیمه میشوند و بحث عدالت را سر چپه مطرح کرده از جایگاه مظلوم سخن میگویند و تا مرز ایزار کشی جلو میروند.
اما مردم فراموش نکرده و نمی کنند که چه کسانی، چه زمانی از کجا و از کدام راه آمدند و چگونه زیستگاه طبیعی و زمین های آبا و اجدادی و پدری آنها را اشغال و غضب کردند.
☆ راز های نهفته و خاطرات من – به قلم حاجی عزت خان – سال چاپ ۱۳۹۳ هجری خورشید – برگ ۴۹ الی ۵۲.