-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ تیر ۲۵, چهارشنبه

اینه پلیس- نفر کشته شده پلیس میگوید به من چی؟

محسن اکبرپور
روبرداشت از برگه‌ی اسدالله تیموری

"عزیزاحمد 28 ساله چگونه بدست دزدان تفنگدارشهید شد!
ساعت 11:20 دقیقه ی دیشب، او نمازخفتن را درداخل سوپرمارکت اش ادا کرده بود و روی جای نماز نشسته و تسبیح میگفت که جوانی داخل فروشگاه میشود و به برادرش که پشت میز بود میگوید:" یک آب معدنی میخواستم" برادرعزیزاحمد شیشه ی آب معدنی را به سوی این جوان درازمیکند اما او به جای گرفتن آب معدنی از وی میخواهد که مبایل و پول هایش را روی میزبگذارد. اینجاست که یک جوان دیگر نیزبا سلاح به دروازه سوپرمارکت پیدا میشود.
برادرعزیزاحمد مبایل اش را به دزد میدهد اما دزد قناعت نمیکند و با وی درگیر میشود.
عزیزاحمد از روی جای نماز با مبایل خود به فرق دزد میکوبد و سپس او نیز به دفاع از برادرش با دزدان به درگیری فزیکی می پردازد.
یکی از دزدان که مسلح بود با مرمی به ناحیه قلب عزیزاحمد شلیک میکند و سپس هر دوفرار میکنند، البته آنگونه که نزدیکان عزیزاحمد میگویند؛ دزدان هیچگونه وسیله ی نقلیه ی با خود نداشته و بگونه پیاده پا به فرارگذاشتند.
برادرعزیزاحمد که جسد خون آلود عزیزاحمد را می بیند؛ فریاد کمک سرداده به آن طرف خیابان میرود که ناگاه رنجر پولیس را درحال گشت زنی می بیند، به پولیس میگوید که برادرش را دزدان تیرباران کردند و پیاده درحال فرار هستند اما پولیس به پاسخ فرد عارض میگوید:" به ما مربوط نیست" و سپس رنجر حامل شان را حرکت میدهد.
پولیس اما میگوید موتر رنجری که از محل عبورکرده بود مربوط حوزه هفتم امنیتی بوده و این رویداد در ساحه حوزه نهم امنیتی رخ داده است. به گفته پولیس؛ حوزه های امنیتی هنگام وقوع چنین رویدادها حق مداخله به ساحات یکدیگر را ندارند. مسوولان در حوزه نهم امنیتی پولیس میگویند که آنان اطلاع وقوع این رویداد را از پولیس حوزه هفتم امنیتی دریافت کردند و سپس خود را به محل رویداد رساندند که دزدان موفق به فرارشده بودند.
به هرحال؛ عزیزاحمد جامی با شلیک گلوله دزدان شهید شد و از او یک پسرپنج ساله و یک کودک یک ساله به جا مانده است."