-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ تیر ۲۳, دوشنبه

نسل نو بخوان! بهترین داستان «معاون» شدن تاجیک ها را


به برشی از خاطرات حامد علمی نگاهی بیاندازید که حتی بی تفاهم قبلی، گماشته گان کرزی به مارشال فهیم مژده می دادند که او به حیث معاون اول درنظر گرفته شده است و مارشال خیلی خوش بود.



اشاره: مارشال فهیم که برای «معاونیت» این قدر احتیاجی کشیده بود، حالا وضعیت ضیاء مسعود، قانونی و امرالله را شفاف تر می توانید در نظر مجسم کنید. برای اشتراک دریک تکت انتخاباتی، بین رئیس و معاونان، روز ها و هفته های متوالی روی برنامه ها، دیدگاه های مشترک و برنامه های آینده مذاکراتی درجریان می باشد تا سرانجام توافق نهایی به دست می آید. اما این نمونه را نگاه کنید که هندسۀ تصورات تان را دگرگون خواهد کرد.


حامد علمی:
خاطره از انتخاب مرحوم مارشال فهیم به حیث معاون اول در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸
در قسمتی از خاطرات جناب محمد عمر داودزی که در صفحات اجتماعی به نشر می رسد، از جریان انتخاب مرحوم مارشال محمد قسیم فهیم به عنوان معاون اول جناب حامد کرزی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ ذکری به عمل آمده و بنده نیز از آن دوران خاطراتی دارم که حیفم آمد به شما در میان نگذارم.
افغانستان در آستانه دومین انتخابات ریاست جمهوری قرار گرفت. در اوایل سوال اول این بود که آیا جناب حامد کرزی بار دیگر خود را کاندید خواهد کرد یا نه؟ جناب کرزی بعد از رای زنی های فراوان تصمیم گرفت تا در انتخابات نامزد شود ولی گمانی زنی ها و بحث ها روی معاون اول ایشان به گذشت هر روز حادتر می شد ولی یک مساله روشن و هویدا بود که جناب احمد ضیا مسعود دیگر در تکت انتخاباتی ایشان نخواهند بود و تکت انتخاباتی در صدد انتخاب معاون اول از میان تاجکان می باشد، البته در قسمت معاونیت دوم که متعلق به جناب استاد کریم خلیلی بود، شک و شبه وجود نداشت.
در یکی از جلسات مشاورین ریاست جمهوری که در منزل دوم قصر گلخانه دایر شده بود، حامد کرزی مستقیما با مشاورینش مساله معاونیت اول را در میان گذاشت و از آنها طالب مشوره شد. در مجلس کسی پیشنهاد مشخص ننمود بلکه روی مشخصات نامزد و اینکه وی بتواند ثبات افغانستان و اتحاد اقوام را تقویت بخشد، بحث صورت گرفت. زمانی که جلسه به پایان رسید از جناب حامد کرزی پرسیدم که آیا این نشست روی تصمیم تان در باره معاون اول تاثیری داشت؟ نامبرده چیزی واضح نگفت فقط با این که از همه مهمتر نزد من وحدت اقوام است، اکتفا نمود.
پس از گذشت چند صباحی، بعد از ادای نماز شام در ارگ ریاست جمهوری، رئیس جمهور از من پرسید که خبرها چیست و در بیرون چه گفته می شود؟‌ گفتم که گمانه زنی ها در قسمت معاون اول شما زیاد است و مردم از هم دیگر می پرسند که معاون اول کی خواهد بود؟ کرزی آهسته مرا نزدیک خویش خواسته گفت مارشال صاحب فهیم خان همراه با استاد خلیلی معاونین من خواهند بود شما آماده گی های تان را بگیرید. پرسیدم که تصمیم تان نهایی است؟ گفتند بلی با برادران مشوره کردیم همه به این نظر استند و خودم نیز با آمدن مارشال صاحب کاملا موافق هستم.
من باید آماده گی می گرفتم. آماده گی بنده در چه حد بوده می توانست؟ چون بنده در انتخابات دور قبل سخنگوی تکت انتخاباتی بودم و در آستانه این انتخابات معاون سخنگوی ریاست جمهوری و هنوز دقیق معلوم نبود که آیا از وظیفه ام استعفا و در کمپاین انتخاباتی شان سهم می گیرم یا نه؟ بنابران تمام آماده گی ام باید در چهار چوب مسایل رسانه یی و تبلیغاتی می بود چون ‌در مسایل سیاسی و اداری دخیل نبودم.
باید برای خود برنامه تهیه می کردم و در کنار کار دفتر تا به رسمی شدن مبارزات انتخاباتی، امور را طوری ترتیب می کردم که در اوقات رسمی از کارهای کمپاین بدور می بودم و در قسمت استعمال وسایل دولتی هم محدودیت های هم داشتیم.
