-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ مرداد ۸, چهارشنبه

با پنجشیری ها کاری کنم که دیگر شوق سیاست نکنند


سخن نژاد پرست اعظم، تصادفی نیست؛ مصوبه است.



یک مآمور خفیه قصه می کند که اشرف غنی باری دریک جلسۀ «خودی» با طمطراق گفت: با پنجشیری ها کاری کنم که دیگردرتاریخ شوق سیاست نکنند.
یکی از پیشتازان کرنش و مصحلت، سال ها بعد، روایت مشابهی از گفتار غنی را فاش کرد که خینه بعد از عید بود.

چرا بالای پنجشیری تا به این حد دندان خایی می کنند؟ البته این امری سرسری و تصادفی نیست. پنجشیر، سنگرگاه راهبردی، ازچهل سال بدین سو، محور وبستر هویت جدید سیاست و دفاع از افغانستان بوده و هنوز در زورآزمایی های بعدی، گره گاه دو کمرگاه هندوکش شمالی و جنوبی و مسلط بر پایگاه بگرام و کابل است.

غنی یکی از شارلاتان های به شدت افسارگسیخته و نژاد پرست اداری در سیستم جهانی سرمایه داری است که سرانجام در ایام کهولت، قرعۀ مآموریت افغانستان آشوب زده به نامش زده شد. 

 در محضر ده ها نماینده بین المللی، به جای قرار دادن اولویت کار بر نجات اقتصادی و استرداد ثروت های نقدی از دزدان خارج نشین، درخدمت جنرال سکات میلر نقش ناظر چالاک و گردن باریکی را اجرا می کند که برایش درنظر گرفته اند تا پنجشیر را قلمرو مجزا، فاقد قانون و پناهگاه خاطیان واخلاق باخته گان به قلم دهد.

پنجشیر را از روی رانده های چموش مشرب و بردۀ مادیات محض، نتوان به داوری گرفت. غنی، یافته های مستند پژوهشگرمدنی را در مورد آن که لواطت درلوگر بیداد می کند، ناپدید و محقق را از افغانستان مفرور ساخت. حمید قیومی آن دزدمادرزاد امریکایی را که وجدانش چونان ماهی از آب کشیده و رها شده در شنزار داغ، گندیده؛ نادیده گرفت؛ اکلیل حکیمی آن فریبکار به ظاهر محترم، هنوز در امریکا از هوای قباحت های مرتکبه نفس می کشد؛ بر دزدی های روف ابراهیمی، زاخیل وال، فاروق وردک، داستان های فضلی  وده ها خائن شاخدار، «یهودا» وار چشم بست.  
وی درآستانۀ رهایی شش صد تروریست اعدامی طالبان، برای معرفی یکی از اسامیان مکروه پنجشیری، ( کرام الدین) بر شخصیت وعزت نام آوران پنجشیر درعرصه سیاسی، فرهنگی، تاریخی و جنگی پردۀ فراموشی می اندازد تا نگاه های غیظ وغضب قوای خارجی و لشکرهای طالبان تروریست را به سوی یگانه امیدگاه دفاع از افغانستان، شرف و جمهوریت آینده معطوف بدارد. 
جهال تاریخی اطلاع یافته اند که پنجشیر درنبرد های تاریخی وملی که قرار است آغاز شود، کماکان مدینۀ مقاومت ملی و امیدهای نا میرنده برای بقای کشور خواهد بود.
پنجشیر هنوز زخم های خود را درمان نکرده است، خطه ای است مبرا از کشت کوکنار، اتتحار، آدم فروشی. و کدخدا های شهرنشینش همه دست نگر  غنی ها اند و اما همه از آن سنگر خالی، در هول وهراس اندر. سخن کلاهبردار اعظم ارگ، تصادفی نیست؛ یک مصوبه و چکیدۀ یک قطعنامه بین نماینده گان بین المللی، طالبان و تسلیمی های پنجشیری است.