-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ تیر ۲۷, جمعه

نکاتی به آقای حامد علمی

نوشتۀ محمد عثمان نجیب - آلمان

مارشال فهیم فقید بزرگ تر از آن بود که شما کوچک نمایی کرده اید.



آن چی را شما در مورد معاونیت اول ریاست جمهوری دور دوم مارشال صاحب فقید نوشته اید.، روی کردی بوده که پیش چشمان تان رخ داده. اما کوتاه. یعنی جناب محترم کرزی به شما گفته اند که مارشال صاحب فهیم در دور دوم انتخابات به حیث معاون اول شان حضور دارند. شما تا این جای موضوع آگاه شدید. 
که باید شرح می دادید.
اما سوگ مندانه که پا فرا نهادید و مارشال را یک نماد تمام قد وامانده و بی چاره برای احراز معاونیت اول ریاست جمهوری کردید.
روش نوشتار نرم تان چنین می رساند که اگر شما و آقای داود زی نه می بودید، مارشال صاحب فقید هم چنان بی خبر و در انتظار باقی می ماند. 
در جایی از خاطره ی تان یاد کرده اید که مارشال و کسانی که آن شب در دعوت میزبان شما بودند، دلهره و تشویش داشتند. یعنی اگر شما و آقای داود زی نه می بودید، شاید همه سکته می کردند.
لازمه ی اخلاقی نگارنده گی هم این است تا از آن روی  سکه سخن به خورد قلم بدهیم که بر ما روشن است.
 مارشالی که پنج سال تمام با صبر و شکیبایی در کنج خانه نشست و فرصت های فراوان و ریزرف های قدرت مندی را که در اختیار داشت و می توانست رژیم کرزی را در هر نوعی به چالش بکشد، به کار نه بست را نه باید متهم به نوعی انتظار با تضرع کنیم.
منطق هم نه می پذیرد که وقتی شخصیت مطرح و اثر گذاری مانند مارشال فهیم، دوباره از سوی همان کسی که کنار زده شده است به معاونت اول ریاست جمهوری کشور کاندید می شود، خودش بی خبر باشد و گفت و گو های پیش از آن نه داشته بوده باشند و به توافقات معینی نه رسیده باشند؟
راز داری یکی از دلایلی است که بیشتر صرف امور سیاسی نظامی و کشوری می شود. و به گمان غالب آقایان مورد بحث ما پذیرفته بودند که حقایق پشت پرده هم چنان یک راز باقی بماند. و چنان شده باشد.
مارشال فقید باور و اعتماد بیش از حد لازم بالای کرزی صاحب داشتند، در حالی که آقای کرزی در مراوده با مارشال دوگانه گی را دنبال می کردند،
با تجربه ی سفر های که پیش از سفر مارشال صاحب به ولایت ننگرهار به میزبانی شهید حاجی عبدالقدیر  داشتیم، من در نزدیکی مارشال صاحب، پهلوی درب هلی کوپتر نشسته بودم. با وجود سر و صدای زیاد و معمولی که این گونه طیارات دارند، من خدمت شان پیشنهاد کردم که در صحبت های تان یک سره از کرزی توصیف و یاد نه کنید، و در سیاست خوش باوری زیاد نه داشته باشید، شما هم معاون اول ایشان هستید و توانایی های شما به حیث کلان یک نیروی قدرت مند مردمی، سیاسی و نظامی کم نیست، چیزی را که کرزی صاحب تنها در وجود آمریکایی ها دارند.فقط لب خندی زدند و گفتند تو جنرال کم خور بالا نشین هستی. 
هم سفر های ما به یاد دارند که ده دقیقه پس از نشست طیاره ها، هنگام عبور کاروان موتر ها از داخل شهر جلال آباد به سوی اقامت گاه، بمی  مقابل موتر حامل شان انفجار کرد که جریان های بعدی را همه به یاد دارند. 
در نخست شهید حاجی عبدالقدیر و بعد هم مارشال فقید هم زمان با آقای کرزی صحبت تلفنی کردند. 
حالا من صلاخیت دارم فقط تا همین جای رخ داد را به شما بنویسم و نوشتم. این که ذهن مارشال تراوش چی امری را داشت و یا در پس زمینه های این همه باور یک جانبه بالای کرزی صاحب چی بود؟ من نه می دانم. و حق هم نه دارم از خود چیز دیگری بنویسم. 
آقای علمی:
توجه داشته باشید که این نوشته های تان روزی یک بخشی از تاریخ را تدوین می کند.
هر چند من و شما شناخت حضوری کم داریم و در زمانی که مارشال صاحب دوستم به هدایت شهید استاد ربانی در سرپرستی ارگ بودند و آن جا اقامت داشتند، یک بار دیدیم و مرحوم عبدالرحیم فرزام هم با ما بودند. اما چون شما شخصیت نام دار رسانه یی کشور ما می باشید، انتظار ما از شما بلندتر است نسبت به آن چی را رقم می‌زنید.
هرگاه این موارد را در باره ی صالح و قانونی و استاد عطا بگویید، کاملن سازگار است.
چون این ها خود معترفین درگاه ها برای احراز قدرت هستند و اسناد فروانی برای بدنامی تاریخی شان به جا مانده اند.
توانایی های مارشال فهیم را کرزی صاحب بیشتر از همه می دانند.
 ماندگاری های مداوم استاد عطامحمد خان نور در کرسی استان داری ولایت بلخ یکی از نمونه های آن است. 
کرزی صاحب بار ها تلاش به بر کناری آقای نور کردند. اما هر بار به دست رد از سوی مارشال مواجه شد.  از این مورد باری استاد عطامحمد که هنوز به این حال نیافتاده بودند، از مارشال هم یاد کردند و هم سپاس گزاری.
شاید حالا فراموش کرده باشند.