اولین اقدام، طرح برنامه تبلیغاتی کمپاین بود که آنرا نوشته در یک شام به رئیس جمهور سپردم و نظر به آن برنامه باید در قسمت ترتیب پوستر ها و شعار ها دست بکار می شدم. برای این هدف مهم ترین مساله عکس های هر سه رهبر کمپاین یعنی عالی جنابان حامد کرزی، مارشال محمد قسیم فهیم و استاد کریم خلیلی بود. به دفتر مراجعه کردم تا ببینم در آرشیف چه داریم. در آرشیف که به کمک غلام غوث حاتمی و همکاران شان منظما ترتیب شده بود، صدها قطعه عکس جناب کرزی موجود بود ولی عکس های جدید جناب مارشال فهیم و استاد خلیلی که برای پوستر بکار برود، دیده نمی شد بنابران باید انتخاب و گرفتن عکس های عالیجنابان در صدر برنامه کارم قرار می داشت.
با دستیاران مارشال صاحب تماس تلیفونی گرفتم و آنها وقت تعین کردند تا خودم مستقیما حضوری مارشال صاحب را در جریان قرار دهم. شام نزد مارشال صاحب رفته از برنامه ام مبنی بر جمع آوری عکس ها برای چاپ پوستر ها، تذکر دادم و وقت عکاسی تعین شد اما مارشال فهیم هنوز هم به وعده رئیس جمهور اطمینان صد در صد نداشت زیرا به گفته خودش در انتخابات دور قبل در آخرین روز ها به عوض وی جناب احمد ضیا مسعود به حیث معاون معرفی شده بود. به جناب مارشال خاطر نشان ساختم که خودم از زبان رئیس جمهور شنیده ام که از شما منحیث معاون اول یاد می باشید بنابران در حد مسئولیت و صلاحیت که امور رسانه یی و تبلیغاتی است تلاش می کنم باقی کار ها را بزرگان تصمیم خواهند گرفت و اتفاقا ساعاتی قبل آقای داودزی نیز به دیدار مارشال رفته بود و از تصمیم صد در صد حامد کرزی اطمینان داده بود.
به وقت تعین شده با کمره نزد مارشال رفته دهها قطعه عکس در حالات مختلف برداشتم ولی عیب کار در این بود که همان روز مارشال لباس نخودی بتن داشت و از طرفی هم در ساعات عصر نور کافی در منطقه کارته پروان جاییکه مارشال زنده گی می کرد، نبود و بنده به عکس ها با لباس سفید و نور کافی ضرورت داشتم. لباس سفید بخاطری که صدها قطعه عکس جناب کرزی با لباس سفید بود و استاد خلیلی همیش لباس سفید به تن می کرد و یا حد اقل من بخاطر نداشتم که لباس به کدام رنگ دیگر به تن شان بوده باشد.
رفت و آمد من به منزل مارشال و استاد حدس و گمان ها را در مورد انتخاب مارشال فهیم به حیث معاون اول را در میان همکاران دفتر ما قوت بخشید اگر چه چیزی به کسی نگفته بودم اما همکارانم در دفتر سخنگوی ریاست جمهوری همه متیقن شدند که در تکت انتخاباتی رئیس جمهور این دو تن شامل اند.
با جمعی از بزرگان به شمول آقای عمر داودزی برای نان شب به خانه مارشال دعوت شدیم. فرصت مساعد بود تا چند قطعه عکس را برای انتخاب نزد ایشان برده علاوتا برای عکاسی بار دیگر وقت بگیرم. در همان مهمانی بازهم مساله انتخاب مارشال به عنوان معاون اول و تشویش های که نزد ایشان و همراهان شان بود مطرح شد و آقای داودزی با اطمینان تمام رو به طرف ما دور داده به مارشال گفت که این برادارن هر کدام مستقیما از زبان رئیس صاحب شنیده اند که شما معاون اول هستید و در این باره هیچ گونه تشویش نداشته باشید. بعد از صرف طعام بازهم مساله وقت عکس گیری را با مارشال در میان گذاشته تصمیم داشتم تا روز جمعه را برای عکاسی اختصاص دهد اما روزهای جمعه برای شان زیاد مناسب نبود چون تا نماز جمعه در منزل با خانواده می بودند. بنابران مناسب ترین وقت همان جمعه بعد از ادای نماز بود. این بار غلام غوث حاتمی عکاس دفتر سخنگو را با خود بردم تا روز جمعه اش را در اختیار ما قرار دهد. به همین ترتیب به جناب استاد کریم خلیلی تعین نموده، عصر یک روز در کارته سه در منزل شان دهها قطعه عکس از ایشان برداشتم.
دو مشکل دیگر مسلکی ظهور کرد یکی انتخاب عکس حامد کرزی از میان صدها قطعه عکس و دیگری عکس های که مناسب هر دو معاونین چون به نور یکسان و چهره های بشاش هر دو ضرورت داشتم. علاوتا روزی جناب کرزی از من پرسید که کار هایت چطور پیش می رود؟ به شوخی گفتم که با چشمان دو معاون تان مشکل دارم چون در اکثریت عکس ها چشمان مارشال مرحوم و استاد خلیلی نیمه بسته معلوم می شود.
کار عکاسی تمام شد و رئیس جمهور در راس یک هیات دولتی عازم ایالات متحده امریکا بود. بنده جز هیات مقدماتی که شامل نماینده گان ریاست محافظت رئیس جمهور، تشریفات ارگ و وزارت امور خارجه بود، باید یک هفته قبل به آن کشور می رفتم و تدارکات سفر را همراه با اعضای سفارت افغانستان در ایالات متحده امریکا می گرفتیم اما تا هنوز زمان برای ثبت نام نامزدان انتخابات ریاست جمهوری باقی بود.
ساعتی قبل از سفر به امریکا رئیس جمهور را دیده خواستم با آخرین معلومات راهی سفر شوم و پرسیدم که اگر رسانه ها در مورد معاونین شما پرسیدند چه جواب ارائه کنم؟ رئیس جمهور با قاطعیت گفت مارشال صاحب معاون اول و استاد خلیلی معاون دوم من خواهند بود اما تا آمدن و ثبت نام رسمی منتظر باشید.
در ایالات متحده امریکا در اولین ملاقات با آقای سید طیب جواد سفیر افغانستان در واشنگتن، دو طرف از آخرین تحولات در کابل پرسیدیم. آقای جواد از نامزدی آقای هدایت امین ارسلا برایم اطلاع داد چون در سفر بودم از این مساله آگاهی نداشتم و من از تايید معاونیت مارشال صاحب گفتم اگرچه آقای جواد این مساله را شخصا از رئیس جمهور شنیده و آگاهی کامل داشت.
چند ساعت قبل از پرواز به ایالات متحده امریکا حامد کرزی با مارشال فهیم و استاد خلیلی به دفتر کمیسیون انتخاب رفته رسما ثبت نام کردند و بعدا با مقامات عالی رتبه دولت روانه واشنگتن شدند. به مجرد رسیدن به میدان هوایی در اولین ملاقات به ایشان عرض کردم که رسانه های امریکایی در قسمت انتخاب مارشال فهیم حساس شده و پرسش های زیاد را در میان گذاشته اند. رئیس جمهور پرسید که آیا در این مورد اظهار نظر رسمی کرده ایم؟ من که پیام رئیس جمهور را با خود داشتم تا منتظر باشم، چیزی به رسانه های نگفته بودم و سید طیب جواد نیز از اظهار نظر خود داری کرده بود، به رئیس جمهور اطمینان دادیم که حرفی نگفته ایم. رئیس جمهور آفرین گفته افزود که مارشال اندیوال روز های بد ماست امریکایی ها هرچه می گویند دلشان ولی مارشال خیرخواه این وطن است.
در برنامه کاری رئیس جمهور صرف چای صبح با رسانه ها نیز گنجانیده شده بود و در سالون اقامت ایشان میز چای صبح با رسانه ها ترتیب یافت که سفارت افغانستان در واشنگتن با بهترین صورت آن را تزين و نماینده گان رسانه های معتبر امریکای را دعوت نموده بود.
رئیس جمهور در جایگاه خویش قرار گرفت و مهمانان را به چای دعوت نموده نخست خودش از میز که با نظم خاص چیده شدن بود صبحانه برداشت بعدا مهمانان را به چای و انواع مختلف کیک و کلچه دعوت نمود. بعد از سخنرانی مختصر نوبت سوالات رسید و اولین سوال از خانم لورا لوگان خبرنگار شبکه سی بی ایس امریکا بود و پرسید چرا مارشال فهیم را منحیث معاون اول تان انتخاب کردید؟ رئیس جمهور در حالیکه پیشانی اش چین برداشت گفت که مارشال رفیق روز های بد ماست و اشتباها در انتخابات پیشتر بنابر بعضی مسایل وی را انتخاب نکردم. او مجاهد است و خدمتگار وطن می باشد. ما به وحدت ملی نسبت به هر چیز دیگر اهمیت قایل هستیم بنابران خواستم با انتخاب وی اشتباه گذشته خویش را جبران کنم و تکرارا گفت که:
I made a mistake, I want to correct it.